علامه مجلسی
بسم الله الرحمن ارحیم (شخصیت معنوی علامه مجلسی نویسنده کتاب ارزشمند بحارالانوار
اللهم صل علی محمد وال محمد
علاوه بر شخصيت ظاهري، علامه مجلسى از نظر روحي نيز مدارج معنوى و کمالات روحى را پيمود تا آنجا که مصداق واقعى «عالم ربّانى» گشت که با نگاهي بر سجاياى اخلاقى ايشان کاملا روشن مىشود، از جمله خصائص بارز اخلاقى علامه مىتوان به اين موارد اشاره نمود:
1-ياد خداوند:
شاگرد گرانقدر او «سيد نعمت اللّه جزائرى» در مورد استاد خود گفته است:علامه هيچگاه از ياد خدا غافل نبود و تمام اعمالش را با قصد قربت انجام مىداد
-زيارت:
علامه به «زيارت» ائمه هدى عليهمالسلام اهميت فراوان مىداد و با وجود مشکلات آن زمان و امکانات بسيار ابتدايى براى مسافرت، چندين بار به زيارت ائمه عراق، بقيع و مشهد مقدس نائل شد و هر بار مدتى طولانى در جوار آن بزرگواران سکنى گزيد. ايشان چندين بار نيز به حج خانه خدا مشرف شد.
3-توسل:
توجه خاص به توسل به معصومين عليهمالسلام باعث گرديد علامه مجلسى پيرامون ادعيه و زيارات مطالب فراوانى در بحار الانوار بياورد و بجز آن، چند کتاب مستقل نيز در موضوع ادعيه و زيارت تأليف نمايد از جمله: «زاد المعاد» که مرجعى مهم در کتب ادعيه متأخر است و«تحفة الزائر» و ترجمههايى از زيارت جامعه کبيره و دعاى سمات و...
4-تواضع:
تواضع علامه مجلسى از ديگر خصائص اوست. علامه هيچگاه به مقام اجتماعى و بالا و پايين بودن موقعيت يا سنّ افراد نگاه نمىکرد. او از سيد على خان مدنى، شارح گرانقدر صحيفه سجاديه مطالب فراوانى در بحار آورده است و مىدانيم که سيد على خان 15 سال کوچکتر از علامه بوده و از حيث مقام و منزلت اجتماعى هم به او نمىرسيد. خلاصه اينکه جمع شدن همه اين خصائص روحى و کمالات معنوى با علم و دانش گسترده علامه، از او شخصيتى ممتاز ساخته بود که در تاريخ مثل و مانندى براى او دشوار پيدا مىشود.
5-زهد و پارسايى:
يک ويژگى بسيار مهم در زندگى اين بزرگ مرد، زهد و پارسايى و ساده زيستى اوست. علامه در عهد صفوى مىزيست و شيخ الاسلام حکومت صفوى بود و در يک کلام، تمام امکانات دولت در اختيار او بود، در مجلس تاجگذارى شاه عباس دوم حضور داشت که علامه از او خواست شراب خوارى و فروش آن و برخى اعمال منکر ديگر ممنوع شود. او هم به توصيههاى علامه عمل کرد، علامه که سياستمدارى مقتدر بود، با تدبير خويش در زمان سلاطين بىکفايت صفوى کشور را از حمله و تجاوز دشمنان حفظ نمود. براي درک اين مطلب کافيست بدانيم که دقيقا پس از وفات علامه مجلسى کشور دچار هرج و مرج شده و افغانها به ايران حملهور شده حکومت صفويه را سرنگون نمودند. او با استفاده از اقتدار اجتماعى و سياسى خويش بسيارى از نسخههاى کمياب کتب قدما را استنساخ کرده ميراث عظيمى از تشيع را از نابودى نجات داده که تأليف بزرگترين دائرة المعارف حديث شيعه در غير چنين زمانى و با عدم امکانات اقتصادى بسيار دشوار مىنمود. اما با همه اينها زندگى شخصى علامه در نهايت زهد و سادگى سپرى مىشد.