استغاثه به حضرت مهدى امام زمان"عج"
آمد بهار و بى گل رویت بهار نیست باد صبا مباد چو پیغام یار نیست
بى روى گلعذار مخوانم به لاله زار بى گل نواى بلبل و شور هزار نیست
بى سرو قد یار چه حاجت به جویبار ما را سرشک دیده کم از جویبار نیست
بى چین زلف دوست نه هر حلقهاى نکوست تارى ز طرهاش به ختا و تتار نیست
بزمى که نیست شاهد من شمع انجمن گر گلشن بهشت بود سازگار نیست
گمنام دهر گردد و ویران شود به قهر شهرى که شاه عشق در او شهریار نیست
اى سرو معتدل که به میزان عدل و داد سروى به اعتدال تو در روزگار نیست
اى نخل طور نور که در عرصه ظهور جز شعله رخ تو نمایان ز نار نیست
مصباح بزم انس به مشکوة قرب قدس حقا که جز تجلى حسن نگار نیست
اى قبله عقول که اهل قبول راجز کعبه تو ملتزم و مستجار نیست
امروز در قلمرو توحید، سکهزن غیر از تو اى شهنشه والاتبار نیست
در نشئه تجرد و اقلیم کن فکان جز عنصر لطیف تو فرمانگذار نیست
جز نام دلرباى تو از شرق تا به غرب زینت فزاى دفتر لیل و نهار نیست
در صفحه صحیفه هستى به راستى جز خط و خال حسن تو را اعتبار نیست
وندر محیط دایره علم و معرفت جز نقطه بسیط دهانت مدار نیست
با یکهتاز عزم تو زانو دوتا کند این توسن سپهر، که هیچش قرار نیست
اى صبح روشن از فلق معدلت در آى ما را زیاده طاقت این شام تار نیست
ما را ز قلزم فِتَن آخر الزمان جز ساحل عنایت و لطفت کنار نیست
در کام دوستان تو اى خضر رهنما آب حیات جز ز لبت خوشگوار نیست
اى طاق ابروى تو مرا قبله نیاز از یک اشارهاى که مشیر و مشار نیست
غیر از حدیث عشق تو اى لیلى قدم مجنون حسن روى تو را کار و بار نیست
غیر از طواف کوى تو اى کعبه مراد هیچ آرزو در این دل امیدوار نیست
شور شراب لمیزلى در سر است و بس جز مست باده ازلى هوشیار نیست
آیةاللّهالعظمى غروى اصفهانى قدسسره