نویسنده موضوع: عوامل پيروزى حضرت مهدى  (دفعات بازدید: 186 بار)

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 11
  • -تشکر شده: 13
  • ارسال: 918
  • امتیاز: 21
عوامل پيروزى حضرت مهدى
« : نوامبر 14, 2009, 04:57:04 am »
امام منصور بالرعب است
على‌اكبر حسنى


در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته‌‌اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانى‌‌براى امام زمان ، عليه‌‌السلام، چگونه ميسر است؟

اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست‌‌بايد ديد زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحث‌‌به عوامل پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مى‌‌پردازيم و با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مى‌‌كنيم.

در ضمن‌‌بررسى‌‌ويژگيهاى‌‌ياران حضرت مهدى ،عليه‌‌السلام، و خصوصيات لشكريانش به اين نكته برمى‌‌خوريم كه آنان «منصور بالرعب‌‌» هستند.

منصور بالرعب بودن، يعنى آنكه پيروزى آن حضرت ظاهرا در سايه رعب و وحشتى است كه در دل دشمنان، از او و لشكريانش ايجاد مى‌‌شود و آنها از قدرت و پيروزيهاى او به قدرى به هراس مى‌‌افتند كه توان استقامت‌‌خويش را از دست مى‌‌دهند يا تسليم مى‌‌شوند و يا سلاحها را بر زمين مى‌‌گذارند و فرار مى‌‌كنند و اين خود زمينه پيروزى و فتح بدون درگيرى و خونريزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم مى‌‌سازد.

دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگيرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمين مى‌‌گذارند يا با بلندكردن پرچم سفيد، تسليم مى‌‌شوند و يا از پيشاپيش لشگر او مى‌‌گريزند.

در تاريخ از اينگونه پيروزيها ديده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب مى‌‌شدند و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم مى‌‌كردند.

پيامبر اسلام،صلى‌‌الله عليه‌‌وآله، طبق شواهد تاريخى و آيات قرآن از اين موهبت‌‌برخوردار بوده و درمواردى‌‌صلابت و ابهت آن حضرت و تصميم و اراده شكست‌‌ناپذير او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پريشان ساخته است و پيش از درگيرى و يا به مجرد رويارويى ، شكست‌‌خورده و پا به فرار نهاده يا تسليم شده‌‌اند.

پيامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقليتى غير مجهز و بسيار كم در برابر سپاهى مجهز و چندين برابر، نه تنها ايستاد، بلكه به پيروزى جالبى هم رسيد و اين خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پيامبر اسلام توسط خداوند مى‌‌افتد و با دادن بيش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا به فرار مى‌‌گذارد. ابوسفيان مى‌‌گويد به محض‌‌رساندن كاروان به مكه بسرعت‌‌به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مى‌‌گفتم: بايست! مى‌‌گفت: على ،عليه‌‌السلام، سوار بر اسب مرا تعقيب مى‌‌كند.

در جنگ خندق پس از محاصره مدينه توسط نيروهاى قريش و احزاب و عبور «عمروبن‌‌عبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهره‌‌اى بين مسلمين رخ داده بود كه به تعبير قرآن «و زلزلوا زلزالا شديدا» (1) و فرياد «متى نصرالله‌‌» سر مى‌‌دادند.

آنگاه كه حضرت على ،عليه‌‌السلام، عمرو را با يك ضربت از پا درآورد و پيامبر ،صلى‌‌الله عليه‌‌وآله،فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة‌‌الثقلين‌‌» ترس و رعب عجيبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.

و نيز در جنگ با يهود بنى‌‌نظير و بنى قريظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به تعبير قرآن:

«وقذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهم‌‌و ايدى المؤمنين‌‌» (2)

و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دست‌‌خود و به دست مؤمنان خانه‌‌هاشان را ويران كردند.

ويادر فتح مكه زمينه چنان فراهم مى‌‌شودوبه‌‌گونه‌‌اى‌‌مرعوب‌‌مى‌‌گردند كه جرات هر گونه مقاومت و رويارويى از لشكر جرار قريش و ابوسفيان سلب مى‌‌گردد و همه طوعا و كرها تسليم مى‌‌شوند و شعار «لااله الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزم‌‌الاحزاب وحده‌‌» تحقق مى‌‌يابد.

باز درانقلاب اسلامى ، ديديم كه دشمن با همه قوا و توان وسلاحهاى مدرن، چگونه صحنه را خالى مى‌‌كرد، مخصوصادرآخرين‌‌روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى شاهد بوديم كه در پى فرمان حضرت امام، قدس‌‌سره، و ريختن همه مردم به خيابانها با فرمان رهبرانقلاب، چگونه نيرومندترين ارتش خاورميانه عملا جا خالى كرد و نيروهاى انقلاب پيروز شدند.

در جنگ تحميلى هم نمونه‌‌هايى از اين پيروزيها را در فتح خرمشهر و آبادان و فتح‌‌المبين ديديم كه نيروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحيه متزلزل در اثر ترس و وحشت‌‌شعار الله‌‌اكبر چگونه شكست‌‌خورد و تسليم شد.

اينها نمونه كوچكى است از پيروزى كه در سايه ترس و رعب در دل دشمن به وجود مى‌‌آيد.

پس بسيار روشن است كه يكى از عوامل عمده پيروزى ارتش امام زمان ،عليه‌‌السلام، همان رعب است كه از آوازه حضرت و تاييد ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان ،عليه‌‌السلام، مى‌‌افتد و اين حقيقت در لابلاى آيات و روايات مشهود است.

اينك آياتى كه دلالت‌‌بر اينگونه پيروزيها دارد و مى‌‌رساند كه پيامبر، صلى‌‌الله عليه‌‌وآله،در مواردى ، منصور بالرعب بوده است از نظر شما مى‌‌گذرانيم:

1. «سنلقى فى قلوب‌‌الذين كفرواالرعب بما اشركوا بالله‌‌» (3)

بزودى در دلهاى كفار رعب و هراس مى‌‌افكنيم به خاطر آنكه شرك براى خدا قائل شدند.

2.«سالقى فى قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق‌‌الاعناق‌‌» (4)

بزودى در دلهاى كافران وحشت و ترس مى‌‌افكنيم ، پس ضربه‌‌ها را بر بالاى گردنها (يعنى مغزشان) فرود آوريد. اين در رابطه با رعبى است كه در دل كفار قريش در جنگ بدر افتاد و سبب پيروزى مسلمانان بر آنها شد.

3. «و قذف فى قلوبهم الرعب فريقا تقتلون و تاسرون فريقا» (5)

در دل يهوديان رعب و وحشت افتاد كه سبب فروآمدن از دژهايشان شد و شما گروهى را كشتيد و گروه ديگرى را به اسارت گرفتيد.

4. «فاتاهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف فى‌‌قلوبهم‌‌الرعب‌‌» (6) پس قدرت خداوند از جايى كه گمان نمى‌‌بردند، آمد و رعب وحشتى در دل آنان افتاد.

در بسيارى از روايات ما همين صفت و ويژگى پيامبر،صلى‌‌الله عليه‌‌وآله،براى حضرت مهدى ، عليه‌‌السلام،نقل‌‌شده‌‌است، علاوه بر رواياتى كه قبلا اشاره شد به اينكه رعب پيشاپيش لشكر امام زمان از هر طرف مى‌‌رود يعنى از فاصله دور دشمن او مرعوب مى‌‌گردد و فرار مى‌‌كند يا تسليم مى‌‌شود .

امام باقر ،عليه‌‌السلام، مى‌‌فرمايد: «همه سنن انبيا در امام زمان جمع است (كه بعدا در اين زمينه بحث‌‌خواهيم كرد) ولى از سنتهاى جدش مصطفى،صلى‌‌الله عليه‌‌وآله، قيام به شمشير و منصور بالرعب است.

«و اما شبهة من جده المصطفى محمد،صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداءالله و اعداءرسوله و الجبارين و الطواغيت و انه ينتصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية ...» (7)

از سنتهاى جدش قيام امام زمان با شمشير و قيام مسلحانه است و نابودى دشمنان خدا و رسول خدا و ستمگران و طاغوتها است و منصور به رعب و تسليم همه پرچمها در برابر اوست.

امام محمدباقر،عليه‌‌السلام،نيز مى‌‌فرمايد:

«القائم،عليه‌‌السلام،منا منصور بالرعب، مويد بالنصر تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب‌‌» (8)

قائم ،عليه‌‌السلام، ما يارى شده به رعب است و تاييدشده با پيروزى است. تمام زمين به تصرف او درمى‌‌آيد و گنجهاى زمين براى او ظاهر مى‌‌شود و سلطه او بر شرق و غرب مى‌‌رسد.

امام صادق ،عليه‌‌السلام، مى‌‌فرمود:

«ان‌‌القائم‌‌منامنصوربالرعب‌‌مويد بالنصر تطوى له‌‌الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه‌‌المشرق و المغرب و يظهرالله به دينه ولوكره المشركون‌‌» (9)

4. در ذيل تفسير آيه «اتى امرالله فلاتستعجلوه‌‌» مى‌‌فرمايد: (10)

«هو امرنا امرالله تعالى عزوجل ان لانستعجل به حتى و يويده بثلاثة اجناد الملائكه المؤمنين والرعب‌‌» (11)

او همواره با سه گروه سپاه تاييد مى‌‌شود. سپاه فرشتگان ، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.

هشام بن سالم از امام صادق ، عليه‌‌السلام، نقل مى‌‌كند:

«... فلا يبقى بين الخافقين الا خافه‌‌» (12)

در ميان شرق و غرب كسى نمى‌‌ماند مگر اينكه از او مى‌‌هراسد.

ابى‌‌بصير از امام صادق ، عليه‌‌السلام، نقل مى‌‌كند كه آن حضرت درباره نشر و گسترش پرچم‌‌حضرت‌‌مهدى،عليه‌‌السلام، پس از نقل مطالبى مى‌‌فرمايد:

«و يسيرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن يمينها شهرا و عن يسارها شهرا، ثم قال يا ابامحمد، انه يخرج موتورا غضبان اسفا لغضب‌‌الله على هذاالخلق‌‌». (13)

با توجه به معناى لغوى رعب كه همان خوف و در واقع ترس شديدى است كه كتمان آن ممكن نيست، روشن مى‌‌شود منصور به رعب بودن آن حضرت ممكن است‌‌به اين معانى باشد:

1. مردم مخالف و دشمنان ، روحيه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر او نكنند و از ترس لشكر مقاوم و غيرقابل نفوذ و شكست‌‌ناپذير آن حضرت ، تسليم شوند.

2.آوازه آن حضرت و لشكرش چنان رعب‌‌آور است كه شهرهاى دور دست كه با لشكر امام به مسافت‌‌يك ماه راه‌‌رفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگيرى و رويارويى و مقاومت تسليم مى‌‌گردند، چنانچه حديث ابى بصير گوياى آن است.

3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شديد به سر مى‌‌برند و اين ترس خودمقدمه پيروزى امام و شكست دشمنان امام است.

اين رعب و ترس از چند جهت ممكن است رخ دهد:

الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند كه هراس و رعب در دلهاى دشمنان امام و ابرقدرتها بيفكند و قدرت اراده و تصميم به مقاومت را از آنان سلب نمايد، نتيجه اينكه زودتر تسليم گردند. گويى چنان از خود بى‌‌خود شوند و دست و پاى خود را گم كنند كه توان حركت نيابند همانند بره در برابر شير و ...!

ب) آوازه پيروزى سريع حضرت و شيوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و ويژگى ياران او و لشگريانش كه مقاوم و شكست ناپذيرند، سبب اين خوف و رعب گردد.

ج) انتشار حركت و قيام امام و آمادگى باطنى مردم ممكن است، سبب پيوستن مردم به امام شود و در تمامى كشورها نيروها و مردم خواستار همكارى با امام زمان گردند و در نتيجه شورشها و قيامهاى داخلى رخ دهد و موجب انشعاب حكومتها وتقسيم و تجزيه آنان گردد و عملا ايجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاى حاكمان و طاغوت و قدرتها شود.

د) امام‌‌زمان با احاطه‌‌اى كه بر اسرار غيب دارد ممكن است راز و رمز آنان را قبلا كشف و خنثى كند و منابع و ذخاير اسلحه و نيروهاى انسانى آنان را نيز شناسايى كند و نقاط ضعف و آسيب‌‌پذيرى آنان را بداند و با يك اقدام سريع همه را وادار به تسليم سازد و نيز كافى است كه اين كار را با چند دولت مقتدر انجام دهد تا بقيه حساب خويش را بدانند ...!!


ماهنامه موعود شماره 5

پى‌‌نوشتها:

1. سوره احزاب (33)، آيه 11

2.سوره حشر (59)، آيه 2

3. سوره آل عمران (3)، آيه 151

4. سوره انفال (8)، آيه 12

5. سوره احزاب (33)، آيه‌‌23

6. سوره حشر (59)، آيه 2

7. مجلسى،محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص‌‌217، ح‌‌6.

8. كشف‌‌الغمه، ج‌‌3، ص 324;المحجه‌‌البيضاء، ج‌‌3، ص 341; يوم‌‌الخلاص، ص‌‌300; منتخب الاثر، ص‌‌292و482; مجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 190، نورالابصار، ص 171; اعلام‌‌الورى، ص‌‌433، اسعاف‌‌الراغبين، ص‌‌152; ينابيع‌‌المودة، ج‌‌3، ص‌‌136.

9. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‌‌191، ح 24.

10. سوره نحل (16)، آيه 1.

11. نعمانى، كتاب‌‌الغيبة، ص 128; مابعد الظهور، ص 535; ر.ك: امام مهدى من‌‌المهد الى الظهور.

12. نعمانى، همان، ص 122.

13. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‌‌360، ح‌‌129.
 
http://mouood.org