
اي كه دائم به جهان منتظر منتَظري
گيري از مردم دانا ز ظهورش خبري
روز و شب ذكر زبان تو بود يا مهدي(عج)
در فراقش غم دل داري و اشك بصري
فرض كن، حضرت مهدي(عج) به تو ظاهر گردد
بر در خانه و يا بر سر كوي و گذري
ظاهرت هست چناني كه خجالت نكشي؟
باطنت هست پسنديده ي صاحب نظري؟
ديده اي هست تو را قابل ديدار امام؟
مي تواني تو به خورشيد جمالش نگري؟
خانه ات لايق او هست كه مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست كه نزدش ببري؟
پول بي شبهه و سالم ز همه دارائيت...
داري آن قدر كه يك هديه برايش بخري؟
گر بپرسد ثمرت چيست تو از طول حيات
داري از بهر ارائه سند مختصري؟
ور بپرسد عملت چيست ز بگذشتن عمر
در عملكرد تو باشد عمل معتبري؟
برده اي نان و غذا بهر مساكين يك شب؟
يا تو داري ز يتيمان و فقيران خبري؟
در پي امر به معروف و نهي از منكر
بوده اي بهر محبان ولايت سپري؟
هيچ گه داشته اي بهر ظهور حضرت...
ناله ي نيمه شب و ذكر دعاي سحري؟
آنچنان هست كه افسرده و غمگین نشوي...
گر بگيرد سِمَت تو بدهد بر دگري؟
داري آمادگي آنكه اگر حضرت خواست...
از سر مال جهان بهر خدا درگذري؟
واقفي از عمل خويش تو بيش از دگران
مي توان گفت تو را شيعه ي اثني عشري؟
گر از اين جمله كه گفتم همه را دارايي...
خوش به حال تو كه خود ساخته و منتظري
ور از اين گفته تو را هست قصوري "بيگي"
توبه كن بلكه ز محبوب بيابي اثري
نصرت الله بيگي درباغي