مو لای من:
راستش را بخواهید خسته شده ام و به دنبال دل دردمندی می گردم که با او درد دل کنم.
و سنگ صبوری نیافتم جز شما.
می دانم، که می دانید در دل من چه می گذرد و از این بابت تسلا می یابم.
اما گاهی اوقات احساس خفگی و خفقان می کنم.
احساس می کنم قلبم را می فشارند و استخوانهایم را خرد می کنند.
می دانم که می دانید.
به خاطر اینکه در روزمرگی خود غرق شده ایم و خیلی چیزها را فراموش کرده ایم.
به خاطر اینکه حلال خدا را حرام کرده ایم و حرام خدا را حلال.
به خاطر اینکه کم کم داریم در خود فرو می ریزیم و خود نمی دانیم.
به خاطر اینکه ظاهرمان را آباد کرده ایم و نهانمان را ویران...
و هزار دلیل و اما و اگر دیگر.
ای مهربان مولای من...
درست است که ما شما را فراموش می کنیم و به وقت گرفتاری و دردمندی به یادتان می افتیم، اما شما ما را فراموش نکنید و دعای خیرتان را بدرقه مسیر پر پیچ و خم و پر خطر زندگیمان کنید تا انشا الله بتوانیم ذره ای از محبت ولائیتان را درک کنیم و طعم زندگی واقعی که همان محبت شماست را بچشیم.
بری سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان ذکر کریمه صلوات را فراموش نکنید.