نویسنده موضوع: درد دل با آقا  (دفعات بازدید: 1595 بار)

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #20 : آوریل 06, 2010, 01:45:18 pm »


مولاي من كجايي؟!
چشم هايم را به دور كدامين حلقه گره زنم تا آمدنت را برايم به ارمغان آورد ؟!!
دلم را در كدامين بيابان رها كنم كه فقط تورا دريابد ؟!!
و جانم را ؟!!
كاش مي گفتي
اشك هايم را تا كجا و كي در پشت بغض هايم پنهان كنم و بغض هايم را پشت كلمات !

*************

با كه گويــم راز دل را كس مرا همــراز نيست
از چه جويم سر جان را در به رويم باز نيست
اين پريشــان حالي از جام بلي نوشــيده ام
اين بلي تا وصل دلبر ، بي بلا دمساز نيست ...

*********************

مرغ دل پر مي زند تا زين قفس بيرون شود / جان به جان آمد توانش تا دمي مجنون شود
 / امام خميني (ره )

***************************
« آخرين ويرايش: آوریل 10, 2010, 04:22:40 am توسط غبار دل »
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #21 : آوریل 06, 2010, 01:49:25 pm »
آقا امشب حالم خیلی بده ، خیلی بدتر از شبهای دیگه اقا یه گوشه چشمی هم به ما نشون بده ، میدونم میدونم این بغضی که این روزها راه نفسم رو گرفته مال اینکه از من ناچیز دیگه بریدی . حق داری والا چی دارم بگم ؟ چه کاری کردم که که بخوام بگم ؟ بگم اقاجون دیدی ؟ دیدی منم یک کاری کردم دیدی یک حرکتی کردم ؟ چی بگم وقتی خبرش رو برات میارن که فلانی هر روز بدتر از دیروزشه هر روز پوچ تر هر روز تهی تر هر روز بی خاصیت تر از دیروز .
چرا باید گریه کنم وقتی میدونم این اشکهای سر ریز شده هم واسه اینکه این بغض بشکنه راه این نفس لعنتی باز بشه نه واسه توبه ! اقا نمیخوام اقام بخدا نمیخوام این باشم ، انقدر پست انقدر دون ، اقاجون من بدم شما که خوبی دستم رو بگیر نزار تو این منجلاب کثافت بمونم اقا دست منم بگیر با خودت ببر ...

*********************


              اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِی وَ أَفْرَطَ بِی سُوءُ حَالِی وَ قَصُرَتْ (قَصَّرَتْ) بِی أَعْمَالِی‏

             اى خدا غمى بزرگ در دل دارم و حالى بسیار ناخوش و اعمالى نارسا

                       وَ قَعَدَتْ بِی أَغْلاَلِی وَ حَبَسَنِی عَنْ نَفْعِی بُعْدُ أَمَلِی (آمَالِی)
        و زنجیرهاى علایق مرا در بند كشیده و آرزوهاى دور و دراز دنیوى از هر سودى مرا باز داشته
                       وَ خَدَعَتْنِی الدُّنْیَا بِغُرُورِهَا وَ نَفْسِی بِجِنَایَتِهَا (بِخِیَانَتِهَا) وَ مِطَالِی‏

                   و دنیا به خدعه و غرور و نفس به جنایت مرا فریب داده است
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #22 : آوریل 09, 2010, 06:02:17 pm »
سلام امام زمانم

چند ماهی کوتاهی کردم شرمندم.

یه تغییری تو زندگیم دادم  ولی هنوز مطمئن نیستم که شما راضی هستید یا نه؟

احساس دوری شدیدی میکنم . اون حس خوب همیشگی ندارم. احساس رهایی میکنم . یه زمانی بود که اونقدر من امتحان میکردین که خسته شده بودم. همش ازتون میخواستم کمکم کنین دستم بگیرین.

ولی الآن ولم کردین به امید خدا. دیگه کمتر یادتون میکنم. ناراحتم .

چرا باید اینطوری باشه؟

آره ایراد از خودمه . معذرت میخوام. من باید در هر شرایطی یاد شما باشم.

توفیق به یاد شما بودن ازم گرفتین. اصلا تجربه  خوبی نبود .

اگه من جزو اون دسته از آدمهایی هستم که فقط در مواقع سختی و مشکل یاد امام زمانشون میکنن ترجیح میدم بازهم در شرایط سخت باشم.

آخه من نه 1 بار نه 10 بار بلکه هزاران بار طعم شیرین درد دل کردن با شما رو چشیدم.

حالا حاضر به عوض کردنش با هیچی نیستم.

ازتون راحتی خواستم بهم دادین ولی میبینم نه اینطوری برام سختتره .

دیگه بهانه ای برای درد دل کردن باهاتون ندارم. خیلی بده.

حالا ازتون توجه میخوام . من به حال خودم رها نکنین .

من به شما و حسی که بهتون داشتم احتیاج دارم.

هیچ وقت بی نیاز لطف و محبتتون نبوده و نیستم .

باز هم دستم  بگیرین و من بکشین بالا.

دستهام بلند میکنم و میگم 


اللهم عجل لولیک الفرج

 

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #23 : آوریل 10, 2010, 04:20:43 am »

همه گویند به امید ظهورش صلوات

کاش این جمعه بگویند:" به یمن حضورش" صلوات

****************

تا کی آدمی مثل این امواج سرش به سنگ بخورد و انتظار بکشد، و بکشد و ... که پیر شود....که.....

داریم پیر می شویم آقا!
مثل تمام آن منتظرانی که اکنون زیر خروار ها خاک دل به عهدهای " اللهم ان حال بینی و بینه الموت...فاخرجنی من قبری ...." سپرده اند و ....
خدایا انتظار ما را نقد حساب کن! بعضی ها که صبر حضرت ایوب ندارند! صبرشانبه نسیه هم قد نمی دهد!

خودت گره از این عقده هزار ساله بگشا! الساعة الساعة الساعة! العجل العجل العجل! یا ارحم الراحمین، بحق محمد و آله الطاهرین
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #24 : آوریل 10, 2010, 04:43:41 pm »
مهدیا ، در این خرابات با چه امیدی در غم هجرانت بسوزم.
دیگر اشکی در قالب چشمم نیست تا در غم هجر تو ، به سوی آستان تو روانه شود .
زیبائی ات را اندکی ، در این دل عاشق احساس می کنم ،که در وصف آن برای دیگران سخت تر از آن نمی بینم.
همیشه عشق دیدار تو را در ذهن ناچیزم خواهم داشت ،تا شاید در یک صبح دل انگیز باد صبا پیامی از تو آورد.
پس به امید وصل این هجران و دیدار تو ، ای نازنین . . . .

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #25 : آوریل 18, 2010, 03:55:39 pm »
خدای من با خود در اندیشه بودم که صورت وگونه های پر از اشک خود را برای تسکین روی شانه های چه کسی قراردهم که وقتی بغضهای در گلو مانده ام باز می شود احساس آرامش واسایش کنم و به چه کسی تکیه دهم که تکیه گاه همیشگی ام باشد و دست نیازم را به سوی چه کسی دراز کنم که خالی بر نگردد،هر چه اندیشیدم به نتیجه ای نرسیدم جز تو،تویی که با تو عهد کرده ام که قرارگاه شانه های خسته ام باشی و نجوای شبانه ام را فقط تونظاره گر باشی وروح مرده ام را فقط تو زنده کنی،تویی که هر لحظه نظاره گرم هستی،تویی که نامت تسکین دهنده بغضها و دلتنگی هایم است،ای که ظالم را از مظلوم می شناسی ،عاشق ومعشوق را می بینی،عزت می دهی ومی گیری،روحمان را جلا بده.خدایا خسته ام،خستی از دروغ،خسته از دورویی،خسته از فریب،خسته از تحقیر،خسته از ریا،خسته از خستگی هایم،خسته از تنهایی ام،خسته از فراق یار.ای تنها س بی کسان،ظهور تنها منجی دردهایم را نزدیک بفرما.آمین.التماس دعا.
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #26 : آوریل 18, 2010, 04:34:07 pm »

لطفا برش دارید اقا



دوباره جمعه شد، من آمده بودم و تو...!
این چند خط نامه و گل برای تو که امروز هم با جیب های پر از نرگست سر قرار نیامدی:
" مثل نشستن قاصدکی در دامن مردی که منتظر هیچ خبری نیست،
سر زده آمده بود. عشق را می گویم!
حال آنکه
می دانستم همیشه عشق؛
تمرین ِ سرخوش ِ روزهای بی تو بودن است..."
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #27 : آوریل 23, 2010, 07:50:11 pm »


نجوایی با امامم

اگر روزی او را ببینم ....

به او می گویم چه زیبا مولا علی علیه السلام  فرمود: " الانتظار الشدالموت" انتظار شدیدتر از مرگ است.

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر، چشم ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت، همچو شمعی تا صبح ظهور درغم هجرانت می سوزند. چه سخت و گران است بر من اینكه ببینم همه خلق را و ترابینم:" عزیز علی ان اری الخلق و لاتری".

هر آدینه كه می رسد، دل بهانه تورا می گیرد و ما لب ها را با " ندبه" و " كمیل " متبرك كرده و رو به دریای انتظار به انتظار طلوع آفتاب می نشینیم.

ای ساقی فرج، چشمها آنقدر در فراق تو اشك ریخته و انتظار كشیده، دستها آنقدر طلب نور كرده و خالی مانده، دوشها آنقدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیكره باورهای دینی تحمل كرده كه دگر توان از كف داده . مولای من كجا هستی كه دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار كنی:" این معزالاولیاء و مذل الاعداء".

ای سایبان دلهای سوخته و ای انتظار اشكهای به هم دوخته، عاشقانت هرجمعه دیدگان خود را با اشك می آرایند و دلشان را نذر تو می كنند. هر صبح با مولایشان تجدید میثاق می كنند. كاروان دل را به غروب می برند، زبان را به ذكر فرج مشغول می دارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش می كشند، تا شاید دعایشان مستجاب شد و، معشوق گوشه چشمی به آنها بنماید.

ای تجدید كننده احكام تعطیل شده، و ای طلب كننده خون شهید كربلا ! كجا هستی؟

بیا و دیدگان را با ظهورت مزین كن و دریای محبت را بردل مشتاقان جاری كن.

ای چشمه عدالت، طولانی بودن انتظارت ما را به خطا  كشانده است، دیگر عصر جمعه دلها نمی گیرد، چشمها نگاهشان را به رایگان می فروشند. بازار معامله پا یا پای قلبهای سكه ای در برابر قلبهای سپیده بسیار داغ است .

چقدر مردم بر گردنشان قلبهای سكه ای آویزان كرده اند؟ ای كاش می دانستم در كدامین سرزمین قرار داری:" لیت شعری، این استقرت بك النوی، بل ای ارض تقلك او ثری".

ای بلندای نیكی، دوست دارم هر آدینه كه می رسد، ندبه های زائرانت را دانه دانه در جام جمع كنم و از آن قلب بلوری بسازم و هنگام ظهورت با قلبی بلوری به استقبالت بیایم. مولای من! كی می شود كه توما را ببینی و ما تو را ببینیم و كی می شود كه این گفته مصداق پیدا كند كه: متی ترانا و نراك".

هر جمعه دوباره سلام، دوباره ندبه، دوباره حسرت و آه، انتظار، غروب، غریبی.

دوباره زخم كهنه جدائیم سر باز می كند. امانم را بریده است.

مرض مزمن كفر و گناه، رهایم نمی كند. سخت دربند ثناگوی اهریمن شده است. تمام روحم را تب فرا گرفته و در آتش می سوزد و توان قیام را ندارد.

خصمان درونی و بیرونی، روحم را در زنجیر غفلت به بند كشیده اند. برای درمان دردم راه را به خطا رفته ام مرا دریاب یا صاحب الزمان.

ای تمام آرزوی من! ای غائب غیبت نشین! توان سخن گفتن را از دست داده ام. ازاین غروب بی طلوع به ستوده آمده ام.

ای مهربان! به معصیت و نا سپاسیم اعتراف می كنم.

دستان ناامیدم را كه در بند شیطان است، امید بخش و افق فكرم را به سمت عرفان و معرفت جهت ده. نادم و پشیمانم و با كوله باری ا زدلتنگی زمانه كه پشتم  را خم كرده سر تعظیم فرود می آورم و ادای احترام می كنم.

ای با شكوه! ای هستی شیعه! فریاد بی كسی هایم را بشنو. قلب شكسته ام را درمان كن، اگر چه بارها عهد شكنی كرده ام. اگر چه دركلاس درست همیشه غائب بوده ام، اگرچه پشت به اقیانوس محبتت كرده ام، حال همچو برگ خزانی كه اسیر زمستان سرد و تاریك شده، با دستان خالی و پشتی خمیده درمحضرت زانوی ادب خم كرده و به انتظار پاسخ در سكوتی مبهم به سرمی برم تا جوابم را بدهی و باران رحمتت را بر قلب محزونم بباری.

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #28 : مه 09, 2010, 05:24:52 pm »



هر شب با ياد تو به خواب مي روم
و صبح در انتظار ...

مي دانم که مي آيي
و غبار غم و اندوه هزاران ساله را
از قلب هاي خسته مان مي زدايي
و اشک هاي زلال مان را
از گونه هايمان بر مي چيني ،
مي آيي و ضريح گمشده ياس کبود را
نشانمان مي دهي
و مسيح مريم را با
خويش همراه مي سازي.
دلم گرفته آقا
ولي ذره اي ايمان به آمدنت
از دلم كم نمي شود
اي شهسوار جاده عشق و عدالت
ميدانم ...
ميدانم تو خواهي آمد .وووو
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #29 : مه 09, 2010, 05:26:36 pm »

ساعت و حركت ثانیه شروع میشود

وعقربهای آن به چرخش زمان آغاز میگردد.

و دل در لا به لای اعداد گم میشود

در دلم ياد تو غوغا مي كند

دلتنگي قلبم را در جنگ سهميگن خود مي فشارد

در اين غروب غم افزاي آدينه

گفتم كمي باتو حرف بزنم

شاید با درد دل هايم

نزدیك تر شوم به تو.

آقاي من !

خودت میبینی و میشنوی كه روزها برایم همه یه رنگ و ادمها برام تكراری شده .


آقاجان !

جمعه و غروب لحضه ی است كه قلب شكفته می شود

چون باز دست رحمت تو بر آن كشیده می شود ،

گفتم بيايم و دست خالیم را نشان تو دهم

و به دندان پیراهن عربیت را با به زبان بگيرم

تا كه شاید فاصله من و تو كوتاه شود

و گره حاجتم با دست پر از كرامت تو باز شود .

ما كه جز زحمت برای شما چیزی نداشته ایم

اقا جان اول بگو كی میای؟

جان به لب رسیده اما تو نیامدی

فساد و ظلم را كه دیدی !

نميخواهی بیای امر معروف و نهی از منكر شروع كنی ؟!

آقا جان فقیر ي هستم كه چشم به در خانه دوخته ام

كه مقدری نان محبت از دست لطفت تو بگيرم

هرچند كه شیطان هم در وادی دین ما را خوب بازی میدهد

يادم ميايد حرف جدت را كه فرمود:
زمانه اي مي رسد كه نگه داشتن دین مثل نگهداشتن زغال داغ بر كف دست است

ما هم كه طاقت اتش نداریم ؛

آقا جان از آن اشك رحمت

كه بر حسین میرزی به ما نشان بده

تا ما هم این اتش دنیا را

با اشك بر عمه زینب خاموش كنیم

و همیشه با توباشم.

مزاحمت نمی شوم

میدانم داری طلب مغرفت برای مومنین میكنی

اما در ان نماز شبهایت در كربلا

دران چهل نفر كه یاد میكنی

من رااخر ین نفر قرار بده

و ان شا الله كه در كربلا همدیگر را ببنیم

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #30 : مه 10, 2010, 07:28:23 pm »

به نام آفريننده آسمان‏ها و زمين

سلام به دوستان عزيز، قطعه اى كه در زير نگاشته شده درآمدى است بر دعاى عهد همراه با شرح احساسى از اين بنده حقير. از شما خواهشمندم كه همراه با خواندن اين مطلب ترجمه ى دعاى پر فيض عهد را نيز بخوانيد. به يقين نظرات شما درباره اين نوشتار براى بنده كه از نوپايان اين عرصه هستم بسيار راهگشا و يارى دهنده خواهد بود. با سپاس

بارالها! تويى آن نور حقيقى وجود و آفريننده ى جايگاه رفيع.
پروردگارا! تو درياى سخاوت و نازل كننده ى صحيفه هاى راهگشايى. تويى فرستنده ى تورات و انجيل و زبور، تويى آفريننده ى سايه روشن ها و تويى خداوند قرآن.
الهي! تويى خالق فرشتگان و انبياء و مرسلين اين عالم. با چشم دل نور جمال بى همتايت را نظاره گر بوده ام كه چگونه تمام هستى را روشن نموده.
اى زنده ى جاويدان! همانا از تو مى خواهم به حق آن اسم دل آرايى كه به آن هستى را منت نهاده اى و از اولين تا آخرين موجودات اين عالم بى منتها را به آن آرامش بخشيده اى، كه سلام مرا به مولايم، به يار نهانى ها، به هادى امت، مهدى آل محمد برسانى. سلامى برابر تمامى عرشت، سلامى به گرمى آفتاب عالم تاب و سلامى به بلنداى افق آسمان ها.
خداوندا! دلم مى خواهد در تمام صباح عمر با او تجديد پيمان كنم و هرگز دست هاى مملو از گل هاى ياس و نرگسى هايش را ترك نگويم.
خداى من! زنده بودن و در خدمتش زيستن و در ركابش به شهادت نايل آمدن را ره توشه ام قرار ده.
بار الها! اگر سرنوشت مرا به كام مرگ كشاند و ميان چشمان خسته از انتظار من و ديدار او حايل گشت، صداى انا المهدى او را از فراز كعبه به من، در كنج خلوت و تاريكي گور برسان تا كفن از تن به در كرده دعوتش را با جان و دل لبيك گويم.
اى ظاهر مطلق! چه مى شود اين ديدگان بى سويم را به سرمه ى نور و زيبايى جمالش و قامت رعنايش روشنى ابد بخشى و مرا از سالكان درگاهش بدارى.
خدايا! اين پسر زهراست كه از ما رخ در نهان ابرها كشيده.
زمين را مهرى عطا فرما فراتر از خورشيد تا كه نور عدالت گسترش در سراسر عالم بتابد و حق را عيان سازد. بيايد و سيره ى محمد نبى را زنده كند و قرآن را سرلوحه ى صراطى قرار دهد كه پايانش تو باشى.
پروردگارا! به ديدار او نه تنها هزاران هزار دل پژمرده شكوفا مى شود كه نبى خاتم، محمد امين نيز مسرور مى گردد.
بار الها! اين غصه هاى نهفته در قلب ها، اين غم هجران و اين درد فراق را به هويدا شدن روى چون ماهتاب امام منتظران، از قلوب محبانش بزداى و در فرجش قريب را بر بعيد غالب دار.
اى صاحب العصر و الزمان
تعجيل فرما در امر فرج
 
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
پاسخ : درد دل با آقا
« پاسخ #31 : مه 14, 2010, 06:55:33 pm »


دل نوشته
 

اي تمام آرزويم تو شدي آبرويم آقا درد دل زياده از كجا برات بگويم تويي اوج مهربوني اي هماي آسموني من به دنبال تو هستم  كه شايد بدي نشوني من با تو ترانه ساختم نديده دل به تو بستم تو روبعضي وقتها ديدم اما افسوس نشناختم اي گل باغ وبهارم اي همه دار وندارم آرزومه وقت مردن  سر رو شونه هات بذارم ديگه بسه اين جدايي كي ميشه آقا بيايي با نواي دل مي خونم مهدي زهرا كجايي عاشقي بي كس وكارم غم ندارم تو رو دارم باشه منتظر مي مونم بيايي سر مزارم

ترسم تو بيايي و من آن روز نباشم

ان شاالله اون روزي كه آقا مياد تا انتقام مادر پهلو شكسته رو بگيره من باشم

  تويي آرزوي زهرا شبنم وضوي زهرا بيا آقا بسه دوري مرحم  بازوي زهرا  آقا جان  تور ونديدم فقط از چشات شنيدم آقا با اين همه دوري  نديده تو رو خريدم  آقا جون بذار ببينم  چون كه من فقط شنيدم ديگه خسته شدم از بس عكس جمكران خريدم
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟