به نام خدا
«چون جدّم حسين(ع) کشته شد، فرشتگان با گريه و فغان به درگاه خداوند عزّوجلّ فرياد برآوردند که: اي خدا و سرور! آيا از کسي که برگزيدة تو و فرزند برگزيدة تو و بهتر آفريدة تو را ميکشد چشم ميپوشي؟ خداوند عزّوجل به آنان وحي فرمود که: فرشتگان من آرام گيريد، به عزّت و جلالم سوگند که از آنان انتقام خواهم گرفت گرچه زمانش به طول انجامد. آنگاه خداوند امامان نسل حسين(ع) را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در ميان آنان يکي ايستاده بود و نماز ميخواند. خداوند فرمود: با اين قائم از آنان انتقام ميگيرم».
براي حالت انتظار فرج و گشايش در امور، سلسله مراتبي وجود دارد که با توجّه به نوع مشکلي که چشم به راه حلّ آن هستيم، تنظيم ميگردد.
1. انتظار در جهت گشايش امور شخصي
اوّلين و ضعيفترين مراتب انتظار، انتظار براي گشايش در امور شخصي خود و فتح و فرج غصّهها و ناگواريهاي فردي ميباشد. البتّه همين امور شخصي گاهي غصّههاي زندگي مادّي و امور عادّي خود است و گاهي دردها و غصّههاي معنوي که انسان در دل دارد و خواستار گشايش آن با فرج امام زمان(ع) است. وجود مبارک حضرت مهدي(ع) در توقيع شريفي که به محمّد بن عثمان العمري ارسال داشتند بعد از جواب سؤالات اسحاق بن يعقوب ميفرمايند: «براي تعجيل در فرج بسيار دعا کنيد که آن فرج خود شماست».1 در دعاي افتتاح نيز ميخوانيم: «خداوندا پراکندگي ما را به وسيلة او جمع و گسيختگيمان را دور کن و پريشانيها را بدو پيوست کن و کمي مان را به وسيلة او زياد کن و ذلّت ما را به وسيلة او تبديل به عزّت کن و... فقر ما را به وسيلة او جبران کن و شکاف و تفرقة ما را به او برطرف کن و سختي ما را به وسيلة او آسان کن و...».
2. انتظار جهت گشايش در امور مؤمنان
دومين مرتبة انتظار، انتظار براي رفع مشکلات از جامعة ايماني و آحاد مؤمنان و موحّدان است؛ مشکلاتي که از جهت مادّي و معنوي، ديني و دنيايي مؤمنان را محاصره نمود و آنان را در نوعي سرگرداني و بيساماني قرار داده است. حضرت سجّاد(ع) ميفرمايد: «زماني که قائم ما قيام کند، خداوند آفت را از شيعيان ما بزدايد و دلهاي آنان را چون پارههاي آهن (سخت و تزلزلناپذير) کند و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد دهد. آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود».2 حضرت باقر(ع) ميفرمايند: «هر گاه زمان ما (ظهور ما) فرا رسد و مهدي ما بيايد، شيعة ما از شير دليرتر و از سر نيزه برندهتر خواهد بود...»3 حضرت علي(ع) ميفرمايند: «با مهدي ما حجّتها تمام ميشود، او پايانبخش امامان، نجاتبخش امّت و منتهاي نور است».4 در دعاي افتتاح چنين ميخوانيم: «خدايا ما به سوي تو، از دوري پيغمبرمان(ص) و غايب بودن وليّمان شکايت ميکنيم». همچنين در دعاي عهد با امام زمان(ع)5 ميخوانيم: «خداوندا با حضور حضرت(ع) اين گرفتاري را از اين امّت برطرف کن و ظهور او را براي ما نزديک کن».
3. انتظار در جهت گشايش امور آحاد انساني
سومين مرتبة انتظار، انتظار براي گشايش در امور جامعة جهاني و همة آحاد و ساکنان زمين است، زيرا ظهور امام عصر(ع) نويدبخش امنيت و عدالت جهاني است و از برکات و آثار آن، همة اهل زمين برخوردار خواهند شد. حضرت باقر(ع) ميفرمايند: «زماني که قائم به پا خيزد، ايمان را به هر دشمن کينهتوزي عرضه ميکند، اگر از جان و دل ايمان نياورد، گردنش زده ميشود، يا همچون ذمّيان امروز جزيه ميپردازد و به کمر او زنّار ميبندد و آنان را از شهرها، به حومهها و روستاها بيرون ميکند».
در دعاي عهد با امام زمان(ع)6 ميخوانيم: «خداوندا، او را پناهگاه بندگان مظلومت قرار بده...»
4. انتظار جهت گشايش امور جامدات، گياهان و حيوانات
چهارمين مرتبة انتظار، انتظار براي گشايش در حيات حيوانات، گياهان و جمادات است، زيرا با امر فرج در زمين و زمان و عالم نباتات و حيوانات نيز تحوّلات مثبت ايجاد خواهد شد و دامنة ظهور و شعاع نور آن شامل حال آنان نيز ميگردد. همچنانکه در عصر غيبت ميخوانيم: «ظهر الفساد في البرّ و البحر بما کسبت أيدي النّاس».
پيامبر اکرم(ص) فرمودند: «او زمين را، همچنانکه آکنده از ستم و بيداد شده، از عدل و داد پر ميکند. آسمان از ريختن نزولاتش هيچ دريغ نميورزد و زمين از روياندن گياهانش».7 حضرت علي(ع) فرمودند: «زماني که قائم ما قيام کند، آسمان نزولات خود را فرو ريزد و زمين گياهانش را بروياند و کينه و دشمني از دلهاي بندگان رخت بربندد و درندگان و چرندگان با هم بسازند چندان که زنان زيور (زنبيل) به سر، عراق را تا شام ميپيمايند و جز بر علف و سبزه گام نمينهند و هيچ درندهاي آنها را آشفته و هراسان نميکند».8
پيامبر(ص) فرمودند: «قيامت برپا نميشود تا زماني که زمين از ستم و دشمني آکنده شود، آنگاه مردي از خاندان من قيام کند و زمين را، همچنانکه از ظلم و جور آکنده شده از عدل و داد پر کند».9 در اين باره، در دعاي عهد10 ميخوانيم: «خداوندا، به او سرزمينهايت را آباد کن و بندگان را زندگاني (حقيقي) ببخش».
5. انتظار جهت گشايش امر انبيا و اوليا
پنجمن مرتبة انتظار، انتظار جهت گشايش غصّهها و دردهاي اوليا و انبيا در گذشتة تاريخ و شادماني و فرج براي آنان است. در دعاي ندبه، در همين رابطه، ميخوانيم: «کجاست آن کسي که انتقام خون پيامبران و فرزندان آنها را ميگيرد».
6. انتظار جهت گشايش در امور آل محمد(ص)
ششمين مرتبة انتظار، انتظار براي گشايش امر پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و مستضعفان واقعي است، زيرا با ظهور امام عصر(ع) دولت کريمة اهل بيت(ع) تشکيل خواهد شد و بازگشت مجدّد آنان به دنيا با رجعت شروع خواهد گشت؛ به عبارتي فرج امام عصر(ع) فرج آل محمّد(ص) است و موجب شادماني رسول الله(ص) و اهل بيت(ع) خواهد شد. آري تا ظهور امام زمان(ع) اتّفاق نيفتد، همچنان اهل بيت(ع) در استضعاف و مظلوميّت به سر ميبرند.
مفضّل بن عمر ميگويد: از امام صادق(ع) شنيدم که فرمود: «رسول خدا(ص) نظري به علي، حسن و حسين(ع) افکند و گريست و فرمود: شما مستضعفان بعد از وفات من هستيد»، مفضّل گويد: عرض کردم يابن رسول الله معني آن چيست؟ فرمود: «يعني شما امامان بعد از من هستيد، چون خداوند ميفرمايد: «و ميخواهيم بر آنان که درزمين به ضعف کشيده شدهاند، تفضّل نماييم و آنان را پيشوايان و وارثان حکومت حق سازيم». پس اين آيه در مورد ما اهل بيت(ع) تا روز قيامت جاري است».11
همچنين در کتاب «غيبت» شيخ طوسي آمده که از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است در مورد قول خداوند متعال: «و نريد أن نمنّ علي الّذين استضعفوا في الأرض و نجعلهم أئمةً و نجعلهم الوارثين» فرمودند: «ايشان اهل بيت محمّد(ص) هستند که خداوند مهدي آنان را بعد از رنجيدن آنها (استضعاف آنها) ميآورد سپس آنان را عزّت ميبخشد و دشمنانشان را ذليل ميسازد».12
نيز در دعاي ندبه ميخوانيم: «کجاست آن کسي که انتقام خون کشتة کربلا ـ امام حسين(ع) ـ را بگيرد». يا در دعاي عهد با امام زمان(ع) ميخوانيم: «خداوندا پيامبرت(ص) و پيروان او را به ديدارش شادمان کن و پس از او به بيچارگي ما رحم کن، خداوندا با حضورش اين گرفتاري را از اين امّت برطرف کن و...»
در دعاي قنوت امام حسن عسکري(ع) آمده است: «بار خدايا، به درستي که حقّ ما پس از تقسيم شدن در دست غاصبان، دست به دست گشت و حکومت ما پس از مشورت به چيره شدن و زورمندي (دشمنان) واقع شد و پس ازآنکه برگزيدة امّت بوديم ميراث آنها شديم که وسايل لهو و بازيگري با سهم يتيم و محتاج و بيوه خريداري گرديد و اهل ذمّه بر مردم مؤمن حکومت يافتند و فاسقان هر قبيله عهدهدار امور آنان گشتند که نه دفاع کنندهاي هست تا آنها را از هلاکت دور سازد و نه سرپرستي که به آنان با ديدة مهر بنگرد و نه صاحب مهرباني که جگر تفتيده را از گرسنگي برهاند و آن را سير کند، پس آنان با خواري در خانة گمشدهاي واقع شدهاند و گرفتار فقر و همنشين اندوه و ذلّت ميباشند».
7. انتظار جهت گشايش امور ملکوتيان
هفتمين مرتبة انتظار، انتظار براي گشايش غصّهها و اندوه فرشتگان و ملکوتيان مي باشد، زيرا مصائب اولياي الهي و به ويژه مصيبت حضرت سيّدالشهدا(ع) آنان را غمزده و رنجور ساخته و آنان در انتظار گشايش امر هستند. امام باقر(ع) در جواب ابوحمزة ثمالي که از علّت نامگذاري آن حضرت به «قائم» پرسيد، فرمودند: «چون جدّم حسين(ع) کشته شد، فرشتگان با گريه و فغان به درگاه خداوند عزّوجلّ فرياد برآوردند که: اي خدا و سرور! آيا از کسي که برگزيدة تو و فرزند برگزيدة تو و بهتر آفريدة تو را ميکشد چشم ميپوشي؟ خداوند عزّوجل به آنان وحي فرمود که: فرشتگان من آرام گيريد، به عزّت و جلالم سوگند که از آنان انتقام خواهم گرفت گرچه زمانش به طول انجامد. آنگاه خداوند امامان نسل حسين(ع) را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در ميان آنان يکي ايستاده بود و نماز ميخواند. خداوند فرمود: با اين قائم از آنان انتقام ميگيرم».
8. انتظار جهت گشايش در امور امام زمان(ع)
هشتمين مرتبة انتظار، انتظار ظهور براي گشايش غصّهها و دردهاي خود امام زمان(ع) و شادماني قلب آن بزرگوار است، زيرا قلب امام عصر(ع) در دوران غيبت نقطة مرکزي بزرگترين و عظيمترين مصائب و دردهاست، به طوري که:
1. در دوران غيبت، حقّ ولايت و حکومت به دست شرورترين انسانها غصب شده، دين و احکام الهي مورد هجوم قرار گرفته و بهترين پيروان ايشان در سختترين شرايط زندگي ميكنند.
يکي از علماي اهل معرفت ميگويد: اگر از حضرت علي(ع) 21 سال غصب حکومت و ولايت سياسي شده و ايشان در استضعاف و مشکلات فراوان قرار گرفت، به گونهاي که خود فرمودند: «صبر کردم در حالي که در چشمم خار و در گلويم استخوان بود»،13 امام زمان(ع) بيش از 1100 سال است که در اين حالت به سر ميبرد، او داغدار مصائب همة انبيا و اوليا و از جمله داغدار مصائب مادرشان حضرت زهرا(س) و جدّ بزرگوارشان امام حسين(ع) هستند و داغ اجدادشان را به دل دارند.
2. حقّ ولايت و حکومت خود را غصب شده ميبيند.
3. بيتوجّهي و تاراج ثروتها و حقوق شرعي مانند خمس، فدک و... را شاهد است.
4. فتنهها، خونريزيها و بيعدالتيها را ميبيند.
5. گناهان و معاصي همة انسانها، از جمله شيعيان، او را آزار ميدهد.
6. از تحريفات ديني، فرقهسازيها و مکاتب انحرافي خبر دارد.
7. تعطيلي احکام الهي و حدود و قوانين شرعي را شاهد است.
8. از حال دانشمندان و علماي منحرف و دنيا زده خبردار است.
9. پيروان و شيعيان خود را بيسرپرست نظاره ميکند.
10. پيشرفت کفر و نفاق و سرعت و پيروزيهاي ظاهري آنان را ميبيند.
11. از عمق شرک و رياکاري و جريانات ضدّ توحيدي خبر دارد.
و دهها و صدها اتّفاق و حادثة ناگوار را نظارهگر است که هر يک به تنهايي ايشان را سخت آزرده خاطر ميسازد. آري بالاترين حالت انتظار و مقدّسترين و عميقترين نوع انتظار در خود حضرت وجود دارد، زيرا از علم و اشراف کامل به احوال هستي برخوردار است و روحية اصلاحگري و عزّتطلبي در روح بلند او موج ميزند.
پينوشتها:
1. غيبت طوسي، ص 292.
2. ميزان الحکمه، ح 1240.
3. همان، ح 1232.
4. همان، ح 1166.
5. مفاتيح الجنان، ص 904.
6. ميزان الحکمه، ح 1248.
7. مفاتيح الجنان، ص 904.
8. ميزان الحکمه، ح 1244.
9. همان، ح 1241.
10. همان، ح 1170.
11. مفاتيح الجنان، ص 904.
12. تفسير نور الثقلين، ج 6، ص 311.
13. همان، ج 5، ص 311.
14. صحيفة مهديه، ص 163.
15. ميزان الحکمه، ح 1158.
16. بحارالانوار، ج 29، ص 512.
مهدی نیلی پور
ماهنامه موعود شماره 102