نویسنده موضوع: آرشیو مباحث مهدویت استاد قرائتی -درسهایی از قران-90  (دفعات بازدید: 138 بار)

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 11
  • -تشکر شده: 13
  • ارسال: 918
  • امتیاز: 21

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 11
  • -تشکر شده: 13
  • ارسال: 918
  • امتیاز: 21
1390/10/29زندگي مهدوي در سايه دعاي عهدبايگاني سالانه - 1390
 
 
   

[/t][/t]
قابل توجه کاربران محترم:
برنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد.


موضوع: زندگي مهدوي در سايه دعاي عهد
تاريخ پخش:  29/10/90

بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

[/t][/t]
يك بحثي امشب دارم كه نگاهي به دعاي عهد است. عنوانش اين است: زندگي مهدوي براساس دعاي عهد. دعاي عهد دعايي است كه رابطه‌ي بين ما و حضرت مهدي است. چند تا جمله‌اش را مي‌گويم و ببينيد چه زندگي، چه تابلويي جلوي ما است.
موضوع بحث زندگي مهدوي در سايه‌ي دعاي عهد. اول يك حديثي از امام رضا بخوانم. امام رضا(ع) در قنوت نماز جمعه، الله اكبر! نمازگزار امام رضا، آن هم در قنوت، آن هم روز جمعه، در قنوت نماز جمعه اين دعا را مي‌خواند. مي‌گفت: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِه‏» خدايا مرا از انصار حضرت مهدي قرار بده. پدربزرگش است، هنوز امام زمان به دنيا نيامده. اين خيلي براي من مهم بود.    «بِأَبِي وَ أُمِّي سَمِيُّ جَدِّي» (بحارالانوار/ج51/ص152) الله اكبر! پدرم فداي او، مادرم فداي او!
1- امام زمان(عليه‌السلام)، مهربان‌تر از پدر و مادر
مهدي چه كسي است؟! «وَ شَبِيهِي وَ شَبِيهُ مُوسَى بْنِ عِمْرَان‏» (بحارالانوار/ج51/ص152)، «أَشْفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم‏» (بحارالانوار/ج25/ص116) به قدري حضرت مهدي مردم را دوست دارد، از پدر و مادر بيشتر مردم را دوست دارد. اين سيمايي كه از امام زمان گفته مي‌شود، كه امام زمان مي‌آيد همه را گردن مي‌زند و بكش، بكش و نهر خون است، درست نيست. اين جمله‌ي امام رضا است، امام رضا مي‌فرمايد: «أَشْفَقَ» شفيق، يعني مهربان‌تر از «عَلَيْهِمْ» مهربان‌تر است بر مردم «مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم‏»، «يَكُونُ أَوْلَى بِالنَّاسِ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِم‏» (بحارالانوار/ج25/ص116) يك حديثي است يك وقتي من ديدم در يك كتابي بعد ديگر يادم رفت كجا ديدم كه حضرت فرمود: من روزي صد بار به شما دعا مي‌كنم.
دعاي عهد، يكي علاقه بايد جمعي باشد. 1- علاقه‌ي جمعي. چطور؟ چون در دعاي عهد داريم كه: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا الْإِمَامَ الْمَهْدِيَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات‏»، «بلغ» به امام زمان ابلاغ كن، چه؟ «عَنْ جَمِيعِ» از طرف همه‌ي مؤمنين و مؤمنات «عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات‏» اين خودش يك كاري است.
2- كارهاي خير با نگاه جهاني، نه شخصي و محلّي
زيارت مي‌رويم بگوييم كه اين زيارت به نيابت از همه‌ي مؤمنين و مؤمنات. صدقه مي‌دهيم بگوييم: دفع بلا از همه‌ي مؤمنين و مؤمنات. نگوييم: خدايا، مؤمنيني كه در اين مسجد نماز خواندند بيامرز. حالا مؤمنيني كه در مسجد ديگر نماز خواندند چه؟ همه را بگو. چرا مي‌گويي: خدايا كساني كه در اين هيأت سينه زده‌اند... حالا كساني كه در هيأت‌هاي ديگر سينه بزنند. چقدر تنگ نظر هستي! چقدر فكر كوچك است. پروردگارا تمام كساني كه در اين هيأت مقروض هستند، گرفتارند، چرا اين هيأت؟ تعصب براي چه؟مگر تو منتظر امام بين المللي نيستي؟ امام جهان بايد مريدش هم جهاني فكر كند. كسي كه منتظر اصلاح عمومي است، بايد خودش هم عمومي فكر كند. خودم و بچه‌ام و هيأت‌ام و مسجدم و برايش هيچ فرقي نكند. «عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات‏».
يك وقتي آمدند به من گفتند: تو كانديداي فلان شهر مي‌شوي. گفتم: من به درد شما نمي‌خورم. گفتند: چرا؟ گفتم: شما مي‌خواهيد منطقه خودتان را آباد كنيد. من وكيل شهر خاص نيستم. اگر هست براي عمومي است. اگر هم نيست كه هيچ! حالا در ستاد انتخاباتي خيلي از اين حرف‌ها تنگ‌تر است. از اول يك قراردادهايي است اصلاً شير را در پستان بعضي‌ها تقسيم مي‌كنند. كه من رئيس ستاد انتخاباتي شما مي‌شوم به اميد اينكه بعداً هم تو مرا كدخداي كجا يا فرماندار يا استاندار يا نمي‌دانم فلان مدير كل يا فلان و فلان... اگر قرارداد يعني بداند كه ايشان كمكش نخواهد كرد، من هم جزء ستاد انتخاباتي نمي‌شوم. اينها خيلي خطرناك است. دين فروشي است. دعاي عهد مي‌گويد: مي‌خواهي با امام زمان صحبت كني، بگو: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صاحب الزمان» خدايا مولاي ما صاحب الزمان را به او برسان، چه؟ «عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات‏». پس علاقه بين المللي، علاقه‌ي جمعي.
3- حذف مرز و شرط در دعاها
2- علاقه‌ بدون مرز
علاقه بدون مرز كجاي دعا درمي‌آيد؟ مي‌گويد: «فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» در مشرق‌ها و مغرب‌ها، «وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا» زمين‌هاي هموار كوهستاني، «وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا» دريا و خشكي، الله اكبر! اين دعا چقدر سازنده است.
چه اصراري داريم كه بگوييم من چه هستم و من چه هستم؟ همه، دريا و خشكي. سطحي و كوهستاني، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز. خيلي قشنگ است.
3- علاقه بدون شرط
مي‌فرمايد: «حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِم‏» خيلي قشنگ است. به شرط حيات هم نيست. «حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِم»! بعضي‌ها را ديدم دعا مي‌كنند خدايا تمام كساني كه آرزومند هستند قسمت كن. مي‌گويم يك عده هم آرزو ندارند. آنهايي هم كه آرزو ندارند آدم هستند. بگوييم: خدايا آرزومندان را قسمت كن. آنهايي هم كه آرزو ندارند يك بصيرت و معرفتشان بده كه آنها هم آرزومند شوند. يك ميليارد كافر در چين است. اينها هيچ آرزوي زيارت امام رضا را ندارند. خوب بالاخره انسان هستند. خدايا تمام منحرفين را آنگونه هدايت كن كه آن لذتي كه ما از گفتگوي با حضرت مهدي مي‌بريم آنها هم آن لذت را ببرند. نگو آرزومندان، آرزومندان و غير آرزومندان را. اين دعا آدم را باز مي‌كند، مي‌گويد: از خودت بيرون بيا.
يكي از بركاتي كه مي‌گويند: ازدواج خوب است، براي اينكه ازدواج آدم را بيرون مي‌آورد. آدم وقتي ازدواج نكرده هميشه خودش را مي‌بيند. خودم، كتم، شلوارم، كيفم، كفشم، اما تا ازدواج كرد. مي‌گويد: خودم و زنم و مادر زنم، پدر زنم، بچه‌ام، يعني دايره گشاد مي‌شود. يكي از بركات ازدواج اين است كه انسان را از  خودم بيرون مي‌آورد.
آرزوي من اين است كه افطاري ايران مثل افطاري مكه شود. البته ما هزار تا خوبي داريم كه آنها ندارند. ما هيچ‌وقت نمي‌خواهيم مثل مكه باشيم. ولي بعضي كارهايشان را بايد ياد گرفت. افطاري مكه چطور است؟ ساده، بدون مرز، بدون قيد، بدون سن. يك سبد برمي‌دارد مي‌آيد از اين زنبيل‌ها، مقداري شله زرد، فرني، خرما، هرچه هست، نان پنير و گردو، هرچه، در سبد مي‌گذارد و با يك سفره‌ي نايلوني، مي‌آيد پهن مي‌كند، هركس هست مي‌نشيند. مرز ندارد. اين شيعه است يا سني؟ بچه است يا بزرگ است؟ روزه هست يا نيست. گزينش نمي‌كند. بعضي از ما گزينشي برخورد مي‌كنيم.
بنده خدايي بود در هيأت شام مي‌داد. اما يك عده هم سر كوچه مي‌ايستادند. اهل نماز جماعت و روضه و اينها نبودند، فقط وقت شام مي‌آمدند. اين صاحبخانه يك روز گفت: شما خجالت نمي‌كشيد. نه نماز جماعت مي‌آييد. نه سخنراني گوش مي‌دهيد، نه عزاداري مي‌كنيد، فقط سفره كه پهن مي‌شود مي‌آييد! خوب به اينها هم برخورد و گفتند: آقا سفره‌ات براي خودت! ما رفتيم. رفتند. شب امام حسين را خواب ديد. گفت: اينها در طول سال كه در خانه‌ي تو نمي‌آيند. وقتي پرچم امام حسين است مي‌آيند. اينها مهمان من هستند. در طول سال اينها در خانه‌ي تو را نمي‌زنند. حالا ولي چون پرچم يا حسين است داخل مي‌آيند. اينها مهمان من هستند چرا اينها را بيرون كردي؟ اينها خيلي مهم است.
4- عنايت امام رضا(ع) به زائران
يك خانمي بود فكرش كج بود. عقيده‌اي به زيارت و توسل و عبادت و اينها نداشت. اهل حجاب و... اصلاً طور ديگري بود. ولي شوهرش مذهبي بود و خودش نبود. به شوهرش گفت: من مي‌خواهم مشهد بروم ولي من را دور و اطراف حرم نبر. من را هتل‌هايي ببر كه دور از حرم است، تو هر چه مي‌خواهي برو دو ليتر گريه كن. من حال حرم ندارم! من مشهد را مي‌خواهم، ولي نه براي حرمش!
شوهر هم گفت: بسيار خوب، زنش را برد و آن هتل را گرفت و خودش هم حرم مي‌رفت و زن هم حرم نمي‌رفت. روز آخر كه در ماشين نشستند بيايند، اين خانم گنبد را ديد. گفت: يا امام رضا، ما حرم نيامديم اما به ما خوش گذشت. سفر خوشي بود ولو ما زيارت نيامديم، اين را گفت و حركت كردند. در ماشين اين خانم خوابش برد. خواب ديد كه امام رضا فرمود: همين كه در شهر من به شما خوش گذشت من راضي هستم. ما دوست داريم كه كساني كه مي‌آيند به آنها بد نگذرد. زن از خواب بيدار شد، به شوهرش گفت: برگرد برگرد. گفت: چه شد! گفت: برگرد، برگرد، گفت: آخر چه شد. گفت: برگرد! مگر چه شده؟ گفت: امام رضا گفت كه ولو زيارت نيامدي، زيارت من نيامدي، ولي به تو خوش گذشت من راضي هستم. {گريه‌ي حضار} ببينيد روح چقدر بزرگ است، روح چقدر بزرگ است.
از اين روح‌ها در جامعه‌ي ما هم هست. من كسي را در جمهوري اسلامي سراغ دارم كه به يك نفر گفت: آقا ببين من تو را دوست ندارم. من براي اينكه منافق نباشم به تو مي‌گويم. از تو خوشم نمي‌آيد اما اين كار چون كار تو است انجام بده هرچه هم بخواهي پول به تو مي‌دهم. هر امكاناتي هم بخواهي به تو مي‌دهم. يعني اينطور نباشد چون دوستش ندارم، برايش كار راه نياندازم. من كار كسي را راه مي‌اندازم كه دوستم دارد. اينها معامله است. به كسي افطاري مي‌دهم كه افطاري داد. براي كسي چشم روشني مي‌برم كه چشم روشني آورد. براي كسي سوغاتي مي‌برم كه با من خداحافظي كرد. او كه با من خداحافظي نكرد. من هم سوغاتي‌اش نمي‌دهم. اين تنگ نظري است. روح تنگ است. دعاي عهد مي‌‌گويد: بزرگ شو. سلام مي‌دهي،«عَنْ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ». مرز «فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» شرط ابدا«حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِم»!
دعا خيلي ما را بزرگ مي‌كند. در دعاي عيد فطر مي‌گوييم: خدايا، «و اسئلك ما سئلك منك عبادك الصالحون»، «عبادك الصالحون» نمي‌گويد عباد صالحي كه فعلاً زنده هستند. يا عباد الصالح ديروز، يا عباد الصالح فردا. يعني تمام بندگان صالح گذشته، و تمام بندگان صالح امروز، و تمام بندگان صالحي كه هنوز به دنيا نيامدند. هرچيزي كه در     طول تاريخ گذشته و حال و آينده بندگان خاص از تو خواستند همه را يكجا، به من بده. دعا خيلي وسيع است، خيلي دعا بزرگ است.
اسم امام رضا را برديم، چون بحث هم در آستانه‌ي شهادت امام رضا پخش مي‌شود، از پاي تلويزيون يك سلام بكنيد با همان سلام ساده «السلام عليك يا علي بن موسي الرضا و رحمة الله و بركاته».
اين برخوردي كه مي‌كنيم نسبت به شهدا هم اينطور باشد. داريد مي‌رويد عكس يك شهيد را مي‌بينيد. نمي‌دانيد چه كسي است. اما بالاخره عكس شهيد است. «اللهم صل علي محمد و آل محمد» خدايا ثواب اين صلوات براي اين شهيد، هركس مي‌خواهد باشد. چون شهيد زنده است و تو به او هديه مي‌فرستي، «فَحَيُّوا بِأَحْسَن‏» (نساء/86) قرآن مي‌گويد: به زنده كه هديه مي‌دهي او بايد جواب بهتر به تو بدهد. تو هديه يك صلوات مي‌فرستي، او هم مي‌گويد: انشاءالله خدا دفع خطر از تو كند. خير از عمرت ببيني! تو به او هديه كن، او هم به تو برمي‌گرداند. آنوقت از عمرت خير مي‌بيني. گاهي خدا چنان همه‌ي درها را باز مي‌كند. همه‌ي چراغ‌ها سبز است. گاهي هم همه‌ي درها را مي‌بندد و همه‌ي چراغ‌ها قرمز است. ديگر چه مي‌گويد؟ بدون مرز، بدون شرط.
5- شريك كردن والدين در دعا و زيارت
بدون تاريخ، «وَ عَنْ وَالِدَيَّ وَ وُلْدِي وَ عَنِّي‏‏» اي امام زمان سلام مي‌كنم از طرف خودم، و از طرف «والِدَيَّ» و «وُلدي» يعني هم نسل گذشته، هم نسل آينده. نسل گذشته و نسل آينده.
بدون حساب، سلام كه مي‌كند نمي‌گويد: چه مقدار. مي‌گويد كه: «وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّه‏» به وزن عرش خدا، «وَ مِدَادَ كَلِمَاتِه‏» به مقدار كلمات الهي، به مقدار وزن عرش خدا، «وَ مُنْتَهَى رِضَاه‏» آخرين درجه‌ي رضايت او، «وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ كِتَابُهُ» ‏به عدد آنچه كتاب شمارش كرده، «وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُه» به عدد علمت، اوه....! چه شد؟ مهدي جان! اي امام زمان، سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هرچه كه نوشته شده، به عدد هرچه خدا بر آن علم دارد. خيلي مهم است. ما وقتي شكر مي‌كنيم مي‌گوييم: خدايا، صد هزار مرتبه شكر! صد هزار مرتبه چيزي نيست. صد هزار تا يك مشت شكر است. شما با مشتت چنين كن، يك مشت شكر صد هزار تا مي‌شود. شما كه مي‌گويي صد هزار تا شكر يعني خدايا ببين چقدر تو را بالا برديم؟ به اندازه‌ي صد هزار تا!صد هزار تا چيزي نيست.
دختر كوچك امام حسين كه ديده كربلا پدرش را شهيد كردند، اسيرش كردند، در كاخ ابن زياد و يزيد آمده وقتي مي‌گويند: وضع چطور است؟ نمي‌گويد: الحمدلله صد هزار تا! مي‌گويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَى‏» به عدد دانه‌هاي شن الحمدلله! دختر سه ساله مي‌گويد: به اندازه‌ي دانه‌هاي شن، ولي ما چه مي‌گوييم؟ صد هزار مرتبه! خيلي فكر ما كوچك است.
علاقه تازه به تازه، آخر يك كسي مي‌گويد: دوست دارم، مي‌رود كه مي‌رود كه مي‌رود. يك كسي هرروز زنگ مي‌زند كه آقا دوستت دارم. مي‌گويد: «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي كُلِّ يَوم» مهدي جان، امروز و هر روز، «اُجَدِّدُ» يعني بيعتم را تجديد مي‌كنم.
بگذاريد اين را هم بنويسم. علاقه‌ي جمعي، علاقه‌ي بدون مرز، علاقه‌ي بدون شرط، علاقه‌ي بي حساب، به عدد وزن عرش خدا، علاقه‌ي بدون تاريخ، تاريخ گذشته «والديَّ» تاريخ آينده «وُلدي». علاقه‌ي تازه به تازه، تازه به تازه، «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي كُلِّ يَوم»، «اُجَدِّدُ» يعني هي تجديد مي‌كنم، يعني تازه به تازه.
6- عهد و عقد و بيعت با امام زمان(عليه‌السلام)
علاقه‌ي رو به رشد، يعني چه؟ مي‌گويد: «عَهْداً» بعد از عهداً مي‌گويد «وَ عَقْداً» بعد از عقداً مي‌گويد «وَ بَيْعَةً» الله اكبر! چه خبر است؟ مهندسي‌اش را مي‌بينيد. عهد يعني تعهد، مهدي جان، در دعاي عهد مي‌گوييم: اي امام زمان سلام و صلوات بر تو، اين سلام من عهد است. يعني با تو تعهد مي‌كنم. تعهد مي‌كنم يعني قرار مي‌گذارم بين خودم و خدا، بعد مي‌گويد: عهد كم است. پررنگش كن، «عقد». عقد يعني گره، دو نفر ممكن است با هم عهد ببندند، وعده داشته باشند، اما به هم گره نخورند. «عقد» يعني گره. مي‌گويند: عروس را عقد كردند. پسر عقد كرد يعني گره خورد. ممكن است عهد باشد، عقد هم باشد، اما تسليم نباشد. مي‌گويد: «وَ بَيْعَةً»، تسليم تسليم است. يعني هي پررنگش مي‌كند. «عهداً» تعهد با حضرت مهدي، «عقداً» عقد با امام زمان، «وَ بَيْعَةً» بيعت كنيد با او و تسليم شويد. «عقداً و عهداً...» الله اكبر!
چقدر اين دعاها لطيف است. هركدام هم يك معنا دارد. مثلاً در دعاي كميل مي‌گوييم: «متذلل خاشع‏» يا بعضي جمله‌ها هست كه هي چند تا جمله مي‌گويد هر جمله‌اش يك باري دارد. هر جمله‌اش يك باري دارد. «عقداً و عهداً و بيعةً»
علاقه‌ي حتمي، چقدر خوب است اين تابلو شود. علاقه‌ي حتمي، مي‌گويد: «فِي رَقَبَتِي» يعني به گردن من، «رَقَبَ» يعني گردن. «فِي رَقَبَتِي» علاقه‌ي حتمي، «فِي رَقَبَتِي» ممكن است كسي علاقه داشته باشد ولي افتخار نكند. مي‌گويد: نه، علاقه‌ي افتخار آميز. علاقه‌ي افتخار آميز، اين كلمه از كجا درمي‌آيد؟ از اين جمله، مي‌فرمايد: «اللَّهُمَّ فَكَمَا شَرَّفْتَنِي بِهَذَا التَّشْرِيف‏ وَ فَضَّلْتَنِي بِهَذِهِ الْفَضِيلَة». «شَرَّفتَني» خدايا، من را مشرف كردي، «فَضَّلتَني» خدايا مرا به خاطر اين علاقه فضيلت دادي. «شَرَّفتَني فَضَّلتَني» يعني من افتخار مي‌كنم.
آخر گاهي يك كسي نجار است، اما به شغلش افتخار نمي‌كند. مي‌گويد: ديگر از خرجي زن و بچه‌ام آمدم نجار شدم. كارمند دولت است، مي‌گويد: براي خرجي زن و بچه بود. ولي يك كسي افتخار مي‌كند. هركسي بايد «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِل‏» (بقره/285) بايد آدم افتخار كند، به شغلي كه مي‌گيرد افتخار كند. «وَ خَصَصْتَنِي بِهَذِهِ النِّعْمَةِ»، «شَرَّفْتَنِي، فَضَّلْتَنِي، خَصَصْتَنِي» يعني خدايا افتخار مي‌كنم كه مرا پذيرفتي كه مهر امام زمان در دل من است. معرفت امام زمان در دل من است.
7- ياري امام زمان(عليه‌السلام) تا سر حدّ شهادت
علاقه همراه با همه‌ي مراحل، مي‌گويد: «وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ» تمام مراحل حضور را داشته باشم. آخر گاهي وقت‌ها انسان يك كسي را دوست دارد در حدي كه مثلاً يك ميليون به او وام بدهد. ولي مي‌گويد: همسفر باشم، مي‌گويد: نه، همسفر نه، بابا اين پول را بگير و خودت برو. عقب ما نيا.
 گاهي يك كسي مي‌گويد: عقب من بيا، پولت نمي‌دهم اما مي‌خواهي بيايي در ماشين سوار شو تو را ببريم. يعني از يك جهت يك جايي پررنگ است، يك جايي كمرنگ است.
مي‌گويد: خدايا قرار بده مرا «أَنْصَارِهِ»، «وَ أَشْيَاعِهِ» شيعه،شيعه يعني دنباله رو، «انصار» نصرت در جايي كه نياز به كمك هست. شيعه نه كمك هم نيست من دنبالت هستم. مثل تشييع جنازه، تشييع جنازه يعني دنبال جنازه، شيعه يعني من دنبال تو هستم. «وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ» از تو دفاع مي‌كنم. كسي بگويد بالاي چشمت ابرو است، برخورد مي‌كنم. اينطور نيست كه من بگذارم هركسي هر چرندي بخواهد بگويد، بگويد. اگر كسي به اهل بيت حرف زشتي بزند، فتوا را ببينيد حتي مي‌شود او را كشت بدون اجازه‌ي حاكم شهر! قاضي هم نمي‌خواهد، دادگاه هم نمي‌خواهد. يك كسي از زبانش در رفت، نفهميد چه مي‌گويد، نفهميد حسابش جداست. اما اگر يك كسي با علم و آگاهي، به زهرا جسارت كند، به امام زمان جسارت كند، امام (ره) فرمود: هركس سلمان رشدي را بكشد، جهاد كرده و اگر كسي در اين راه كشته شود شهيد است. «وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ» ما اجازه نمي‌دهيم كه كسي جسارت كند. غيرت ديني داريم. تعصب داريم و افتخار هم مي‌كنيم. اينكه مي‌گويند: تعصب بد است. آدم متعصبي است، تعصب در كار شخصي بد است. مثلاً من روي لباسم تعصب دارم. مي‌بينم يك طلبه با يك كت و شلواري دعوايشان شده، قبل از آنكه بفهمم قصه چيست، مي‌گويم: مرگ بر ضد ولايت فقيه، چه كار داري به سلسله‌ي جليله؟ مي‌گويد: آقاجان، گوش بده وارسي كن شايد حق با من باشد. تعصب به لباس نداشته باشد. درست است حالا يك روحاني و غير روحاني با هم درگير هستند، اما ممكن است حق با غير روحاني باشد. تعصب روي لباس!
تعصب روي لهجه، فارس از فارس، ترك از ترك، لر از لر، عرب از عرب، عجم از عجم، اين تعصب‌ها بد است. يعني به خاطر لهجه كمكش مي‌كنم. به خاطر همشهري گري تعصب مي‌كنم. در انتخابات مي‌گويم چون اين همشهري من است. فاميل من است. همسايه‌ي من است. اين تعصب‌ها بد است. اما اگر يك چيزي را فهميدي اين حق است، باقي‌ها باطل، آنجا كه حق است بايد تعصب داشته باشي. انحصار طلبي در حق خوب است. اول انحصار طلب خود خداست. چون مي‌گويد: «لا اله» هيچكس را قبول ندارم، «الا الله»! جز خدا، باقي‌ها را دور بريز. انحصار طلبي است. بگوييم: نه ببين انحصار طلب نباش. يك جايي كه حق و باطل است، آدم بايد هم اين را داشته باشد، هم آن را. باسمه تعالي اين فكر غلط است. آدم بايد حق را داشته باشد، باطل را هم رها كند. من تعصب ندارم، اگر فهميدي حق است روي حق تعصب داشته باش.
خانم‌ها عروسي مي‌روند. چون در روضه حجابشان خوب است، در عروسي بعضي‌هايشان ول مي‌شوند. چادر هرجا رفت، رفت. لباس هرچه نازك بود، بود. خانم! آخر اين هم نامحرم است.
يك خانم بود در كاشان تا ما را مي‌ديد روسري‌اش را چنين مي‌كرد. گفتم: خانم فقط من نامحرم هستم؟ خوب اينها هم مرد هستند! (خنده حضار) اين فكر مي‌كرد مثلاً شيخ‌ها نامحرم هستند.
در خارج رفته بوديم يك كسي گفت: بابا ذبح اسلامي است. گوشت گوسفند است. اين فكر مي‌كرد هرچه گوسفند است ذبح اسلامي است. ممكن است گوسفند باشد، ولي قصابش مسلمان نباشد، بسم الله نگويد، رو به قبله نباشد. اين فكر مي‌كرد ذبح اسلامي يعني گوسفند. ذبح اسلامي يعني هم گوسفند، هم الله، هم ذكر خدا، هم رو به قبله، هم ذابه مسلمان و مؤمن باشد. يا مثلاً وقتي مي‌خواهند خانه‌ي روحاني بيايند، لباس ضخيم مي‌پوشند، وقتي مي‌خواهند حرم امام رضا بروند، لباسشان خوب است. از حرم بيرون مي‌آيند، ول مي‌شود. امام رضا نامحرم بود؟ مردم در خيابان محرم هستند؟ اين دين فصلي را خدا انتقاد كرده. مي‌گويد: بعضي‌ها دينشان لحظه‌اي است. «فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ» (عنكبوت/65) وقتي سوار كشتي مي‌شوند، مي‌بينند موج آمد ممكن است كشتي غرق شود، «دَعَوُا اللَّهَ» يا الله، يا الله! «فَلَمَّا نَجَّاهُمْ» جفتك مي‌زند! همين كه كشتي نجات پيدا كرد، يا الله او تمام مي‌شود. يادش مي‌رود. دين موسمي، وقتي گير مي‌كند يا الله مي‌گويد، گيرش تمام مي‌شود، يا الله او تمام مي‌شود.
8- اطاعت و استقامت در راه حق
علاقه‌ي عاشقانه، مي‌گويد: «طَائِعاً غَيْرَ مُكْرَهٍ» مهدي جان، من اين سلام‌هايي كه كردم روي عشق بود. آخر ما نماز را مي‌خوانيم اما نمازمان با عشق نيست. به همين خاطر مي‌گويند: نماز خوانديم راحت شديم. يعني گير افتاده بوديم. به بچه مي‌گوييم: بلند شو نمازت را بخوان راحت شوي! يعني گير كرده است. نه، «طَائِعاً غَيْرَ مُكْرَهٍ» يعني مهدي جان، من كه در دعاي عهد با تو سلام مي‌كنم، روي عشق زيارت مي‌كنم نه روي اكراه! علاقه و عمل دسته جمعي، «فِي الصَّفِّ الَّذِي نَعَتَّ أَهْلَهُ فِي كِتَابِكَ فَقُلْتَ كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص‏» (بحارالانوار/ج83/ص90)
علاقه و عمل در خط سير، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏» يعني مهدي جان من را از شيعيان قرار بده، منتها طبق آن چيزي كه تو گفتي. استقامت مهم نيست. خيلي‌ها مثلاً توده‌اي داشتيم سي سال زندان بود. بله ايشان مقاوم است. استقامتي مهم است كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» (فصلت/30) اين استقامت مهم است. استقامت براساس الله. اين مهم است. يا مثلاً «فَاسْتَقِمْ» استقامت كن. خوب توده‌ا‌ي‌ها هم استقامت مي‌كنند. مي‌گويد: نه، «كَما أُمِرْت‏» (هود/112) يعني همانطور كه مأمور هستي. يعني طبق امر ما استقامت كن نه طبق يك دندگي و لجبازي و سليقه. اگر كسي يك سليقه‌اي دارد روي سليقه‌اش استقامت مي‌كند، اين استقامت نيست، يك دندگي است. استقامتي ارزش دارد «كَما أُمِرْت‏»، كه طبق مأموريت باشد. استقامتي ارزش دارد كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» باشد. يعني استقامت در خط خدا، استقامت به امر خدا، مي‌گويد: مهدي جان مرا جذب خودت كن، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏». وقت ما تمام شد. خيلي از حرف‌هايم ماند.
آقاياني كه دير پيچ تلويزيون را باز كردند، بحث ما اين است كه دعاي عهد زندگي مهدوي در سايه‌ي... وقتي سلام مي‌كنيد از طرف همه، «عن جميع المؤمنين» بدون مرز «فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا». بدون شرط «حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِم‏». بدون حساب، وزن عرش خدا و وزن علم خدا. بدون تاريخ، «وَالِدَيَّ وَ وُلْدِي». تازه به تازه «أُجَدِّدُ لَهُ». روز به روز تجديد عهد مي‌كنم. رو به رشد «عهد» بروم پررنگ تر شوم «عقد» پررنگ تر از عقد «بيعةً». علاقه‌ي حتمي، «في رَقَبَتي» به گردن من. علاقه‌ي افتخار آميز، اينها نكاتي بود كه از دعاي عهد... حيف كه ما مزه‌ي دين را نچشيديم.
خدايا به آبروي امام زمان قسمت مي‌دهيم، ما را از انصار واقعي امام زمان قرار بده. ما را طوري قرار بده كه همينطور كه اميرالمؤمنين يارانش را مي‌ديد لذت مي‌برد هروقت حضرت مهدي به ما توجه مي‌كند لذت ببرد. و اين به اين است كه زماني كه امام زمان غائب است، از كسي كه امام زمان گفته وقتي من غائب هستم فقيه عادل بي‌هوا، بي‌هوس پيروي كنيم. دستتان را در دست قيه عادل بي‌هوس بگذاريد. مجتهد جامع‌الشرايط، سهم امام را بايد بدهيم. اينكه آدم در دعاي ندبه يا دعاي كميل دو ليتر گريه كند، يا شب قدر، يا عزاداري، دو ليتر گريه مي‌كند اما خمس نمي‌دهد. گريه مي‌كند كه چرا حضرت زهرا و فدك را غصب كردند، گريه نمي‌كند كه چرا خودش هم حق حضرت مهدي را نمي‌دهد. خدايا ما را از ياران واقعي امام زمان تا ابد قرار بده.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
[/t]
[/td][/tr][/table][/td][/tr][/table]

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 11
  • -تشکر شده: 13
  • ارسال: 918
  • امتیاز: 21
قابل توجه کاربران محترم:
برنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد. 


موضوع: امام زمان(عليه‌السلام) و آينده جهان
تاريخ پخش:  13/11/90

بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

بحث ما راجع به آينده‌ي جهان است. چون بعد از محرم و صفر هشت روز كه گذشت، روز هشتم، شهادت امام عسگري است، روز نهم آغاز امامت امام زمان است. بنابراين موضوع بحث ما: آينده‌ي جهان با كيست؟ ضمن اينكه بحث اعتقادي است، يك بحث سياسي هم هست كه تمام مكتب‌ها فرو مي‌ريزد، همه ابر قدرت‌ها كنار مي‌روند و آينده‌ي جهان با مردان خداست.
قرآن مي‌فرمايد: «أََنَّ الْأَرْضَ» به درستي كه زمين «يَرِثُها» وارثش مي‌شوند، چه كساني؟ «عِبادِيَ» بندگان من، نه هر بنده‌اي «عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» (انبياء/105) بايد صلاحيت داشته باشد. آينده‌ي جهان با مردان خداست.
آيه‌ي ديگر «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين‏» (اعراف/128)، «وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏» (طه/132)، تا حالا هم تقريباً همينطور بوده، نه تقريباً تحقيقاً همينطور بوده. بالاخره يزيدي‌ها محو شدند. حسين ماند. آثار يزيد و ابن زياد محو شد، خطبه‌هاي زينب كبري ماند. شاه محو شد، صدام محو شد، امام خميني ماند. ابوجهل‌ها، ابوسفيان‌ها محو شدند، پيغمبر ماند. هميشه اينطور بوده، حالا هم مي‌گويد حالا كه ديدي اينطور. «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها».
1- محو جلوه‌هاي باطل و ماندگاري تجلّي حق
ممكن است باطل يك جلوه‌اي داشته باشد، جلوه تمام مي‌شود و حق ماندگار مي‌شود. حالا نكته‌اي كه هست «عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» گفته. صالحون يعني صلاحيت داشته باشد. نه هركس كه نماز شب بخواند. ممكن است خيلي آدم مؤمني هم باشد ولي صلاحيت حكومت نداشته باشد. آدم هست كه خيلي آدم خوبي است، همه واجبات و  مستحبات را انجام مي‌دهد اما صلاحيت اداره‌ي كشور را ندارد.  لذا نگفته: «عِبادِيَ المتقون»، «عبادي المؤمنون»، «عبادي المتهجدون»، «عِبادِيَ الصَّالِحُونَ». مسأله‌ي صلاحيت مسأله‌ي مهمي است.
«عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» صلاحيت حكومت، ممكن است خيلي طرف خوب باشد، پيغمبر گفت: ابوذر آدم خوبي هستي اما صلاحيت مديريت حتي دو نفر را نداري. «إِنِّي أَرَاكَ ضَعِيفا» ترجمه‌اش را مي‌فهميد، «إِنِّي» يعني چه؟ «ضعيف» هم كه مي‌دانيد. «إِنِّي أَرَاكَ ضَعِيفا» من تو را ضعيف مي‌دانم. «فَلَا تَأَمَّرَنَّ عَلَى اثْنَيْن‏» (بحارالانوار/ج72/ص4) تو ولايت دو نفر را نبايد داشته باشي. ولي سلمان را استاندار مداين كرد. سلمان و ابوذر هر دو آدم خوبي بودند. ولي سلمان صلاحيت حكومت داشت، ابوذر نداشت.
ممكن است سي نفر، پنجاه نفر، صد نفر، دويست نفر مجتهد باشند. يكي بتواند رهبر شود. ممكن است ملا خيلي باشد، يكي بتواند خطيب باشد. باقي‌ها نتوانند خطبه بخوانند. صلاحيت اين كار را بايد داشته باشد.
2- برتري مذهب اهل بيت(عليهم‌السلام)
قرآن مي‌فرمايد: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا» باز مي‌گويد: «وَ عَمِلُوا الصَّالِحات لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ» (نور/55) اينجا يك صالح داريم، داشته باشيد، «وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا» خدا وعده داده، «وَعَدَ اللَّهُ» خدا وعده داده «الَّذينَ» به كساني كه «آمَنُوا» دوباره گفته «وَ عَمِلُوا الصَّالِحات» اينجا هم يك صالحات داريم كه چه؟ كه «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ» حكومت دستش بدهد. «عِبادِيَ الصَّالِحُونَ»، «وَ عَمِلُوا الصَّالِحات».
من اين را پارسال هم گفتم. حالا ممكن است پارسال يك عده پاي تلويزيون نبودند يا يادشان رفته، اين فلش كامپيوتر در جيبتان هست؟ بدهيد. ببخشيد... من معذرت مي‌خواهم، با اين فلش كامپيوتر يك مثال بزنم.
مي‌گويند: امام عسگري كه شهيد شد، امام زمان سه، چهار ساله بود. بچه‌ي سه، چهار ساله چطور مي‌تواند امام شود؟ جوابش اين فلش كامپيوتر است. شما اين فلش كامپيوتر را وصل به كامپيوتر مي‌كني، بعد از چند دقيقه، چند ثانيه، تمام علوم از آن كامپيوتر به اين منتقل مي‌شود. اين چيه؟ درونش هم خالي است. مثل تخمه پوك! يعني يك فلز پوك، بشر توانست علم را از آن كامپيوتر به اين فلز منتقل كند چطور شما قبول مي‌كني انسان علم را از فلز به فلز منتقل كند، خداي انسان نمي‌تواند علم امام عسگري را به بچه‌ي چهار ساله منتقل كند؟ بنابراين اينكه بچه‌ي سه، چهار ساله چطور مي‌شود امام شود، جوابش فلش كامپيوتر است. اين يك نكته را مي‌ترسم يادم برود. بچه مي‌تواند امام شود؟ امامت علم مي‌خواهد. وزن كه نمي‌خواهد كه چند كيلو. مثل راديو، راديو ممكن است يك راديوي  كوچك باشد، ده موج را بگيرد، ممكن است يك راديو اندازه‌ي يك بشكه باشد، يك موج را هم نگيرد. صلاحيت مي‌خواهد.
ديگر چه؟ قرآن مي‌فرمايد: «دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏» (نور/55) ديني حاكم خواهد شد كه «ارْتَضى‏» بالاخره «دينَهُمُ» آن ديني بر جهان غالب خواهد شد، در آينده كه «دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏»، «ارْتَضى» يعني خدا بايد از آن راضي باشد. از كدام دين‌ها راضي است. مذهب در دنيا خيلي است. خدا از كدام راضي است؟ يك كد داده گفته: از اين راضي هستم. آن ديني كه «رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا» (مائده/3) يعني دين غدير خم، «رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا». آن روزي كه اميرالمؤمنين معرفي شد، خدا گفت: من حالا راضي هستم. يعني راضي هستم از ديني كه رهبرش اميرالمؤمنين باشد. علي بن ابي طالب باشد. چه دارم مي‌گويم؟ آينده‌ي جهان با كيست؟ قرآن مي‌گويد:‏ «عِبادِيَ الصَّالِحُونَ». قرآن مي‌گويد: وعده‌ي خدا به كساني است كه ايمان و عمل صالح، قرآن مي‌گوييد: آينده‌ي جهان به كسي است كه مكتبش مورد رضاي خدا باشد. كدام مكتب‌ها مورد رضاي خداست؟ «ارْتَضى‏»،«رَضيتُ»، هردو يك ريشه است. ما گاهي وقت‌ها با اين كدها مي‌توانيم بفهميم.
يك حديث است هم شيعه گفته و هم سني. همه گفته‌اند. كه پيغمبر فرمود: يهودي‌ها 71 فرقه شدند، مسيحي‌ها 72 فرقه شدند. مسلمان‌ها 73 فرقه مي‌شوند. بعد پيغمبر فرمود: «فِرْقَةٌ نَاجِيَة» (بحارالانوار/ج30/ص335) يك فرقه از اينها نجات پيدا مي‌كند. «فِرْقَةٌ نَاجِيَة» يك فرقه «ناجيه» است. خوب همه مي‌گويند: ما هستيم. تمام فرقه‌هاي مسلمان مي‌گويند: ما اهل نجات هستيم، باقي‌ها هلاك مي‌شوند. فقط ناجي ما هستيم. ما چه كنيم براي اينكه ببينيم چه كسي راست مي‌گويد و چه كسي دروغ؟ اگر يك پدري در خانه گفت: من يكي از بچه‌هايم را دوست دارم. او مي‌گويد: من را گفت، او مي‌گويد: من را گفت. همه‌ي بچه‌ها مي‌گويند: من را گفت، من را گفت، من را گفت، بهترين كسي كه مي‌تواند مشكل را حل كند، چه كسي است؟بگوييد... آن كسي كه گفته من يكي را دوست دارم. اگر پدر گفت: يكي را دوست دارم، همه مي‌گويند: من را گفت. مادر گفت: يكي را دوست دارم، همه مي‌گويند: ما را گفت. بهترين كسي كه بايد حل كند آن كسي است كه اين حرف را زده، بگوييم: آقاجان شما كه گفتي يكي از بچه‌هايم را دوست دارم، خودت بگو. كدام‌ها را دوست داري؟ خودش بايد بگويد. پيغمبر فرمود: «فِرْقَةٌ نَاجِيَة» مي‌گوييم: يا رسول الله، فرقه‌ي ناجيه كدام است؟ خودت بگو. مي‌گويد: «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوح‏» (بحارالانوار/ج23/ص123) اهل بيت من مثل كشتي نوح است. «مَنْ رَكِبَهَا» هركس سوار ان كشتي شود، «نَجَا» نجات پيدا مي‌كند. «ارْتَضى‏» با «رَضيتُ» يكي است.
گرفتيد چه مي‌گويم؟ اينها شيعه و سني ندارد. تمام مسلمان‌ها قبول دارند كه پيغمبر فرمود: امت من 73 فرقه مي‌شوند، يكي اهل نجات است. مسلمان‌ها همه دعوايشان است. او مي‌گويد: من ناجي هستم، تو كجي. او مي‌گويد: من صاف هستم، تو كجي. مي‌گوييم: آقا هيچ‌كس حرف نزند از خود پيغمبر بپرسيم. يا رسول الله آن كسي كه مي‌گويي ناجي است، چه كسي است؟ فرمود: آنهايي كه در خط اهل بيت هستند. «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوح‏». اهل بيت من مثل كشتي نوح است. هركس كشتي نوح را سوار شود، نجات پيدا مي‌كند و باقي غرق مي‌شوند. «مَنْ رَكِبَهَا نَجَا»، نَجَا و ناجي ريشه‌اش يكي است. «ارْتَضى‏»، «رَضيتُ»، آينده‌ي جهان با كيست؟
3- فراگير شدن ظلم، عامل آمادگي مردم براي ظهور امام زمان(عليه‌السلام)
يك چيزي هست مي‌گويند كه: امام زمان وقتي مي‌آيد كه دنيا پر از ظلم باشد. يكي ممكن است اينطور معنا كند. خوب، پس براي اينكه امام زمان بيايد، بياييد همه ظلم كنيم. دنيا پر شود امام زمان تشريف بياورد. اگر كسي چنين گفت، چه مي‌گوييم؟ بياييد هركس هر گناهي مي‌تواند بكند، بكند. هرچه زودتر دنيا را پر از ظلم كنيم. چون حديث داريم. نه يك حديث، ده حديث و بيست حديث و سي حديث و صد حديث نيست. كلي حديث داريم كه هروقت دنيا پر از ظلم شود آقا مي‌آيد. حالا يك كسي گفت: خيلي خوب، پس بياييد دنيا را پر از ظلم كنيم، امام زمان بيايد.
جوابش چيست؟ جوابش اين است. نگفته: وقتي امام زمان مي‌آيد كه دنيا پر از ظالم باشد. مي‌گويد: دنيا پر از ظلم باشد. اگر مي‌گفت: وقتي مي‌آيد كه دنيا پر از ظالم باشد، پس همه‌‌ي ما بايد ظالم شويم تا آقا بيايد. مي‌گويد: دنيا پر از ظلم شود. ببين يك وقت است مي‌گويم: وقتي پنجره را باز مي‌كني، كه اينجا پر از دود شود. پر از دود شود نه اينكه همه سيگاري شويم. ممكن است يك خلافكاري يك كنده‌ي درخت اينجا بياورد، يك نفر هم بيشتر نيست ولي همين يك نفر با يك كنده‌ي درخت اينجا را پر از دود كند. يك صدام پيدا مي‌شود عراق را به هم مي‌ريزد. كويت را به هم مي‌ريزد، ايران را هم به هم مي‌ريزد. نگفته: «بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظالما»، گفته: «بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً» (بحارالانوار/ج30/ص80) نمي‌گويد: اگر همه‌ي شما سيگاري شويد، در و پنجره را باز مي‌كنيم، مي‌گويد: اگر اينجا پر از دود شد. ممكن است يك نفر دود كند، باقي هم سيگاري نباشند و آدم صالحي باشند. معلوم شد چه گفتم يا نه؟
حديث مي‌گويد: بعد از آن كه دنيا پر از ظلم يا ظالم؟ با هم بگوييد... دنيا اگر پر از ظلم شد، امام زمان تشريف مي‌آورد. كسي نگويد پس بياييد همه ظلم كنيم. نگفته: دنيا پر از ظالم شد، دنيا پر از ظلم شد. ممكن است چهار تا ابر قدرت با سوء استفاده از انرژي هسته‌اي، دنيا را به آتش بكشند. همه مردم هم آدم صالحي باشند. ميليون‌ها، ميليارد‌ها آدم صالح داشته باشيم، اما جنايتكارها، چند تا جنايتكار دنيا را به آتش بكشند. اگر دنيا پر از ظلم شد، آقا مي‌آيد نه دنيا پر از ظالم شد.
ما بايد منطق داشته باشيم. قرآن سه مرتبه اين را فرموده. اين آيه سه مرتبه در قرآن تكرار شده است. «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه‏» (توبه/33) آينده‌ي جهان با اهل منطق است. با كيست؟ با اهل منطق. با كسي كه منطق او غالب شود. «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه‏» يعني بر همه‌ي دين‌ها، كل دين يعني هر مكتبي بايد ظهور پيدا كند اين مكتب بر همه‌ي اديان. آينده‌ي جهان با كيست؟
1- از نظر ايمان، «وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا» (مائده/9) بايد اهل ايمان باشد. از نظر لياقت بايد صلاحيت داشته باشد. از نظر منطق و استدلال بايد منطقش بر همه‌ي منطق‌ها غالب شود. «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه‏». ديگر چه...
4- دوري از اشرافي‌گري در حكومت امام زمان(عليه‌السلام)
بايد ساده زيست باشد. حديث داريم كساني كه منتظر امام زمان هستند، بايد زندگي اشرافي را كنار بگذارند. «فَلْيَسْتَعِدَّ لِلْفَقْر» (بحارالانوار/ج64/ص247) بايد زندگي‌اش را روي شمعك بياورد. نمي‌شود آدم زندگي اشرافي داشته باشد، بعد در زندگي اشرافي هم مثلاً بگويد: اي امام زمان من منتظر تو هستم. زندگي ساده! اين هم حديث است.
يك قصه‌اي در قرآن هست كه... يك صلواتي بفرستيد. (صلوات حضار)
طالوت رهبر جمعيت مؤمنين بود. به مؤمنين گفت: من رهبر و فرمانده‌ي نظامي شما هستم. برويم جبهه با جالوت بجنگيم. طالوت با جالوت بجنگد. يك امتحان اقتصادي، امتحان شكمي، در راه كه مي‌رويم يك نهر آبي است. «إِنَّ اللَّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَر» (بقره/249) عربي‌هايي كه مي‌خوانم قرآن است. «إِنَّ اللَّهَ» به درستي كه خدا «مُبْتَليكُمْ» شما را مبتلا مي‌كند «بِنَهَر» به نهر آبي، «نَهَر» يعني نهر آبي. «فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي‏» هركس آب بخورد، از ما نيست. «وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي‏» هركس بخورد، از ما نيست، هركس نخورد... البته اگر خيلي تشنه هستيد، با مشت بخوريد. «إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ»، «يَد» يعني ... «بِيَدِهِ» لبي تر كنيد، اما سر به آب نگذاريد. خودتان را سيراب نكنيد اما لبي تر كنيد. «فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي‏» شكموها از ما نيستند. «وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي‏» آنهايي كه جلوي خودشان را گرفتند، از ما هستند. جمهوري اسلامي سفره‌اي باز كرد. آنهايي كه از بيت المال بخور بخور راه انداختند، آنها جزء اصحاب امام زمان نيستند، سوء استفاده كردند. كسي كه امكانات دستش بود، سوء استفاده نكرد، او مي‌تواند حكومت را به دست بگيرد.
حالا در آستانه‌ي دهه‌ي فجر هم هستيم يك چيزي بگويم. خود انقلاب ما و دهه‌ي فجر ما مي‌تواند يك پيش‌زمينه‌اي براي قيام امام زمان باشد. چرا؟ براي اينكه ما چه مي‌گوييم؟ ما مي‌گوييم: امام زمان مرد خداست، بر دنيا حاكم مي‌شود. چطور؟ همينطور كه امام خميني بر ايران حاكم شد. اگر امام خميني بر ايران حاكم شد، پس امام زمان هم مي‌تواند بر دنيا حاكم شود. اگر كسي يك كت و شلوار دوخت، پس مي‌تواند ده تا كت و شلوار ديگر هم بدوزد. اگر كسي يك سطر نوشت، مي‌تواند ده سطر هم بنويسد. مرد خدا مي‌شود حاكم شود. امام زمان بيايد حكومت كره‌ي زمين را بگيرد؟ بله، چطور؟ اينطوري.
2- طاغوت‌ها تار و مار مي‌شوند، مگر مي‌شود؟ بله در ايران شد. هويداها اعدام شدند. طاغوت‌ها مي‌شود. قوانين آسماني حاكم مي‌شود، مگر مي‌شود؟ بله شوراي نگهبان نشسته هر قانوني ضد اسلام بود رد مي‌كند.پس همين انقلاب ما، همين قيام امام خميني، و همين پيروزي دهه‌ي فجري كه خدا قسمت ما كرد همين نشان دهنده‌ي اين است كه مي‌شود.
5- تسليم بودن در برابر رهبر، شرط پيروز شدن
ما بايد تسليم باشيم. آينده‌ي جهان با كيست؟ با كساني كه تسليم باشند. در جنگ احد مسلمان‌ها شكست خوردند. آمدند گفتند: يا رسول الله! مگر شما نمي‌گويي «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ...» باقي‌اش را شما بگوييد... «يَنْصُرْكُمْ» (محمد/7) مگر شما نمي‌گوييد: «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقين‏» (بقره/194) پس چرا اينجا خدا با متقين نبود، چرا نصرت نشديم؟ مي‌گويد: بابا! آخر درست است خدا گفته: حق را پيروز مي‌كنم، اما شما هم يك وظيفه‌اي داريد. شماها در احد مي‌دانيد چه كرديد؟ «عَصَيْتُم‏» (آل‌عمران/152) معصيت كرديد. پيغمبر فرمود: اين منطقه را حفاظت كنيد، حفاظت نكرديد. «تَنازَعْتُمْ» (آل‌عمران/152) نزاع كرديد، اختلاف در بين شما افتاد. «فَشِلْتُم‏» (آل‌عمران/152) فَشَل شديد. شُل شديد. اينها آيه‌ي قرآن است. «فَشِلْتُمْ، تَنازَعْتُمْ، عَصَيْتُم‏» رمز شكست در احد اينها بود. آينده‌ي جهان با كيست؟ با امت شُل نمي‌شود. با امتي كه معصيت كند، حرف فرماندهي را زمين بگذارد. پيغمبر فرمود: اين منطقه را رها نكنيد. «تَنازَعْتُمْ» نزاع در شما افتاد. يكي گفت: بمانيم، يكي گفت: برويم. رمز سقوط شما خودتان هستيد. آينده‌ي جهان با كيست؟
حديث داريم ياران امام زمان «كَزُبَرِ الْحَدِيد» (كافي/ج8/ص294) مثل آهن پاره هستند.
در قرآن بعضي‌جاها مي‌گويد: «لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ» (انبياء/31) «لَعَلَّهُمْ» يعني شايد. بعضي‌ جاها هم مي‌گويد: «أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (بقره/157)، «هُمُ الْمُتَّقُون‏» (بقره/177) «لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ»، «هُمُ الْمُتَّقُون‏». «لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ»، «أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ». «لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» (بقره/186)، «أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ» (حجرات/7) يعني آينده‌ي جهان با كسي است كه از اين «لَعَّلَ» رد شده باشد به آن قطعي رسيده باشد. آخر يك وقت دكتر مي‌گويد: اين قرص‌ها را عمل كن. فردا بيا تو را ببينم. يعني چه؟ يعني نمي‌دانم اين قرص نتيجه مي‌دهد يا نمي‌دهد، حالا فعلاً آزمايشي. يك وقت مي‌گويد: نه، دواي تو قطعاً همين است. در قرآن راجع به سه چيز سه مرحله دارد. يك مرحله گفته: «لَعَّلَ»، «لَعَّلَ» مي‌دانيد يعني چه؟ شايد، «لَعَلَّهُمْ»، «لَعَلَّهُمْ» چه...   «لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون‏» (بقره/187)، «لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»، «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (بقره/189) ولي بعضي جاها «لَعَّلَ» نيست. «هُمُ الْمُتَّقُون‏»، «هُمُ الرَّاشِدُونَ»، «هُمُ الْمُفْلِحُون‏» (بقره/5). يعني بايد ياران امام زمان كسي باشد كه از «لَعَّلَ» بيرون بيايد، قطعاً.
6- تفكر و برنامه‌ريزي جهاني، نه كشوري و منطقه‌اي
يار امام زمان بايد فكر جهاني داشته باشد. چون امام جهاني يك مريدهاي جهاني هم مي‌خواهد. آدمي كه فقط به خودش فكر مي‌كند. خودم، كُتم، شلوارم، كفشم، نمره‌ام، بابام، ننه‌ام، حزبم، محله‌ام، قبيله‌ام، آدم‌هايي كه درون گروهي، جزئي فكر مي‌كنند، آدم‌هايي كه جزئي مي‌بينند اينها نمي‌توانند يار كسي باشند كه كلي ببينند. دعاها ما را كلي بار مي‌آورد. «اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ» همه‌ي فقيرها را بي‌نياز كن. «اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِع‏» همه‌ي گرسنه‌ها را سير كن. «اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوب‏»، «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِد» كل، كل، يعني كسي كه مي‌خواهد يار امام زمان باشد بايد از نوجواني فكرش بين‌المللي باشد.ما گاهي وقت‌ها مثلاً مي‌بينيم مي‌گويد: خدايا، مريض ما را خوب كن. خوب بگو همه‌ي مريض‌ها را. كشور ما را حفظ كن. بگو: همه دنيا را حفظ كن. آينده با كساني است كه فكرشان جهاني باشد. يعني تنگ نظر، فرد نظر، جزئي نظر نباشد. چشم‌اندازش، چشم‌انداز بي‌نهايت باشد.
حالات روحي، آينده‌ي جهان با كسي است كه عاشق امام زمان باشد. من در يكي از برنامه‌ها راجع به عشق امام زمان حرف‌هايي زدم. گفتم: علاقه بايد علاقه‌ي جمعي باشد. مثلاً در دعاي عهد مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صاحب الزمان عَن جميع الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَات»، «عن جميع» خدايا سلام همه‌ي مؤمنين را به امام زمان برسان. همه! صدقه مي‌دهم به قصد دفع بلا از همه‌ي مردم، نه دفع بلا از ماشين خودم. همه!
علاقه بدون مرز باشد. «فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» علاقه بدون شرط باشد «حَيِّهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ». بدون تاريخ باشد، «وَ عَنْ وَالِدَيَّ وَ وُلْدِي» عشقش را به امام زمان را در دعاي عهد، دعاي عهد دعاي عشق به امام زمان است. مي‌گويد: خدايا، سلام همه‌ي مردم را به امام زمان برسان. خدايا مشارق و مغارب، زنده و مرده، نسل گذشته «والِدَّي»، و نسل آينده «وُلد». چقدر صلوات نه صد هزار تا و يك ميليون و يك ميليارد و صد ميليارد، «زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ كَلِمَاتِه‏» به عدد هر ذره، به عدد هر سلول، به عدد هر اتم، به عدد هرچه بر آن علم داري. علاقه‌ي تازه به تازه «أُجَدِّدُ لَهُ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي كُلِّ يَوْمٍ» يعني تازه به تازه، هر روز! آخر يك وقت يك نفر يك كسي را مي‌بيند مي‌گويد: آه... خيلي مشتاق ديدار هستم. يك وقت هر روز صبح به صبح زنگ مي‌زند احوالش را مي‌پرسد. دعاي عهد مي‌گويد: خدايا من هر روز صبح با تو تجديد بيعت مي‌كنم. «أُجَدِّدُ لَهُ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي كُلِّ يَوْم» علاقه‌ي رو به رشد «عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَة» اينها را در جلسه‌ي قبل گفتم. عهد يعني امام زمان با تو تعهد دارم. بالاتر از تعهد، عقد با تو گره مي‌خورم. بالاتر از گره «و بيعةً» بيعت مي‌كنم، تسليم تو هستم. اين سه جمله سه تا بار دارد. «عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَة» يعني قرار داد با تو مي‌بندم «عَهْداً». 2- «وَ عَقْداً» قراردادم را باز نمي كنم، گره مي‌زنم قراردادم را با تو. 3- تسليم صد در صد هستم. آينده‌ي جهان با كيست؟
7- حضور زنان در حكومت امام زمان(عليه‌السلام)
روايت داريم 50 نفر از ياران درجه يك حضرت مهدي خانم‌ها هستند. حديث داريم زماني امام زمان ظهور مي‌كند كه زن‌ها به قدري رشد علمي داشته باشند كه بتوانند در خانه قضاوت كنند بعني بتوانند تشخيص بدهند، حق با چه كسي است و باطل با چه كسي؟ يعني اين زن‌هاي ما رشد علمي‌شان و عدالت‌شان طوري باشد كه بتوانند قضاوت عادلانه كنند. اين مهم است.
چه كساني دور امام زمان جمع مي‌شوند؟ پا برهنه‌ها، بچه‌هاي يتيم، رجايي يتيم بود. همين بسيجي‌هايي كه بني صدر كذايي مي‌گفت: نمي‌دانم عوام هستند، اينها تخصص ندارند، اينها سواد ندارند. حالا ببينيد همين بسيج چه اختراعات و چه ابتكارات و چه دانشمنداني در بسيج است. حديث داريم زمان امام زمان(ع) عقل يك انسان عقل چهل انسان مي‌شود. آينده‌ي جهان با كيست؟
يك روايت خواندم يك بار ديگر مي‌خواهم اين روايت را تكرار كنم. امام رضا در قنوت نمازش گفت: خيلي مهم است. توجه كنيد! امام رضا، هنوز امام زمان متولد نشده، پدر بزرگ امام زمان است. ولي حديث داريم امام رضا (ع) در قنوتش اين دعا را مي‌خواند. گوش بدهيد. «و اجعلني من انصاره» خدايا مرا از ياران حضرت مهدي قرار بده. «بِأَبِي وَ أُمِّي سَمِيُّ جَدِّي‏» پدرم و مادرم فداي آن مهدي كه همنام جدم است. «وَ شَبِيهِي وَ شَبِيهُ مُوسَى بْنِ عِمْرَان‏» (بحارالانوار/ج51/ص152) «اشفق علي الناس من آبائهم و امهاتهم» امام زمان مهرش از پدرانشان و از مادرانشان به مردم بيشتر است.
انقلاب ما يك صفحه‌اي بود از كتاب مهدويت. مهدويت يعني چه؟ يعني امام زمان مي‌آيد، مرد خدا حاكم مي‌شود. اگر امام خميني حاكم شد، امام زمان هم حاكم مي‌شود. مستضعفين حكومت دست مي‌گيرند. اگر رجايي‌ها و چمران‌ها و بچه‌هاي بسيج و حزب اللهي اگر همين سربازهاي گمنام و غير گمنام و همين قواي مسلح و همين بچه‌ها، اگر اينها، همين زن‌ها، همين شهدا، خانواده‌هايشان اگر اين طبقه حاكم شدند، پس مي‌شود حاكم شد. اگر ديديم مبارك‌ها و نمي‌دانم فرض كنيد صدام‌ها، شاه‌ها، اگر اينها سقوط كردند پس مي‌شود. پس مي‌شود! انقلاب ما يك پيش فرضي است براي اينكه حكومت امام زمان مي‌شود.
وظيفه‌ي ما چيست؟ وظيفه‌ي ما در زمان غيبت اين است كه ببينيم امام زمان از ما چه خواسته است. اول: چرا امام زمان غايب است؟ اين را كه مي‌خواهم بگويم تكراري است. چون آخر من 32 سال است در تلويزيون هستم. بعد از 32 سال نمي‌توانم همه حرف‌هايم نو نو نو باشد. بخشي‌اش نو است، بخشي را هم بايد تكرار كنم. بخشي‌ هم يادم هست تكرار مي‌كنم. مي‌فهمم ولي مخصوصاً تكرار مي‌كنم. چون سه نسل عوض شده است. يك مثلي زدم براي امام زمان كه امام زمان چرا غايب است؟ مثلي كه سالهاي قبل زدم اين است. گفتم: يك لامپي را شهرداري مي‌آيد مي‌زند. اين لامپ است، بچه‌ها مي‌آيند مي‌شكنند. لامپ دوم را مي‌زند. لامپ دوم باز مي‌شكند. لامپ سوم را مي‌زند. اگر يازده لامپ را شكستند، شما مسؤول برق منطقه باشي، لامپ دوازدهم را مي‌زني، با اينكه يازده تا را شكستند باز هم لامپ دوازدهم را مي‌زني يا نمي‌زني؟ بگوييد... نمي‌زني... اميرالمؤمنين چراغ هدايت را شكستند، امام حسن، امام حسين، يازده تا چراغ هدايت را شكستند. خداوند لامپ دوازدهمي را ديگر وصل نمي‌كند. مي‌گويد: هر وقت آدم شديد.
8- نظارت امام زمان(عليه‌السلام) بر زندگي ما
نقش امام زمان، نظارت، هر هفته كارهاي ما را حضرت مهدي(ع) مي‌بيند. قرآن هم مي‌گويد: «فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون‏» (توبه/105) خدا و رسول و مؤمنون عمل شما را مي‌بينند. آنوقت مؤمنون، من كه عمل شما را نمي‌بينم. آيا شما عمل من را مي‌بيني؟ مي‌داني ديشب مثلاً من چه غذايي خوردم؟ ديروز با چه كسي صحبت كردم؟ من عمل شما را نمي‌دانم. اينكه مي‌گويد: خدا عمل شما را مي‌بيند، رسول مي‌بيند، مؤمنون مي‌بينند، يعني يك گروه خاصي از مؤمنين كه روايات متعدد داريم اهل بيت هستند. امام زمان كارهاي ما را مي‌بيند، در حق ما دعا مي‌كند، لغزش‌ها، غصه‌هاي ما براي امام زمان غصه است. شادي‌هاي ما براي امام زمان شادي است. صدقه مي‌دهيم براي دفع بلا از جان امام زمان مي‌دهيم. «اللهم كن لوليك»‌ها را بخوانيم. براي ظهورش دعا كنيم.
خدايا ما را از عباد صالحي كه در قرآن تعريفش را كردي قرار بده. خدايا آن كساني كه حكومت را از گردانه‌ي حق خارج كردند، به اهل بيت ظلم كردند، به قول دعاي ندبه «اين الحسن، اين الحسين» بايد امام صادق و امام حسين حكومت كنند، بني اميه و بني عباس‌ها آمدند و مسير را عوض كردند. خدايا آن به آن لعنت و قهر و غضبت را بر آنها روز به روز بيشتر بفرما. دعاهاي امام زمان را مستجاب و ما را مشمول دعاي خاص امام زمان قرار بده.
اين بحث به مناسبت اين بود كه ماه ربيع بعد از محرم و صفر آغاز امامت امام دوازدهم و در آستانه‌ي آغاز امامت و دهه‌ي فجر بوديم راجع به اين صحبت كرديم.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
http://www.qaraati.net/show.php?page=darsha&id=2087

آفلاین روح الله رستمیان

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 43
  • -تشکر شده: 6
  • ارسال: 818
  • امتیاز: 30
  • جنسيت : پسر
  • یکبار تورادرخواب دیدن به تمام عمر می ارزد
    • کاری کنیم برای ظهور