ايمان به حتميت ظهور منجي عالم درفكر عموم انسان ها وجود دارد،منشا اين فكر يك رشته اصول قوي ومتين است كه از سرشت وفطرت اصيل انساني سرچمه گرفته است؛زيرا بشر فطرتا طالب رسيدن به كمال درتمام زمينه هاي مربوط به خود است واو مي داند كه اين كمال تنها درسايه حكومت عدل توحيدي تحقق مي يابد.
شهيد صدر مي فرمايد: (اعتقاد به مهدي (ع)تنها نشانه يك باور اسلامي با رنگ خاص ديني نيست بلكه افزون برآن عنواني است بر خواسته ها وآرزوهاي همه انسان ها باكيش هاومذاهب گوناگون ونيز بازده الهام فطري مردم است كه با همه اختلاف هايشان درعقيده ومذهب دريافته اند كه براي انسانيت درروي زمين روز موعودي خواهد بود كه با فرارسيدن آن هدف نهايي ومقصد بزرگ رسالت هاي آسماني تحقق مي يابد....)
برهان فطرت رابا بيان ها مختلف مي توان تبيين نمود:
بيان اول
الف- انسان دردرون خود ميل به حكومت عدل جهاني توحيدي را احساس مي كند.
ب – اين حكومت بايد موجود شود زيرا ميل وكشش دروني از امورذات الاضافه است كه بدون مضاف اليه امكان پذير نيست.
ج-مصداق كامل آن حكومت حضرت مهدي (ع)است.
نتيجه:حكومت عدل جهاني ضرورت دارد.
بيان دوم:
الف- انسان با قطع اميد ازوضعيت موجود جهان احساس نوعي اميد به حكومتي برتر دارد.
ب- وجود چنين اميدي دليل برتحقق آن درعالم خواهد بود.
نتيجه:حكومت عدل جهاني ضرورت دارد.
بيان سوم
الف- انسان فطرتا از ظلم متنفر است .
ب- انسان آنچه را كه از او متنفر است طبيعتا نابودي آن را خوش دارد.
ج- بشر خود به تنهايي قادر براين عمل نيست.
نتيجه:برپايي حكومتي كه در آن اثري از ظلم نباشد ضرورت دارد.