نویسنده موضوع: حكمتها و دلايل غيبت  (دفعات بازدید: 249 بار)

آفلاین rahgozar

  • کاربر یه خورده تازه کار
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 0
  • ارسال: 10
  • امتیاز: 2
حكمتها و دلايل غيبت
« : مارس 27, 2010, 06:28:37 pm »
-فايده غيبت
از فوايد غيبت امام زمان (ع) به موارد زير مي توان اشاره كرد:
1-غيبت او انتظار مي آفريند و انتظار مايه اميدواري به آينده است.
2-غيبت او سبب آمادگي پيروانش مي شود تا حضرت ظهور كند.
3-غيبت او سبب گفغتگو در باره حضرت مي شود و طرح اين مباحث در طول زو آمادگي براي حكومت جهاني حضرت و زمينه سازي براي حضرتش مي گردد.
4-طولاني شدن غيبت امام ،موجب فساد در جامعه مي شود و اين فساد،سبب خستگي و نارضايتي مردم شده و در متن اين نارضايتي ،جرقه هاي انقلاب بروز مي كند و مردم ،تشنه عدالت مي شوند و ظهور حضرت را طلب مي كنند.
5-عيبت امتحاني است براي شيعيان حقيقي تا معلوم شود چه كسي ثابت قدم در اعتقاد به امامت امام دوازدهم است.
6-غيبت دلايلي دارد كه به امامان اجازه ي افشاي آن داده نشده است.

2-امتحان

آرمايشهاي ديني براي ايمان آورندگان در همه زمانها،قانون الهي است:
«احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون» اما اين قانون در روزگار غيبت به دو جهت مورد تاكيد است:آن كه امام از نظر ها پنهان است و منتظران،منتظر ظهور اويند و چون اين امر به درازا مي كشد،افكار و دعوتهاي باطل ،در ميات مسلمانان پديد مي آيد و گروهي گمراه مي شوند..در اين دوران ،شايطي بوجود مي آيد و اوضاعي بر جوامع حاكم مي شود كه نگاهداشتن دين بسيار دشوار مي شود.بيشتر مردمان به انگيزه هاي گوناگون ايمان ديني خويش را در زندگي از دست مي دهند و دينداري را به كناري مي نهند .امام رضا(ع) در باره آزمايش در دوران غيبت مي فرمايد:آنچه گردنهاي خويشرا به جانبش دراز كرده ايد تشكيل حكومت آل محمد(ص) اتفاق نمي افتد تا اينكه مشخص شويد و امتحان گرديد و باقي نماند از شما مگر اندكي .
نعماني،باب دوازدهم از كتاب الغيبة خويش به امتحان شيعيان در عصر غيبت اختصاص داده و احاديث گوناگوني در اين زمينه آورده است.اما مهمترين انگيزه اي كه سبب مي گردد در دوران غيبت ،دينداران با آزمايش اعتقادي و عملي بسيار روبرو گردند،عبارتند از:گسترش زمينه هاي ناباوري ،افزايش انگيزه هاي انحراف و گريز ازدين ،ستسزه جويي با دينداري.پس قانون آزمايش شدن و قربال شدن مومنان در ظرف زماني غيبت كه گمراهي ها و ستمها هجوم مي آورند، درشكوفا شدن حق جويي و خلاصي ديني دينداران و شايستگي براي حضور در جهادي فراگير و سخت در ركاب حضرت مهدي (ع) نقشي اساسي و زير بنايي دارد.به فرموده پيامبر اكرم (ص) چشم به راه فرج داشتن همراه با صبر و استقامت عبادت است.


علتهاي غيبت

1-امام صادق (ع) فرمود:موضوع غيبت سري است از اسرار خداوند و غيي است از غيوب الهي ،چون خداي را حكيم مي دانيم بايد اعتراف كنيم كه كار هايش از روي حكمت صادر مي شود گرچه تفصيلش براي ما مجهول باشد. از اين حديث به خوبي آشكار مي شود كه علت و فلسفه اصلي غيبت،جزواسرار الهي است و جز ائمه اطهار(ع) كسي نمي داند و آنها هم ماذون به باز گو كردن آن نبودند.ولي در پاره اي از روايات بعضي از حكمتهاي آن بيان شده كه به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم:

آزمايش و امتحان مردم:امام موسي ابن جعفر (ع) مي فرمايد:براي صاحب المر ناچار غيبتي خواهد بود،به طوريكه گروهي از مومنين از عقيده بر مي گردند.خدا بوسيله غيبت بندگانش را امتحان مي كند.

2-بيعت نكردن با ستمكاران:
علي ابن موسي الرضا فرمود:گويا شيعيانم را مي بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندمامام عسگري(ع)در جست وجوي امام خود همه جا را مي گردند،اما او را نمي يابند.عرض كردم براي چه؟فرمود:براي اينكه امامشان غايب مي شود.عرض كدم چرا غايب مي شود؟فرمود:براي اينكه وقتي با شمشير قيام كرد،بيعت احدي بر گردنش نباشد.

3-نجات از قتل:
زراره از امام باقر(ع) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود:قائم بايد غايب شود.عرض كردم چرا؟فرمود:چون از كشته شدن مي ترسد...

4-آمادگي پذيرش:
گويا براي تحقق يك انقلاب همه جانبه در سطح جهان،علاوه بر وجود رهبري شايسته،آمادگي عمومي نيز لازم است.
سرنوشت نهايي آخرين امام در ارتباط با سرنوشت نهايي اسلام است فلسفه سياسي ، عقيدتي ، اسلام در مهدويت و ظهور آخرين امام.دوران غيبت به لحاظ تكويني مقطع طولاني رشد و تكامل عقل
انسان سفيه به انسان فقيه،شناسايي و شناخت تجربي -علمي ريشه ها،نمودها،پايگاههاوخاستگاههاي زوز و زر و تزوير،مرزبنديهاي انساني و ضد انساني و نظامهاي ارزشي،افول جاذبه هاي دروغين ،احساس فقر مطلق معنوي ،تجربه كردن فلسفه هاي سياسي و رژيمهاي حكومتي وايدئولوژيهاي گوناگون انسانس ،درك ضرورت رهبري معصوم و انديشيدن به جامعه ايده آل و مدينه فاضله كسب آمادگيها براي قبول فطري،علمي،عقلي يك تحول بنيادي در عرصه رهبري ،عقيدتي ،سياسي جهان.اين تحولات و دگر گونيها در ستيز و برخورد با موانع فرهنگي ،سياسي اقتصادي ،اجتماعي حاكم بر زمين و زمان در طول دوره طولاني و بس بلند غيبت صورت مي گيرد و روند تكامل عقل انساني رامي سازد.مخصصه هاي بارز و عام و جهان شمول اين پروسه تكاملي عطش آكاهي ،آزادي و عدالت اجتماعي در پهنه زمين خواهد بود.
در نامه ولي عصر (عج) به شيخ مفيد،علت غيبت و طولاني شدن آن چنين آمده است:فما يحسبنا عنهم الا مايتصل بنا مما نكرهه و لا نوثره منهم بايد بدانند كه جز برخي رفتار هاي ناشايسته آنان كه ناخوشايند ماست و ما آن عملكرد را زيبنده شيعيان نمي دانيم،عامل ديگري ما را از آنان دور نمي دارد.حقيقت اينست كه انبوهي از روايات به صراحت ،بيانگر اين است كه تكمام اعمال ما در عصر هر امام و پيشوايي از پيشوايان معصوم در هفته دو بار در روزهاي دوشنبه و پنج شنبه به امام راستين جامعه ارئه مي شود از اين رو طبيعي است كه امام نمي پسندد كه شيعه او به راذه اشتباه و النحراف و كناه آلوده شود و همين آلودگي به گناه است كه توفيق تشرف را از ؟آنان سلب و آنان را از افتخار ديدار محروم مي سازد.
در همان نامه حضرت به شيخ مفيد آمده است كه اگر پيروان و شيعيان ما -كه خداي آنان را در فرمانبرداري خويش توفيق ارزاني دارد -به راستي در راه وفاي به عهد و پيماني كه بر دوش دارند ،همدل و يكصدا بودند هرگز سعادت ديدار ما از آنان به تاخير نمي افتاد. به راستي او غيبت نكرده است،ما غفلت كرده ايم.هر چه هست از ماست و بايد علت غيبت را در خويش و رفتار مان جست و جو كنيم.

از علتهاي غيبت مي توان به موارد زيراشاره كرد:

5-بيداري و تاديب شيعيان:
با توجه به آنكه پيغمبر و يازده امام با آن همه مشقت و گرفتار يزندگي كردند آخر به شهادت رسيدند.امام حجت در پس پرده غيبت است تا مردم ضمن پي بردن به قدر و منزلت معغصوم و رهبر با آمادگي در انتظار ظهور و ياري قيام باشند.

6-اصلاح نفوس انسانها:
در زمان حيات رهبر و پيشوا وقتي مردم اخلاق و رفتار و عقيده خود را منطبق با رفتار پسنديده آنان نكردند لازم است با غيبتي طولاني مردم را به اصلاح و افكار و عقايد خود و آماده مبارزه با فساد و ظلم و ستم و جانبداري از حق و عدالت و حكومت الهي وا داشت.
7-قبول نكردن تبعيت و حكومت ستمكاران:
همانطور كه در زندگي ائمه اطهار (ع) و پيامبر (ص) آمده اغلب در زمان خود مواجه با حكومتهاي جابر و ستمكار بوده اند تنها حكومت مهدي (ع) خواهد بود كه هيچ حكومتي را قبول نخواهد كرد و با از بين بردن تمامي حكومتهاي خود كامه حكومت واحد الهي را جايگزين آن خواهد نمود.
8-آماده نبودن مردم جهان:
هنورز براي مردم جهان قابل پذيرش نيست كه ممكن است يك نوع حكومت جهاني واحد با خصوصيات الهي و رهبري اسلامي در سر تا سر جهان بوجود آيد و يكي از عل آن اين است كه مردم چنان گرفتار مسايل مادي و علت و معلولي آ ن شده اند كه آمادگي اين نوع حكومت را ند ارند.و تا زماني كه اين انتظار براستي از طرف مردم جهان نباشد و اين عشق و علاقه راستين بوجود نيامده باشد سعادت ديدار و ظهور در پس پرده غيبت خواهد بود.

9-ترس حضرت
در روايات مختلفي ، سخن از خوف و بيم حضرت مهدي (ع) آمده است.زراره گفت:شنيدم امام اباو عبد الله صادق
(ع) فرمودذ:قائم را پيش از قيام ،غييتي است.عرضه داشتم چرا؟فرمود:او مي ترسد، و اشاره به شكم خود كرد،يعني از كشته شدن مي برسد.از امام سجاد (ع) نيز آمده كه فرمود:در حضرت قائم از هفت پيامبر شيوه و روش است...و اما از موسي(ع) ترس و غيبت است.از امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه ...وليبد لنهم بعد خوفهم آمنا آمده كه فرمود
:يعني قائم و اصحاب او .غيبت از ترس سر چشمه مي گيرد اما منظور از ترس، ترس شخصي و فرار از قتل نيست،بلكه ترس حضزت مهدي (ع) كه خداوند اور ا براي ريشه كن كردن ظلم و ستم و اجراي عدالت در پهنه گيتي ذخيره تنوده است،از اين است كه نقصي در پياده كردن برنامه پيش بيايد.

مهدي موعود در اديان-نصير جينور لنگرودي
تو حاضر ترين غايبي...
 و من غايب ترين حاضر!