نویسنده موضوع: نجوا و دلتنگیهای اقا  (دفعات بازدید: 969 بار)

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
نجوا و دلتنگیهای اقا
« : مارس 26, 2010, 03:49:06 pm »
این شعر با اینکه در خیلی جاها خوانده شده اما باز لازمه بخوانیم ...در این ÷ست دلتنگیها برا اقا بهصورت شعر نوشته میشود امید اینکه برادران بزرگوار ما را راهنمایی کننبا اشعارزیبایشان

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

************************

ما لشگری از سلاح روسی داریم

در دوز و کلک رگ ونوسی داریم

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم

این هفته فقط نیا عروسی داریم!

***********************

  از جور زمانه ما شکایت داریم

اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست

آقا به نبودنت که عادت داریم

**********************

ما قیمت روز ارز را می دانیم

معیار بهای بورس در تهرانیم

فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است

هر روز دعای عهد را می خوانیم

*************************

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو

از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...

ار آنچه که ما دوست نداریم نگو!
« آخرين ويرايش: مارس 26, 2010, 03:55:28 pm توسط غبار دل »
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #1 : مارس 26, 2010, 03:55:55 pm »
سينه ای سوخته از آتش هجـران دارم

سـالها زغـم تـو ســر بـه گريبـان دارم

ياکه جانم بستان يا به وصـالت برسـان

بيش ازاينها نه دگر طاقت هجران دارم
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #2 : مارس 26, 2010, 04:04:17 pm »
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش


مولایم هرگاه نام زیبای ترا از ته دل صدا می زنم قلبم آرام می گیرد.
هرگاه یاد غربت تو می افتم سنگینی گناهانم بیشتر عذابم می دهد.
هر گاه علت ندیدنت را جویا می شوم به حجاب های معنوی خودساخته ام بر می خورم و به عقب رانده می شوم.
اما ....
اما تو چه مهربانی که من سراپا سیاهی را می بینی و مورد لطف قرار می دهی...


ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #3 : مارس 26, 2010, 04:05:41 pm »

صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم

تا به كي در غم تو ناله‌ي شبگير كنم

دل ديوانه از آن شد كه نصيحت شنود

مگرش هم ز سر زلف تو زنجير كنم

آنچه در مدّت هجر تو كشيدم هيهات

در يكي نامه محال است كه تحرير كنم
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #4 : مارس 27, 2010, 03:03:44 am »
یادت نره عاشقتم خیلی دلم تنگ برات   

همه هستیمو بگیر مال خودت مال چشات 

 قرارمون توجمکران کنارعاشقا بودن     

کنار دلواپسی  و حرف  یه  وقت  نیومدن

     عاشقم و عاشق تو ازهمه عاشقترمنم     

  جمعه از یادت  نره   دیر   نکنی  منتظرم

    قرارمون کنار رز که سر به زیر عشق توست

    هق هق گریه ای که هزار چشم و میشه شست

      یادت  نره  منتظرم  چشام  هنوز مونده به راه

       جمعه از یادت نره دیر نکنی منتظرم

 

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #5 : آوریل 01, 2010, 05:20:20 am »

بخوان دعای فرج را ، دعا اثر دارد

دعا کبوتر عشق است ، بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است

خدای را شب یلدای غم سحر دارد

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال

مسافر دل ما ، نیت سفر دارد

بخوان دعای فرج را که آسمان ها را

شمیم غنچه نرگس زجای بردارد

 اللهم عجل لولیک الفرج  sham sham sham
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 11
  • -تشکر شده: 13
  • ارسال: 918
  • امتیاز: 21
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #6 : آوریل 01, 2010, 06:17:22 am »
این شعر با اینکه در خیلی جاها خوانده شده اما باز لازمه بخوانیم ...در این ÷ست دلتنگیها برا اقا بهصورت شعر نوشته میشود امید اینکه برادران بزرگوار ما را راهنمایی کننبا اشعارزیبایشان

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

************************

ما لشگری از سلاح روسی داریم

در دوز و کلک رگ ونوسی داریم

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم

این هفته فقط نیا عروسی داریم!

***********************

  از جور زمانه ما شکایت داریم

اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست

آقا به نبودنت که عادت داریم

**********************

ما قیمت روز ارز را می دانیم

معیار بهای بورس در تهرانیم

فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است

هر روز دعای عهد را می خوانیم

*************************

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو

از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...

ار آنچه که ما دوست نداریم نگو!

ممنون از شما
واقعا زیبا بود
اولین بار بود شنیده بودم
شاعرش معلوم نیست....؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #7 : آوریل 01, 2010, 05:03:28 pm »
عریضـه های دلم را غبار خواهد برد

خـزان فاصلـه هـا را بهــار خواهد برد

مرا به خیمه خود،حضرت امام زمان(عج)

درست چون پسـر مهزیـار خواهد برد

نسیم، نفحه پیراهنـی ز یوسف را

برای مردم چشم انتظار خواهد برد

خدا یکی ز همین جمعه های سرگردان

نمونه خط خودش را به کار خواهد برد

همان که آید و تا کوچه بنی هاشم

به روی شانه خود ذوالفقـار خواهد برد

بدون بودن او مثل آه سردم من

برای آمدنش روضه نذر کردم من




اللهم عجل لمولانا الغریب الفرج

محضر مقدس و منور حضرت ولی عصر (عج) صلواتی هدیه کنیم

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #8 : آوریل 02, 2010, 03:35:44 am »
نقل قول
--------------------------------------------------------------------------------
نوشته: غبار دل در مارس 26, 2010, 03:49:06 pm
این شعر با اینکه در خیلی جاها خوانده شده اما باز لازمه بخوانیم ...در این ÷ست دلتنگیها برا اقا بهصورت شعر نوشته میشود امید اینکه برادران بزرگوار ما را راهنمایی کننبا اشعارزیبایشان

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

************************

ما لشگری از سلاح روسی داریم

در دوز و کلک رگ ونوسی داریم

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم

این هفته فقط نیا عروسی داریم!

***********************

  از جور زمانه ما شکایت داریم

اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست

آقا به نبودنت که عادت داریم

**********************

ما قیمت روز ارز را می دانیم

معیار بهای بورس در تهرانیم

فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است

هر روز دعای عهد را می خوانیم

*************************

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو

از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...

ار آنچه که ما دوست نداریم نگو!
تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری


ممنون از شما
واقعا زیبا بود
اولین بار بود شنیده بودم
شاعرش معلوم نیست....؟
 
 

دلم برای مظلومیت آقامون می گیره به قول یکی از شعرای خوب که متاسفانه اسمشون رو
نمی دونم:
یاران وفاداربه ظاهر داری
گریه کن حرفه ای وماهر داری
دلخوش به دعای عهداین قوم نباش
توقصه ی کوفه رابه خاطر داری؟
اللهم عجل لولیک الفرج


خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #9 : آوریل 02, 2010, 05:10:52 am »
دل را پر از طراوت عطر حضور کن
آقا تو را به حضرت زهرا ظهور کن
آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه
برگرد و شهر را پر از امواج نور کن
شب های جمعه یاد تو بیداد می کند
آدینه ای زکوچه دنیا عبور کن
آقا چقدر فاصله اندوه انتظار
فکری برای این سفر راه دور کن
زین کن سمند حادثه را تکسوار عشق
جان را پر از شراره غوغا و شور کن
آقا چقدر ضجه زنیم و دعا کنیم
یا بازگرد یا دل ما را صبور کن

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #10 : آوریل 03, 2010, 05:25:16 pm »
گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم
فرمود من هم از تو ترک گناه خواهم

گفتم که روی ماهت از ما چرا نهان است
گفتا که خود حجابی ورنه رخم عیان است
آنقدر در میزنم این خانه را
تا ببینم روی صاحب خانه را.....  sham sham sham sham
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #11 : آوریل 05, 2010, 06:57:42 am »
شبیه قطعه ی گنگی که توی پازل نـیست

شکسته های دلم بی توهیچ کامل نیست

دلــم گــرفـتـه از ایـن نـبـضـهــای تـکــراری

دلــی کــه یـاد تو را دم نمی زند دل نیست

چـقـدر پـشت سرت حـرف می زنـنـد ولــی

نــگــاه آیـنــه جز نـقطـه ی مـقابـل نـیست

بــیـــا و دست مــرا هــم بــگیـر، غیـر از تـو

کــســی بــرای دلــم احــترام قائل نیست

تو گفته ای که می آیی غروب جمعه و حیف

همیشه حرف زدن با عمل معادل نیست !!
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #12 : آوریل 06, 2010, 01:30:07 pm »
قلم شد مشـت و جوهر آب دیده به لوح سینـه هجـران کشیـــده

نوشتـم نامــــه ای با آه و زاری برای مـه وشـــی زیبانـــگاری

بنـــام آنکه مهرت در دلم ریخت همو که عشـق تو با جانم آمیخت

سـلام ای دلبــرم ای نازنینــم ســلام ای تاج سر ای مه جبینم

ســلام ای سرو قد ای گلعذارم خبـــر خواهی اگر از حـال زارم

مــلالی نیست جــز درد جدایی کجایــی ای گل نـازم کجایی ؟

نه پنهانــی که پیـدایت نمایـم نـه پیدایــی تماشایت نمایــم

همه سوزم همه سوزم همه سوز به عشقــت ای عزیز عالم افروز

دو چشمم بی رخـت نوری ندارد دل مـن طاقـت دوری نـــدارد

بیـــا از دوریـت آن روزه دارم که بـــر الله اکبــر گوش دارم

دلـم دکان عشق و احتیاج است بیا ای مشتـری جانم حراج است

تو که هفت آسمان را قبله گاهی بهــایش را بــده نیمه نگاهـی

غلط گفتــم خطا رفتــم ببخشا جسورانـه نمــودم نامــه انشاء

تو آن می کن که بر آن میل داری که در هستی تو صاحب اختیاری

کجـا با مــن نگارا کـــار داری تو شاهــی از گدایـی عار داری

ز دل غم نامــه خود تا نوشتــم ببستــم روی آن خوانا نوشتـم

فرستنــده : زمیـن ظلم و باطل ز شهــر آینــه از کشــور دل

خیابـان جنــون بازار غــربت کنــار سـوز نبش دار غــربت

پلاک بـی کسـی از کوچـه درد غریب و خسته و تنها و شبگرد

ولی گیرنده : در صحرای غیبت میــان خیمه عشــق و محبت

رسد نامه به دست شـاه و مولا عزیــتز فاطمه مهـــدی زهرا

سحـر برد و دلــم غرق نوا بود که آن نامه رسان باد صبــا بود

به دستش بوسه دادم گفتمش زار جـواب نامـــه ام را زود بــازآر


تعجیل در فرجش صلوات


اللّهم عجل الولیک الفرج
یا مهدی پس کی میایی تا ظلمت و تاریکی و ظلم و بی عدالتی را از میان برداری تا هر کس به آنچه سزایش هست برسد یا مهدی تا کی انتظار به فریادمان برس

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #13 : آوریل 08, 2010, 09:18:01 am »

روزها نو نشده كهنه تر از دیروز است
گر كند یوسف زهرا نظری نوروز است
لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش
آسمان چشم به راه قدمش هر روز است
ای خدا كاش شود سال نو ام عید فرج
كه نگاهم نگران منتظر آن روز است

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #14 : آوریل 09, 2010, 06:49:35 pm »
 

پناه بی پناهان خواهد آمد


خستگان عشق را ايام درمان خواهد آمد
غم مخور! آخر طبيب دردمندان خواهد آمد


آنقدر از كردگار خويشتن اميدوارم
كه شفابخش دل اميدواران خواهد آمد


باغبانا سختي دي ماه سي روز است و آخر
نوبهار و نغمه مرغ خوش الحان خواهد آمد


بلبل شوريده دل را از خزان برگو ننالد
باغ و صحرا سبز و اين دنيا گلستان خواهد آمد


دردمندان، مستمندان، بي پناهان را بگوييد
مصلح عالم، پناه بي پناهان خواهد آمد


از خدا روز فرج را اي فلج كاران بخواهيد
كاين جهان روزي كسي را تحت فرمان خواهد آمد


نيست شك از عمر اين دنيا اگر يك روز ماند
ذات قائم حجت خلاق سبحان خواهد آمد


صبر كن يا فاطمه، اي بانوي پهلو شكسته
قائمت با شيشه دارو و درمان خواهد آمد

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #15 : آوریل 11, 2010, 03:55:14 pm »

دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند 

دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما

پس ازنیامدنت گوشه ی خیابان ماند

شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام

و کوچه کوچه ی شهرم دوباره  زندان ماند

برای آمدنت چندسال بایستی

در این تراکم بی انتهای ویران ماند؟ 

نیامدی که ببینی نگاه منتظرم 

چه روزها به امید تو زیر باران ماند

سکوت آخر حرف من است چون بی تو 

دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #16 : آوریل 16, 2010, 01:51:23 pm »

خدا كند كه رضايم فقط رضاي تو باشد

هواي نفس نباشد همه هواي تو باشد
خداكند كه گزارت فِتد به منظر چشمم
كه سجده گاه نمازم به جاي پاي تو باشد
خدا كند كه اماما دلم براي تو باشد
كسي دراو ننشيند هميشه جاي تو باشد
خداكند كه نفروشم دِگر به غير تو جان را
كه جان و هر چه كه دارم همه فداي تو باشد
منم مريض و توهستي طبيب درد درونم
عنايتي كه شفايم فقط شفاي تو باشد
فداي خاك ره تو وجود عالم و آدم
وجود عالم امكان به اِتكاي تو باشد
خدا كند كه بدانم نشانه اي زمكانت
كه درب جنتِ رضوان دَر سراي تو باشد
خدا كند كه شوم من فداي راه و فنايت
با سعادت آن جان كه او فناي تو باشد
گذشت عمر و نديدم زمان و وقت ظهورت
دعا نما كه ظهور تو با دعاي تو باشد
خدا كند كه ولاي تو دردلم بنشيند
كه بندگي و عبادت فقط ولاي تو باشد
ندارد غصه اي انوار به روزگار اماما

 اگركه درهمه ي عمر فقط گداي تو باشد...
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #17 : آوریل 22, 2010, 06:39:59 am »
چشم در راهیم اما قاصدی در راه نیست

جمعه هم آمد ولی آن جمعه دلخواه نیست

ما کجا و نورباران شب دریا کجا!

قطره در خواب و خیالِ جذر و مد ماه نیست

ما کجا و بارگاه حضرت خوبان کجا!

هر گدایی، لایق هم صحبتی با شاه نیست

عشق، اینجا بین آدم ها غریب افتاده است

پایمردی کن برادر! یوسفی در چاه نیست

بارمان را آب برد و تازه فهمیدیم که

در بساط خالی ما، آه حتی آه نیست

ریشه در خاکیم و دم از آسمان ها می زنیم

بت پرستانیم و مثل ما کسی گمراه نیست

تک سوار قصه ها، یک روز می آید ولی

جز خدا از پشت پرده، هیچ کس آگاه نیست

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

و العافیه و النصر

 و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

 و المستشهدین بین یدیه



خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #18 : آوریل 23, 2010, 02:08:11 pm »




بالاي تخت يوسف كنعان نوشته اند

هر يوسفي كه يوسف زهرا نمي شود

اي غايب از نظرها كي مي شود بيايي

ما را ز غم رها كن بر درد ما دوايي

اي حسن بي نظيرت كرده مرا اسيرت

اميد در كمندم دردا از اين جدايي

من در خيال خالت، در حسرت نگاهم

ترسم كه طي شود عمر، اي نازنين نيايي

جانم شود فدايت ، دل ميكند هوايت

تا كي كنم صدايت ، تا بشنوم ندايت

يابن الحسن كجايي ، داد از غم جدايي

بار الها ! اين شب هجران سحر دارد ، ندارد؟

يا نه محبوبم زحال من خبر دارد ، ندارد؟

مي زنم از پرده ي دل ناله از هجران رويش

در فراقش ناله و آهم اثر دارد ، ندارد؟

تا به كي يابن الحسن گويد غلامت از غم او ؟

از براي ديدنش جز چشم تر دارد؟ ندارد !

اللهم عجل لوليك الفرج

والعافية والنصر

و مد في عمره الشريف

و زيّن الارض بطول بقائه ...

خود باعث حجابم بس كه دلت شكستم

شرمنده ي تو هستم تو غايت وفايي

جانا به جان زهرا ، بر عاشقت نگاهي

ثابت قدم بمانم ، در راه كه بيايي

جانم شود فدايت ، دل ميكند هوايت

تا كي كنم صدايت ، تا بشنوم ندايت

يابن الحسن كجايي ، داد از غم جدايي

 
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 14
    • شهید تجلایی
پاسخ : نجوا و دلتنگیهای اقا
« پاسخ #19 : مه 04, 2010, 02:35:51 pm »


بسم الله الرحمن الرحیم

*آقا اجازه!... ما دلمان تنگ میشود*


 کاغذ، قلم، دو چشم ورم کرده،دل،... سلام


آقا اجازه! آمده ام باز پشت بام


ها میکنم که گرم شود دستم از بخا ر


من سردم است ... می کشد آغوشم انتظار


تصویر آسمان،پر خش شد... نیامدی


یک کان هشتمین دهه نه شد ،نیامدی


هشتاد و نه بهانه سین ...بی حضور تو


هشتاد و نه بهار زمین... بی حضور تو


تا کی ؟... الی متی؟... همه را پیر کرده ای


... آقا اجازه به گمانم دیر کرده ای


آخر چرا ؟... نگو که دعایت نمی کنیم


شبهای سرد جمعه دعایت نمی کنیم


من هر قنوت، نام تو را گریه می کنم


حتی اگر شکوفه کند بی تو باغمان


عادت کند نبود تو را چشم آسمان


حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود


پروانه ها اگر که تو را یادشان رود


... آقا اجازه!... ما دلمان تنگ می شود

 
 sham sham sham sham sham sham iran iran
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟