نویسنده موضوع: گذری بر فرورفتن در سرزمین بیداء  (دفعات بازدید: 415 بار)

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
گذری بر فرورفتن در سرزمین بیداء
« : آوریل 20, 2010, 02:12:31 pm »
خَسف، به معنای فرورفتن، و بَیداء منطقه ای میان مکه و مدینه است. مقصود از خسف بیداء این است که سفیانی، لشکری برای مقابله با امام مهدی(عج) به سمت مکه گسیل می دارد. هنگامی که لشکر او به منطقه بیداء می رسد، به گونه ای معجزه آسا به امر خداوند، در دل زمین فرو می روند. امام باقر علیه السلام دراین باره فرمود: «به فرمانده سپاه سفیانی خبر می رسد که مهدی به سوی مکه رفته است. پس لشکری را در پی او روانه می کند، ولی آن حضرت را نمی یابد. چون لشکر سفیانی به سرزمین بیداء می رسد، ندا دهنده ای از آسمان آواز می دهد: ای سرزمین بیداء! آنان را نابود کن. آن سرزمین هم لشکر را در خود فرو می برد. در این جریان، فقط دو نفر سالم می مانند که یک نفر به عنوان بشارت دهنده این خبر را به امام مهدی(عج) می رساند و دیگری به عنوان هشدار دهنده خبر را برای سفیانی می برد».
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : گذری بر فرورفتن در سرزمین بیداء
« پاسخ #1 : آوریل 20, 2010, 02:25:17 pm »
در جایی چنین بنوسته اند:

حضرت امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «قائم(ع) وارد نجف اشرف مي‌شود، سفياني با يارانش از كوفه حركت مي‌كند، حضرت با آنها محاجّه مي‌كند... . آنگاه پرچم پيامبر اكرم(ص) را به اهتزاز در مي‌آورد، فرشتگان بدر به ياري‌اش فرود مي‌آيند... . پس سپاه سفياني را شكست داده، تا داخل كوفه به عقب‌نشيني وادار مي‌كند.



اشاره:


بر اساس تسلسل زماني، نخستين علامتي كه از علايم حتمي ظهور مبارک امام زمان(ع) رخ مي‌دهد، خروج سفياني است. شيخ صدوق، با سند صحيح از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمود: «پيش از قيام قائم(ع) پنج نشانة حتمي است: يماني، سفياني، بانگ آسماني، قتل نفس زكيّه و خسف سرزمين بيدا».1 حميري با سند صحيح از امام رضا(ع) روايت كرده كه فرمود: «امر قائم(ع) از سوي خدا حتمي است، خروج سفياني نيز از سوي خدا حتمي است و هرگز بدون سفياني قائم(ع) قيام نخواهد كرد».2

در گفت‌وگوهاي شماره‌هاي پيشين موعود، پيرامون خروج سفياني از وادي يابس، سيطره‌اش بر سه كشور سوريّه، اردن و فلسطين و نبرد قرقيسيا سخن گفتيم، در اين شماره پيرامون جنايات خون‌بارش در سرزمين عراق سخن مي‌گوييم و گفت‌وگو پيرامون «خسف بيداء» را به فرصتي ديگر موكول مي‌كنيم. در آغاز برخي از ويژگي‌هاي وي را مرور مي‌كنيم.


كارنامة سياه سفياني در عراق

از محضر امام صادق(ع) در مورد خروج سفياني پرسيدند، فرمود: «سفياني هرگز خروج نمي‌كند، جز اينكه پيش از او «شيصباني»1 در سرزمين كوفه خروج كند، سپاهيانش همانند آب كه از زمين مي‌جوشد، چون مور و ملخ در اطراف او گرد آيند و جمعيّت شما را هلاك كنند. پس از خروج شيصباني منتظر خروج سفياني، سپس ظهور قائم(ع) باشيد».2

عراق، تنها هدف سفياني
نعماني با سند صحيح از امام باقر(ع) روايت كرده كه سفياني پس از كشتن ابقع و اصهب، هدفي جز عزيمت به سرزمين عراق ندارد. سپاه سفياني در قرقيسيا نبرد سختي كرده، يكصدهزار تن از ستمگران را بر خاك مذلّت انداخته، سپاهي هفتاد هزار نفري به سوي كوفه گسيل مي‌دارد. آنها اهل كوفه را مي‌كشند، به دار مي‌زنند و اسير مي‌گيرند.

در آن هنگام، پرچم‌هايي از سوي خراسان شتابان حركت مي‌كنند كه شماري از ياران حضرت(ع) در ميان آنهاست. سپس يكي از شيعيان كوفه با جمعي از افراد ناتوان خروج مي‌كند، كه در ميان كوه و حيره به دست سرلشكر سفياني كشته مي‌شود؛3 امام باقر(ع) در حديثي، كاركرد سفياني را شرح مي‌دهد و در فرازي از آن مي‌فرمايد: «تنها انگيزة سفياني و خشم و حرص او شعيان ما مي‌باشد».4 اميرمؤمنان(ع) در اين رابطه مي‌فرمايد: «سپاه سفياني به جست‌وجوي اهل خراسان مي‌پردازد، هر كجا شيعه‌اي از شيعيان آل‌محمّد(ع) را پيدا كند به قتل مي‌رساند».5

از طريق عمّار ياسر روايت شده كه سپاه سفياني چون تاريكي شب پيش مي‌رود، با هر چه مواجه شود در هم مي‌شكند، تا وارد كوفه شده، شيعيان آل محمّد(ع) را به قتل برساند. آنها همه جا به جست‌وجوي اهل خراسان مي‌پردازند.6



شاخص‌ترين اقدامات سفياني در عراق.

1- سيطرة سفياني بر شهر كوفه
پيامبر اكرم(ص) به هنگام شمارش «أشراط السّاعة» يعني حوادث ده‌گانه‌اي كه بايد پيش از رستاخيز رخ دهد، از خروج سفياني و سيطره‌اش بر كوفه سخن گفته است.7 اميرمؤمنان(ع) در اين رابطه مي‌فرمايد: «پسر هند جگرخواره، از تبار ابوسفيان، عثمانْ نام، پسر عنبسه، مردي چهارشانه، بدچهره، سر ستبر، آبله‌رو و كورنما از وادي يابس خروج كرده، در سرزمين كوفه فرود آيد، بر منبر آن قرار مي‌گيرد».8 امام باقر(ع) در اين زمينه فرمود: «آنچه انتظار مي‌كشيد اتّفاق نمي‌افتد، جز هنگامي كه سفياني بر فراز منبرِ آن قرار بگيرد. در آن هنگام قائم آل محمّد(ع) از سوي حجاز به طرف شما حركت مي‌كند».9


1ـ1. تقارن خروج سفياني با يماني و خراساني: فضل بن شاذان با سند صحيح از امام صادق(ع) روايت كرده كه فرمود: «خروج سه تن: خراساني، سفياني و يماني، در يك سال، يك ماه، و در يك روز خواهد بود».10 نظير همين تعبير از امام باقر(ع) نيز روايت شده است.11در فرازي از اين حديث آمده است: «سفياني و خراساني، يكي از مشرق و ديگري از مغرب، به سوي آنها (بني‌العبّاس) خروج مي‌كند و مانند دو اسب مسابقه، هم‌زمان وارد كوفه شوند و نابودي بني فلان ـ بني‌العبّاس ـ به دست آنها خواهد بود».12


1ـ2. دوازده نيروي مسلّح در كوفه: امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «ابقع خروج كرده، با قومي كه ابزار و ادوات جنگي دارند مي‌جنگد، سفياني خروج كرده با هر دو مي‌جنگد. سفياني اخوَص ملعون13 بر همة آنها پيروز مي‌شود. آنگاه منصوريان (يماني پيروز) با سپاهيانش، با شوكت و قدرت، از صنعا خروج كرده، با پرچم‌هاي زرد و جامه‌هاي رنگين با سفياني درگير شده، آنها را به شيوة عهد كهن از پاي در مي‌آورد.

در آن ايّام دوازده پرچم شناخته شده در كوفه نصب مي‌شود. مردي از تبار امام حسن يا امام حسين(ع) كه به سوي پدرش فرا مي‌خواند، در كوفه كشته مي‌شود و مردي از مواليان خروج مي‌كند كه وصفش معلوم است و در كشتار اسراف مي‌كند و به دست سفياني كشته مي‌شود.14


1ـ3. نسل كشي سفياني در كوفه: اميرمؤمنان(ع) در مورد نسل كشي سپاه سفياني مي‌فرمايد: «لشكر اعزامي سفياني به شرق، هفتاد هزار نفر را در كوفه مي‌كشد، شكم سيصد زن را مي‌شكافد و به هنگام ورود به كوفه گروه انبوهي را به قتل مي‌رساند».15 و در حديث ديگري فرمود: «سپاه اعزامي او به شرق، وارد كوفه شده، چه خون‌هايي كه ريخته شود، چه شكم‌هايي كه دريده گردد، چه اموالي كه به يغما رود و چه خون‌ها كه هدر شود».16 و در فرازي از خطبه‌اش فرمود: «سپاه سفياني وارد كوفه مي‌شود، كسي را در آنجا فروگذار نمي‌كند، جز اينكه مي‌كشد، اشياء قيمتي را مي‌بيند و متعرّض نمي‌شود، ولي كودكان را دستگير كرده گردن مي‌زند».17 از طريق عمّار ياسر روايت شده كه سفياني وارد كوفه شده، دوستان و شيعيان آل محمّد(ص) را به قتل مي‌رساند و شخصيّت معروفي را در آنجا مي‌كشد.18


1ـ4. در به در به دنبال شيعيان: امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «گويي سفياني (يا امير لشكر سفياني) را مي‌بينم كه در رُحْبَة كوفه19 رحل انداخته، منادي‌اش فرياد مي‌زند: «به هر كس سر شيعه‌اي را بياورد، هزار درهم جايزه مي‌دهم». پس همسايه به همسايه يورش برده، گردنش را مي‌زند و مي‌گويد: اين نيز از آنها مي‌باشد. پس هزار درهم جايزه مي‌گيرد».20

آنگاه از وضع زمامداران سخن مي‌گويد و از جاسوسان ماسك‌دار خبر مي‌دهد كه خود را از پيروان آيين شما نشان مي‌دهند، شما را شناسايي مي‌كنند و از يكايك شما گزارش تهيّه مي‌كنند. چنين افرادي جز، حرام‌زادگان نخواهند بود.21


1ـ5. ويراني كوفه به دست سفياني
در ذيل آية شريفة: «و إن من قريةٍ إلّا نحن مهلكوها»22 از مقاتل نقل شده كه عامل ويراني هر شهري را بر شمرده، در مورد كوفه مي‌گويد: «امّا ويراني كوفه به دست سفياني از تبار عنبسه از آل ابي سفيان مي‌باشد».23 حذيفه نيز از رسول اكرم(ص) روايت كرده كه فرمود: «سپاه سفياني به سوي كوفه سرازير مي‌شوند و اطراف كوفه را ويران مي‌كنند».24


2. سفياني بر كرانة رود دُجَيل
پيامبر اكرم(ص) در مورد كاركرد سفياني مي‌فرمايد: «چون سفياني از فرات عبور كند و به محلّي به نام «عاقرقَوْفا»25 برسد، خداوند ايمان را از دلش مي‌زدايد، در كرانة رود دُجيل هفتاد هزار مرد جنگي و بيش از آن از افراد غير نظامي را به قتل مي‌رساند. بر خزانه دست پيدا مي‌كند، نظاميان را مي‌كشد و شكم بانوان را مي‌شكافد، به اين بهانه كه شايد حامله باشند و فرزند پسر به دنيا آورند».26 در ادامه مي‌فرمايد: «بانوان قريشي از رهگذرها و قايق‌ران‌ها استمداد مي‌جويند و از آنها مي‌خواهند كه آنان را سوار كرده، به منطقة امني ببرند، ولي آنها به جهت دشمني با اهل‌بيت آنان را سوار نمي‌كنند».27

در حديث ديگري مي‌فرماید: «براي پسرعموهايم (بني‌العبّاس) شهري در سمت مشرق، در ميان دجله، و دجيل خواهد بود... نابودي آن به دست سفياني مي‌باشد. گويي با چشم خود مي‌بينم كه سقف‌هاي آن روي پايه‌هايش فرو ريخته است».28


3. جنايات سفياني در شهر بصره
سفياني سه بار وارد بصره مي‌شود، اشراف (سادات) را مي‌كشد، عزيزان را بر خاك مذلّت مي‌نشاند، بانوان را به اسارت مي‌برد؛ واي بر آبروهاي بر باد رفته، شمشيرهاي از نيام بر آمده، كشته‌هاي روي هم انباشته و دامن‌هاي در مورد تعرّض قرار گرفته.29


4. كاركرد سفياني در عَينُ التّمر
در منابع حديثي آمده است كه، سفياني در «عَينُ التّمر»30 هفتاد هزار نفر را به قتل مي‌رساند.31


5. ديوار حايل
سفياني با لشكري جرّار به سوي عراق حركت مي‌كند، يكصد هزار نفر به دنبال او حركت مي‌كنند، در بين جلولا و خانقين سدّ ايجاد مي‌كند و معترضان را همانند گوسفند سر مي‌برد.32


6. كشار فجيع در موصل
در خطبة البيان منسوب به اميرمؤمنان(ع) آمده است: «سفياني پس از حوادث خون‌بار حِمص، حلب، رقّه، رأس‌العين و نُصَيبين، وارد موصل مي‌شود، مردم بغداد در آنجا گرد آيند و اهالي شهر حضرت يونس به لخمه مي‌روند، نبرد سختي در موصل رخ مي‌دهد كه تعداد شصت هزار نفر در آن ميان كشته مي‌شود».33


7. جنايات بي‌شمار سفياني در بغداد
از پيامبر اكرم(ص) روايت شده كه سپاه سفياني بيش از پانصدهزار نفر را در بغداد به قتل مي‌رساند.34 اميرمؤمنان(ع) در فرازي از يك خطبة طولاني از كشته شدن هفتاد هزار نفر در بغداد خبر داده است.35 امام صادق(ع) از انتقال پايتخت عبّاسيان به زوراء (بغداد) خبر داده، در فرازي از آن مي‌فرمايد: «در آن هنگام سفياني خروج كرده بدترين شكنجه‌ها را روا مي‌دارد».36


8. درگيري‌هاي پراكنده
امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «هنگامي كه سفياني بر ابقع، منصور، كندي، ترك و روم چيره شود، به سوي عراق عزيمت مي‌كند... بر شهري سيطره پيدا مي‌‌كند، كشتار فجيعي در آن به راه مي‌اندازد، افرادي را ـ صبراً ـ مي‌كشد و شش تن از افراد برجستة بني‌العبّاس را به قتل مي‌رساند».37 و در حديث ديگري از درگيري سپاه سفياني در اصطخر، قومس، دولات ري، مرز زريخ... ري، بابل، مداين و نصيبين و حوادث مرگ‌بار در آنها سخن گفته است.38


9. ديگر جنايت‌ها
آنچه گفته شد نمي از يَم و اندكي از جنايات بي‌شماري است كه سفياني در عراق مرتكب مي‌شود. در حديثي، امير بيان مولاي متّقيان(ع) شماري از جنايات او را بر شمرده كه در زير مي‌آوريم:
1. دستگيره‌هاي اسلام را يكي پس از ديگري نابود مي‌كند،
2. اهل دانش و فضيلت را مي‌كشد،
3. قرآن‌ها را طعمة حريق مي‌سازد،
4. مساجد را ويران مي‌كند،
5. محرّمات را مباح مي‌سازد،
6. دستور ساز و آواز در كوچه و بازار مي‌دهد،
7. فرمان باده نوشي در گذرگاه‌ها صادر مي‌كند،
8. كارهاي ناشايست را مباح اعلام مي‌كند،
9. از انجام فرايض جلوگيري مي‌كند،
10. در گسترش فسق و ستم تلاش مي‌كند،
11. هر لحظه بر طغيان و سركشي خود مي‌افزايد،
12. از روي دشمني با اهل‌بيت، هر كس را كه نامش: محمّد، احمد، علي، جعفر، حمزه، حسن، حسين، فاطمه، زينب، رقيّه، امّ كلثوم، خديجه و عاتكه باشد، به قتل مي‌رساند،
13. كودكان را جمع مي‌كند، در ديگ با زيتون مي‌جوشاند،
14. دو كودك را كه حسن و حسين نام دارند، دستگير كرده، به دار مي‌زند.39



افول قدرت سفياني و بشارت ظهور

جنايات بي‌شمار سفياني موجب مي‌شود كه گروه‌هاي غيور با يكديگر پيمان بسته، عليه سفياني خروج كنند، كه به چند نمونه از آنها اشاره مي‌كنيم:
1. سپاه سفياني بر عفّت سي هزار دوشيزه در كوفه تعدّي مي‌كنند، سپس سرهاي آنها را برهنه كرده، به عنوان برده در معرض فروش قرار مي‌دهند... خبر به اهل بصره مي‌رسد، از دريا و خشكي حمله مي‌كنند و زن‌ها را از دست آنها رهايي مي‌دهند.40
2. نيروهايي از كوفه و بصره هم پيمان شده‌اند، با سفياني به نبرد مي‌پردازند.41
3. سفياني چهل روز با آنها درگير مي‌شود، چون نيروي كمكي نمي‌رسد، ناگزير با روميان قرارداد صلح امضا مي‌كند، كه هيچ يك از طرفين، چيزي به طرف ديگر پرداخت نكند.42
4. سيّد هاشمي با پرچم‌هاي سياه به پرچم‌داري «شعيب بن صالح» از خراسان حركت مي‌كند، در دروازة اصطخر با سپاه سفياني درگير مي‌شود، نبرد سختي روي مي‌دهد، پرچم‌هاي سياه پيروز مي‌شوند و سپاه سفياني فرار مي‌كنند.43
5. به هنگام خروج سفياني از كوفه، دو سپاه متّحد شده، با سپاه او مي‌جنگند، آنها را از پاي در مي‌آورند، غنايم و اسيران جنگي را از دست آنها مي‌رهانند.44
6. جوان هاشمي، با خالي در كف دست چپ، با پرچم‌هاي سياه و جلوداري مردي از بني تميم به نام شعيب بن صالح، با سپاه سفياني نبرد مي‌كند و آن را شكست مي‌دهد.45

7. پرچم‌هاي سياه سپاه سفياني شكست داده، آنها را تا بيت‌المقدّس عقب مي‌رانند و زمينه را براي حكومت حضرت مهدي(ع) فراهم مي‌سازند.46
بشارت ظهور: پيشواي پرواپيشگان، اميرمؤمنان(ع) در فرازي از خطبة مفصّلي مي‌فرمايد: «هنگامي كه لشكر سفياني به سوي كوفه عزيمت نمود، منتظر ظهور بهترين آل‌محمّد(ع) باشيد».47 از طريق عمّار ياسر روايت شده كه چون سفياني وارد كوفه شود و ياوران آل محمّد(ع) را به قتل برساند، حضرت مهدي(ع) ظاهر شود و پرچم او را شعيب بن صالح حمل كند.48 امام زين‌العابدين(ع) مي‌فرمايد: «قائم(ع) از مدينه حركت نموده... وارد قادسيّه مي‌شود، در حالي كه مردم با سفياني بيعت كرده، در كوفه گرد آمده باشند».49

دستگيري سفياني: رئيس مذهب، حضرت امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «قائم(ع) وارد نجف اشرف مي‌شود، سفياني با يارانش از كوفه حركت مي‌كند، حضرت با آنها محاجّه مي‌كند... . آنگاه پرچم پيامبر اكرم(ص) را به اهتزاز در مي‌آورد، فرشتگان بدر به ياري‌اش فرود مي‌آيند... . پس سپاه سفياني را شكست داده، تا داخل كوفه به عقب‌نشيني وادار مي‌كند.

منادي حضرت ندا سر مي‌دهد: زخمي‌ها را نكشيد و فراري‌ها را دنبال نكنيد. پس با آنها همانند سيرة اميرمؤمنان(ع) در مورد اهل بصره رفتار مي‌كند».50
در خطبةالبيان منسوب به اميرمؤمنان(ع) آمده است: «سفياني با دويست هزار مرد جنگي از سواره و پياده حركت مي‌كند تا در حيره فرود آيد... در آنجا نبرد سختي بين او و حضرت مهدي(ع) رخ مي‌دهد. سپاه سفياني شكست مي‌خورد، سفياني با تعداد اندكي از يارانش فرار مي‌كند. يكي از ياران حضرت به نام «صيّاح» با گروهي از اصحاب، او را دنبال كرده، دستگير نموده، به نزد حضرت مي‌آورد».51

بيعت سفياني: امام باقر(ع) در مورد فرجام كار سفياني مي‌فرمايد: «به سفياني خبر مي‌رسد كه حضرت قائم(ع) به سوي او عزيمت نموده، با سپاهيانش به سوي آن حضرت حركت مي‌كند و تقاضاي ديدار مي‌نمايد. حضرت مهدي(ع) حجّت را بر وي تمام مي‌كند، او تسليم شده، بيعت مي‌كند. چون به سوي سپاهيانش بر مي‌گردد، آنها او را سرزنش مي‌كنند، پس بيعتش را مي‌شكند و آمادة نبرد مي‌شود و حضرت مهدي(ع) آنها را شكست مي‌دهد. اگر يكي از آنها پشت درخت، يا پشت سنگي مخفي شده باشد، آن درخت و آن سنگ مي‌گويد: «اي مؤمن، فرد كافري در پشت من مخفي شده است».52

ماهنامه موعود شماره 103

« آخرين ويرايش: آوریل 20, 2010, 02:28:47 pm توسط غبار دل »
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟