نویسنده موضوع: سلام بر فاطمیه(چرا زمهدی زهرا خبر نمی آید....)  (دفعات بازدید: 437 بار)

آفلاین asmaolhosna

  • کاربر تازه ثبت شده
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 0
  • ارسال: 3
  • امتیاز: 1
    • اسفند، ماهِ انتظار
«پس هيهات بر شما، شما را چه شد و به كجا مي‏رويد؟ و چه بيراهه ميرويد! اين كتاب خداست پيش روي شما و امورش روشن و دستوراتش درخشان و پرچم‏هايش برافراشته و دورباش‏هايش آشكار و فرامينش واضح است. و شما آنرا پشت سرانداخته‏ايد. آيا تصميم داريد به غير آن حكم كنيد؟! و اين چه بد تبديلي است براي ستم‏پيشگان و هر كس دين جز اسلام بجويد هرگز از او پذيرفته نگردد و در آخرت از زيانكاران است.

و بعد هم شما چندان صبر نكرديد كه سركشي اين فتنه فرو بنشيند و مهار اين شتر رسيده به چنگ آيد، بلكه به شعله‏هايش دامن زديد و جرقه‏هايش را تحريك كرديد و نداي شيطان گمراه‏كننده را پاسخ مثبت داديد تا انوار درخشان دين را خاموش كنيد و سنت‏هاي پيامبر برگزيده را نابود سازيد.

به خوردن كف روي شير تظاهر مي‏كرديد ولي در باطن مي‏خواستيد از شيرها بنوشيد. (ظاهرا دلسوزي براي دين مي‏كرديد ولي باطنا مي‏خواستيد به متاع دنيا برسيد.) و نسبت به خاندان رسول خدا دورويي و نفاق به خرج داديد.

ما با شما از در صبر مي‏آييم همچون كسي كه دستش را به لبه تيز كارد گرفته و يا نيزه‏اي در شكمش فرو رفته باشد.»



... بخشی از خطبه ی فدکیه

 sham
« آخرين ويرايش: آوریل 30, 2010, 02:46:52 pm توسط valayat »
اللهم عجّل لولیّک الفرج

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
ضمن عرض خوش آمدگوئی خدمت شما کاربر بزرگوار
وعرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه سلام الله علیها

چرا شب غم ما را سحر نمی آید / چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما / مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید . . .

آفلاین مریم920

  • کاربر یه خورده تازه کار
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 0
  • ارسال: 13
  • امتیاز: 1
هو الحق

ای منتقم آل علی صدای مادرت زهراست که تو را در کوچه پس کوچه های

بنی هاشم می خواند...

می شنوی؟!

صدای گریه ی کودکیست که بارها آرزو می کرد قامتش بلندتر از آن می بود

که دست اجنبی از بالای سرش بگذرد و عرش خدا را به لرزه درآورد...

می بینی رد پای باطل را؟!

که هرچه خود را بر خاک میکشد پست تر و پست تر میشود و فرو میرود...

و حق را؟!

که با نجواهای مرضیه "سلام الله علیها" در عرش گسترانیده میشود...

می بینی آستین های به دندان گره خورده و بغض های نترکیده ی  دردانه های  پیامبر را...؟!

           جای خالی عرق شرم بر پیشانی پست باطلان را خوب احساس میکنم...

                                    ای قائم آل علی وقت قیام است

                                                                               بیا...
"اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و  آخر تابع له علی ذلک"

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
واقعا متن ادبی زیبایی بود
ممنون از شما خیلی متشکرم

آفلاین مریم920

  • کاربر یه خورده تازه کار
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 0
  • ارسال: 13
  • امتیاز: 1
اختیار دارید... وظیفه ست...

اگه آقا یاریم کنه و خودمم لیاقتش رو داشته باشم سعی میکنم بیشتر اینجا پیدام شه...
"اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و  آخر تابع له علی ذلک"

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
انشاءالله
ممنون از شما
حتما بازهم تشریف بیاورید
فرموده نائب آقا (سال همت و کار مضاعف) هست.
بازهم ممنون

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
ای نگار نازنین فاطمه(س)


  یادگار آخرین فاطمه(س)

  نام زهرا(س) بهر قرآن شد نگین

  نام تو نقش نگین فاطمه(س)

  خلقت من بهرعشق روی تو

  رخ عیان کن مه جبین فاطمه(س)

  ساکنم بنما به کوی معرفت

  آشنایم کن به دین فاطمه(س)

  هم سفر شو در مدینه با دلم

  تا در بیت الامین فاطمه(س)

  کی کنی روزی روم من در بقیع

  سر گذارم بر زمین فاطمه(س)

  خاک ریزم بر سرم محرم شوم

 تا شوم خلوت نشین فاطمه(س)

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
ریسمان،آتش،چهل مرد قوی هیكل،مسمار،دیوار،تازیانه، نعره،زور،غلاف شمشیر،لگد،...من هر چه فكر می كنم ارتباط این كلمات زمخت و دردآور را با كلمه ی لطیف و سراسر آرامش "ریحانه"،نمی توانم بیابم.Error می دهم.با ذهنم مچ نمی شود.ریحانه كجا،لگد كجا...گل كجا،ساتور كجا...؟! ما نمی فهمیم.هیچ وقت هم نخواهیم فهمید.من تنها این را می دانم كه گوشم درد می كند.صدایی در گوشم هی زنگ می زند و هی زنگ می زند و می گوید:فضه مرا دریاب!!!!!

حرفی نمانده. یعنی حرف كه زیاد است اما نه زبانی هست كه بگویدش و نه گوشی كه بشنود. تبم تند شده امشب.هذیانم مدام،سرم پر درد.دارم به این می اندیشم كه شاید باید حساب دو دو تا چهار تا را دور انداخت.انگار این روزها چندان كاربردی ندارد.لغت نامه ها را هم باید دور انداخت.از شركتاب های تاریخ هم باید خلاص شد.این مثل كه می گوید "زبان سرخ،سر سبز میدهد بر باد" را باید حسابی جدی گرفت.اینطوری بهانه ی خوبی برای خوابیدن و خواب دیدن گیر می آوریم.بهانه ای برای سكوت...دنیا را آب ببرد به ما چه؟! شمعی هم بین اینهمه شمع كم شود به ما چه؟! اصلا عشق یعنی چی؟ما هر روزكیلو كیلوعشق، دانلود می كنیم.

چقدر تب دارم.گر گرفته ام.دارم می سوزم.كسی نیست یك دستمال خیس برایم بیاورد؟

آه بانو!شمایید؟...

مادر نمیر!

دنیا به‌ تو، به‌ مهربانی‌ تو، نوازش‌های‌ تو، به‌ عطر بهشتی‌ وجود تو نیاز دارد.

مادر نمیر !

ببین‌ كه‌ ما هنوز درد یتیمی‌ را سال ‌به سال‌ داریم‌ بر دوش‌ می‌كشیم‌ تا جمعه‌ موعود... و هنوزجمعه‌ نیامده‌!

مادر!این هله هوله های رنگین را از جلوی كودكانت بردار كه از بس خوردیم دلمان درد گرفته است.مادر ما خسته ایم.كمی از كوثر حیاتت به ما بنوشان.