نویسنده موضوع: پیامکهای با مضمون امام زمان علیه السلام و ایام فاطمیه  (دفعات بازدید: 1024 بار)

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
چرا شب غم ما را سحر نمی آید / چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما / مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید . . .

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
یا فاطمه (س) جان

یاریمان کن در انتظار روزی که فرزندت بیاید

و انتقام صورت نیلی ات را بگیرد، ثابت قدم بمانیم . . .

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
تو را از جان و دل باشم خریدار / بیا ای یوسف زهرا(س) به بازار

بیا و انتقام مادر خویش / بگیر از دشمن بد اختر خویش

از آنهایی که حقش غصب کردند / عدو را جای حیدر نصب کردند

خدایا دل نازنین زهرای اطهر را بواسطه ی ظهور فرزندش شاد بگردان . . .

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست

صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست

قربان اشک روز و شب چشم خسته ات

مولا فدای مادر پهلو شکســــته ات

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
سوز دل سیاهم دیگر اثر ندارد / بس که گناه کردم اشکم ثمر ندارد

ای کاش قبل مردن یار از سفر بیاید / او عزم انتقام زهرا مگر ندارد . . .

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
فرزند آن بشکسته پهلو خواهد آمد / با رمز یاالله و یا هو خواهد آمد

والفجر یعنی شیعیان وقتی نمانده / با ذو الجناح و ذوالفقار، او خواهد آمد

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا / غروب غربت مادر سفر بس است بیا

بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع / به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

آنلاین روح الله رستمیان

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 34
  • -تشکر شده: 5
  • ارسال: 815
  • امتیاز: 29
  • جنسيت : پسر
  • یکبار تورادرخواب دیدن به تمام عمر می ارزد
    • کاری کنیم برای ظهور
اس ام اس ها فاطمه مرتبط با آقا



1. الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا
غروب غربت مادر سفر بس است بیا
بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع
به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا
...
تعجیل در فرجش صلوات

2. هر سینه که دوستدار زهراست
آشفته و بی قرار زهراست
گردونه ی حلقه ی امامت
بر دایره ی مدار زهراست
خورشید نهفته در دل ابر
دردانه ی یادگار زهراست
*خدایا ظهور یگانه یادگار و منتقم زهرای مظلومه را برسان*

3. فرزند آن بشکسته پهلو خواهد آمد
با رمز یاالله و یا هو خواهد آمد
والفجر یعنی شیعیان وقتی نمانده
با ذو الجناح و ذوالفقار، او خواهد آمد
---
التماس دعا

4. سوز دل سیاهم دیگر اثر ندارد
بس که گناه کردم اشکم ثمر ندارد
ای کاش قبل مردن یار از سفر بیاید
او عزم انتقام زهرا مگر ندارد.
...
اللهم عجل لولیک الفرج

5. چرا شب غم ما را سحر نمی آید
چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید
عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما
مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید

6. یا فاطمه (س) جان!
یاریمان کن در انتظار روزی که فرزندت بیاید
و انتقام صورت نیلی ات را بگیرد، ثابت قدم بمانیم...

7. تو را از جان و دل باشم خریدار
بیا ای یوسف زهرا(س) به بازار
بیا و انتقام مادر خویش
بگیر از دشمن بد اختر خویش
از آنهایی که حقش غصب کردند
عدو را جای حیدر نصب کردند.
خدایا دل نازنین زهرای اطهر را بواسطه ی ظهور فرزندش شاد بگردان/آمین.

8. ای گل سرسبد گلشن دین مهدی جان
آفتابی که شدی سایه نشین مهدی جان
تو بیا و بستان داد علی(ع) را ز عدو
که نمودند او را خانه نشین مهدی جان
نبرم نام و نشانی ز فدک می ترسم
تو از این قصه شوی زار و حزین مهدی جان
 ( آجرک الله یا بقیة الله)

9. بارالها صاحب عصر و زمان کی خواهد آمد
آنکه بنماید جهان امن و امان کی خواهد آمد
پهلوی زهرا و قلب همسر او را شکستند
آنکه گیرد انتقام از ظالمان کی خواهد آمد

10.عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست
صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست
قربان اشک روز و شب چشم خسته ات
مولا فدای مادر پهلو شکســــته ات
« آخرين ويرايش: مه 07, 2010, 08:08:50 am توسط روح الله رستمیان »

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
ای طبیبا بسر بستر بیمار بیا بهر دلداری دلسوخته زار بیا

تو که دل را به نگاهی بربودی زکفم بپرستاری بیمار دل افکار بیا . . .

به امید ظهورش . . .

.

.

.

غیر از تو مرا دلبر و دلدار نباشد /  دل نیست هر آندل که ترا یار نباشد

شادم که غم هجر توگردیده نصیبم /  بهتر ز غم هجر تو غمخوار نباشد . . .

.

.

.

ای پیک راستان خبر یار ما بگو / احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور / با یار آشنا سخن آشنا بگو . . .

.

.

.

ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم! / جز سایه دستان تو، جایی نداریم

تو آبروی خاکی و حیثیت آب / دریا تویی؛ ما جز تو دریایی نداریم . . .
.

.

.

خدایا مردم از هجران مهدی /  ندیدم چهره تابان مهدی

چنانم کن که بنمایی حسابم  /  مرا در زمره یاران مهدی . . .

.

.

.

بود محرابم ابروی تو ای دوست / نمازم جانب کوی تو ای دوست

اگر حبل المتین فرموده قرآن /  نباشد غیر گیسوی تو ای دوست . .


.

.

.

ای آفتاب هستی ای شور عشق ومستی / بازآ بخوان کلامی زان معجز الهی

ای دیده ها به راهت ای قائم هدایت / تا کی کنم حکایت شرح غم جدائی

.

.

.

کی شود بینم رخ ماه دل آرای ترا تا کشم بر دیدگان خاک کف پای تر

سر به بالین با امید دیدن رویت نهم تا مگر در خواب بینم روی زیبا ترا . . .

.

.

.

ای پری رو زچه رو روی نشانم ندهی /  مویی از طره گیسوی نشانم ندهی

دلم از هجر رخت سوخت خدا را زچه رو /  جلوه ای زان رخ دلجوی نشانم ندهی . . .

.

.

.

خال زیبای جمال دلربایت را بنازم / بوی عطر جانفزای خاک پایت را بنازم

گرچه سرو ناز نازد بر قدو بالای نازش /  سرو نازم ناز کم کن نازهایت را بنازم . . .

.

.

.

خواهی که در پناه کرامات سرمدی  / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی

لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را  / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .

.

.

.

چشمه‌های نور را ازدیده جاری می‌کنیم / تا بیائی جمعه‌ها را بی‌قراری می‌کنیم

در شقایقزارها با اشک سرداران عشق / ردّ پای خسته‌ات را مشکباری می‌کنیم . . .

.

.

.

رایحه ای ببویمت، نرگس خوب روی من / بگذار تا بجویمت ، ای همه جستجوی من

راز دلم بگویمت ، ای همه گفتگوی من /خون جگر ، خبر کند قصه مو به موی من . . .

.

.

.

چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی / سروجان بها ندارد که کنم فدای مهدی

همه نقد ِ هستی خود ، بدهم به صاحب جان / که یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی . . .

.

.

.

در سرى نیست که سوداى سرکوى تو نیست / دل سودا زده را جز هوس روى تو نیست

سینه غمزده‏اى نیست که بى‏روى و ریا / هدف تیر کمانخانه ابروى تو نیست . . .

.

.

.

و در آخر این شعر تقدیم به همه شما عزیزان

ای خدا آگهی از بی سر و سامانی ما / از غم روز و شب و درد و پریشانی ما

ای خدا رحم نما بر غم و بدبختی ما / صبح کن این شب طولانی و ظلمانی ما

صاحب کن فیکون امر نما از کرمت / تا دمد صبح و رود این شب طولانی ما

گشته ایم همچو گله طعمه ی گرگان پلید / لطف کن باز فرست صاحب ریانی ما

غرقه در دامن طوفان حوادث شده ایم / نوح ما را بفرست در شب طوفانی ما

همه جا آتش نمرود بپا گشته خدا / کو خلیلت که کند ختم پریشانی ما

قبطیان در همه جا تخت خدایی زده اند / ای خدا باز فرست موسی عمرانی ما

همچو موریم لگد مال سپاه دشمن / کو آن یاور پر مهر سلیمانی ما

از یهود آتش فتنه است بپا در عالم / بار دیگر بفرست عیسی روحانی ما

جاهلیت به جهان بار دگر برگشته / منتی کن بنما رهبر قرآنی ما

ما همه معترفیم برستم وغفلت خویش / بپذیر از کرمت عُذر و پشیمانی ما

دیگر از دیدن عصیان و ستم خسته شدیم / بهر یاری بفرست «مهدی» نورانی ما

قلب انوار بود در طپش دیدن او / دیگر اظهار نما یاور پنهانی ما

به امید ظهور آقا امام زمان
« آخرين ويرايش: مه 07, 2010, 10:13:09 am توسط غبار دل »
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی





اس ام اس امام زمان

تو بین منتظران هم عزیز من ، چه غریبی / عجیب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت

چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی / فقط نشسته و گفتیم ؛ خدا کند که بیایی . . .

.

.

دلم هر جمعه در تاب و تب است / عاشقانه بی قرار دلبر است

گفتم جمعه شود پایان غمم / جمعه رفت و باز چشمم به راه است . . .

.



کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد / سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد

کدام جمعه ز عطر بهشتی گل یاس / بهار غرق شمیم گلاب خواهد شد . . .

.



میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان / هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان . . .
.



.


آن یار سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ، هر کجا هست خدایا به سلامت دارش . . .

.

.

در وادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد

کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند ؟ خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

.

.


مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید / که زانفاس خوشش بوی کسی می آید

اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان (ع)



.

.
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت / جانم بسوختی و به جان دوست دارمت . . .



الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی  / تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی

.

.
آقای جمعه های غریبی ظهور کن / دل را پر ازطراوت عطر حضور کن

یک گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق /  یک دم فقط بیا و از اینجا عبور کن . . .

.

برای آمدنت انتظار کافی نیست / دعا و اشک و دلی بی قرار کافی نیست

تمامی هر چه شراب است غیر چشمانت  / برای مستی چشمی خمار کافی نیست . . .

.


دوباره جمعه شد یارم نیامد / خدایا یار ما از در نیامد

نگار بی قرینه کی می آیی / سحرخیز مدینه کی می آیی . . .



بی خبر از همه عالم زتو خواهم خبری یا فرج الله

دلخوشم گر زتو آید خبر مختصری یا فرج الله . . .

.

کاش از دلبر نشانی داشتیم / بر سر کویش مکانی داشتیم

از برای مهدی صاحب الزمان / کاش در دل جمکرانی داشتیم

تعجیل در فرج آقا صلوات


عمریست که از حضور او جا ماندیم / در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظرست تا که ما برگردیم / ماییم که در غیبت کبری ماندیم

التماس دعا عزیزان

.

.


هنوزم انتظار و انتظار است / هنوزم دل به سینه بیقرار است

هنوزم خواب می بینم به شبها / همان مردی که بر اسبی سوار است

همان مردی که آید جمعه روزی / و این پایان خوب انتظار است

.



روزی در برگه تقویم خواهند نگاشت

تعطیل رسمی – روز ظهور حضرت ولی‌عصر«ع» . . .

.


صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست / تلخی دائقه را شاخه نباتی بفرست

میرسد با علم سبز امامت بردوش / از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست . . .

.

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم / تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم

گفتند غروب جمعه خواهی آمد / آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم . . .

.


کاش! روزی سینه ها دریای توفان خیز گردد / کوچه از عطر عبوری، ناگهان لبریز گردد

جان بگیرد لحظه ها مان از حضور آشنایت / از نوایت وسعت هر سینه عطر آمیز گردد . . .

.



هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است / پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است

با خبر باشــید ای چشم انتظاران ظهــــور / بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

.

هجر تو ز درد و داغ دلگیرم کرد / اندوه غم زمان زمینگیرم کرد

گفتند که جمعه میرسی از کعبه / این رفتن جمعه جمعه ها پیرم کرد . . .

.


خدایا تا به کی هجران مهدی / به دستم حسرت دامان مهدی

الهی هر بلا از حضرتش دور / الهی، من بلا گردان مهدی . . .

.



یوسف از جرم زلیخا گر به زندان می رود

یوسف زهرا ببین از جرم ما حبس ابد گردیده است . . .

.


ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد / بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور / سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد / مهدی به میان شیعه برمی گردد . . .
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی




چشم در راهیم اما قاصدی در راه نیست / جمعه هم آمد ولی آن جمعه دلخواه نیست

ما کجا و نورباران شب دریا کجا / قطره در خواب و خیالِ جذر و مد ماه نیست

ما کجا و بارگاه حضرت خوبان کجا / هر گدایی، لایق هم صحبتی با شاه نیست

عشق، اینجا بین آدم ها غریب افتاده است / پایمردی کن برادر یوسفی در چاه نیست

بارمان را آب برد و تازه فهمیدیم که / در بساط خالی ما، آه حتی آه نیست

ریشه در خاکیم و دم از آسمان ها می زنیم / بت پرستانیم و مثل ما کسی گمراه نیست

تک سوار قصه ها، یک روز می آید ولی / جز خدا از پشت پرده، هیچ کس آگاه نیست . . .


خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟