وجود امام مهدى علیه السلام از دیدگاه قرآن
امام مهدي (ع) - مکتب مهدویت
پرسش : ازآیات سوره «قدر» چگونه وجود امام زمانعلیهالسلام استفاده مىشود؟
پاسخ : از سوره قدر به خوبى استفاده مىشود که ملائکه، شب قدر در هر سال به جهت هر کارى بر زمین فرود مىآیند.
«إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَیْلَةِ القَدْرِ × وَما أَدْریکَ ما لَیْلَةُ القَدْرِ × لَیْلَةُ القَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ × تَنَزَّلُ المَلآئِکَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ × سَلامٌ هِىَ حَتّى مَطْلَعِ الفَجْرِ»؛ «ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم. وتو چه مىدانى شب قدر چیست؟! شب قدر بهتر از هزار ماه است. فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان براى [تقدیر] هر کارى نازل مىشوند. شبى است سرشار از سلامت [و برکت ورحمت] تا طلوع سپیده.»( سوره قدر، آیه 5-1)
در سوره دخان نیز به این موضوع اشاره شده است. آنجا که مىفرماید: «حم × وَالکِتابِ المُبِینِ × إِنّا أَنْزَلْناهُ فِى لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إنّا کُنّا مُنْذِرِینَ × فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ»؛ «حم. سوگند به این کتاب روشنگر. که ما آن را در شبى پر برکت نازل کردیم. ما همواره انذار کننده بودهایم. در آن شب هر امرى بر اساس حکمت [الهى] تدبیر وجدا مىگردد.»( سوره دخان، آیه 4-1)
ماه رمضان تا روز قیامت تکرار مىشود، ودر نتیجه لیلةالقدر نیز تا روز قیامت استمرار دارد. پس نزول ملائکه وروح نیز در هر شب قدر تکرار مىشود. سؤال این است: ملائکه وروح که در هر سال، شب قدر بر زمین فرود مىآیند، بعد از رسول خدا (ص) بر چه کسى وارد مىشوند؟ با تأمل ودقّت پى مىبریم که در هر زمان باید امامى کامل ومعصوم وجود داشته باشد تا محلّ نزول ملائکه وروح گردد. امام باقر (ع) فرمود: «یا معشر الشیعة! خاصموا بسورة «إِنّا أَنْزَلْناهُ» تفلجوا، فواللَّه أنّها لحجّة اللَّه تبارک وتعالى على الخلق بعد رسول اللَّه (ص) وأنّها لسیّدة دینکم وأنّها لغایة علمنا. یا معشر الشیعة! خاصموا ب’«حم × وَالکِتابِ المُبِینِ...» فإنّها لولاة الأمر خاصّة بعد رسول اللَّه...»؛ «اى جماعت شیعه! با خصم خود به سوره «انا انزلناه» محاجّه کنید که پیروز خواهید شد، پس سوگند به خدا که این سوره از براى حجت خداوند تبارک وتعالى بعد از رسول است. این سوره همانا مدرک دین شما ونهایت علم ما است. اى جماعت شیعه! با آیه «حم. والکتاب المبین...» بحث کنید؛ زیرا اینآیات اختصاص به والیان امر بعد رسول خدا دارد...».( کافى، ج 1، ص 249)
ونیز فرمود: «وأیم اللَّه! إنّ من صدّق بلیلة القدر، لیعلم أنّها لنا خاصّة...»؛ «به خدا سوگند، همانا هر کس تصدیق کند لیلة القدر را، علم پیدا مىکند که از براى ما است...».( همان، ص 253و252، ح 9)
امام امیرالمؤمنین (ع) به ابنعباس فرمود: «إنّ لیلة القدر فى کلّ سنة، وأنّه ینزل فى تلک اللیلة أمر السنة وأنّ لذلک الأمر ولاة بعد رسول اللَّه (ص) فقلت: من هم؟ فقال: أنا وأحدعشر من ،صلبى أئمّة محدّثون...»؛ «همانا در هر سال لیلة القدر است، در آن شب امر یک سال نازل مىشود. براى آن والیانى است بعد از رسول خدا (ص). ابنعباس مىگوید عرض کردم: آنان چه کسانى هستند؟ حضرت فرمود: من ویازده نفر از صلب من که همگى امام ومحدثند.»( همان، ج 1، ص 248و247، ص 2)
رسول خدا (ص) به اصحاب خود فرمود: «آمنوا بلیلة القدر، إنّها تکون لعلىّ بن أبىطالب ولولده الأحدعشر من بعده»؛ «به لیلة القدر ایمان آوردید؛ زیرا براى على بن ابىطالب ویازده فرزند بعد از اوست.»( کمال الدین، ج 1، ص 281و280، ح 3)
پرسش : از آیه «امام» چگونه وجود امام زمانعلیهالسلام استفاده مىشود؟
پاسخ : خداوند متعال در سوره اسراء مىفرماید: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِىَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُونَ کِتابَهُمْ وَلایُظْلَمُونَ فَتِیلاً»؛ «روزى که هر گروهى را به توسط امامشان مىخوانیم. کسانى که نامه عملشان به دست راستشان داده شود آن را با [شادى وسرور] مىخوانند وبه قدر رشته شکاف هسته خرمایى به آنان ستم نمىشود.»( سوره اسراء، آیه 71)
مفاد آیه این است که از هر کس در روز قیامت، از امام به حق سؤال مىشود، اگر معترف ومعتقد به آن بوده رستگار خواهد شد، ونامه عملش را به دست راست او مىدهند. لذا باید در هر زمانى امامى واجبالاطاعة وجود داشته باشد، امامى که بدون معرفت ومتابعت از او فلاح ورستگارى هرگز در قیامت براى انسان نخواهد بود. ولذا در روایات مىخوانیم که پیامبر (ص) فرمود: «من مات لایعرف إمامه مات میتة جاهلیّة»؛ «هر کس بمیرد در حالى که امامش را نشناخته، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.»( کافى، ج 2، ص 19)
از آنجا که وظیفه هر شخصى متابعت از حق وحقیقت است، پس باید در هر زمانى امام به حق وحقیقت موجود باشد تا مردم با اراده واختیار، او را به عنوان رهبر خود برگزینند وبا پیروى از او از جمله اصحاب یمین گردند.
از آنجا که «لوح محفوظ» یکى است واختصاص به طایفهاى دون طایفهاى دیگر ندارد لذا نمىتوان لفظ «امامهم» در آیه را حمل بر «لوح محفوظ» نمود.
ونیز ممکن نیست که مقصود به کلمه «امام» در آیه، کتاب هر قوم باشد، زیرا آیه شامل همه انسانها از اول خلقت تا آخر خلقت است، در حالى که اولین کتاب مشتمل بر شریعت، کتاب نوح است، وقبل از او کتابى این چنین بر مردم نازل نشده است.
سیوطى به سندش از رسول خدا (ص) در ذیل آیه فوق نقل کرده که فرمود: «یدعى کلّ قوم بإمام زمانهم وکتاب ربّهم وسنّة نبیّهم»؛ «هر قومى به امام زمانش وکتاب پروردگارش وسنت پیامبرش محشور خواهد شد.»( درالمنثور، ج 4، ص 194)
ونیز از ابن عباس نقل کرده که مقصود به امام در آیه شریفه فوق امام هدایت وامام ضلالت است.( همان)
کلینى از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «لمّا نزلت هذه الآیة: «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» قال المسلمون: یا رسول اللَّه! ألست إمام الناس کلّهم أجمعین؟ قال: فقال رسول اللَّه (ص): أنا رسول اللَّه إلى الناس أجمعین ولکن سیکون من بعدى أئمّة على الناس من اللَّه من أهل بیتى، یقومون فى الناس فیکذّبون»؛ «زمانى که آیه (یوم ندعو کلّ اُناسٍ بإمامهم) نازل شد، مسلمانان عرض کردند: اى رسول خدا! آیا شما امام همه مردم نیستى؟ حضرت فرمود: «من فرستاده خدا به سوى همه مردمم، ولى زود است که بعد از من امامانى از اهل بیتم بیایند، آنان در بین مردم قیام خواهند نمود ولى تکذیب مىشوند...»( کافى، ج 1، ص 215)
بشر بن غالب از امام صادق (ع) درباره آیه «یَوْمَ نَدْعُو...» سؤال کرد؟ حضرت فرمود: «إمام دعا إلى هدىً فأجابوه، وإمام دعا إلى ضلالة فأجابوا إلیها، هؤلآء فى الجنة وهؤلآء فى النار، وهو قوله عزّوجلّ: «فَرِیقٌ فِى الجَنِّةِ وَفَرِیقٌ فِى السَّعِیرِ»»؛ «امامى است که مردم را به هدایت دعوت کرده، ومردم نیز او را اجابت نمودهاند. وامامى است که مردم را به ضلالت دعوت کرده واو را اجابت نمودهاند. آنان در بهشت واینان در دوزخند. واین است قول خداوند عزّوجلّ: (فریقٌ فى الجنّة وفریقٌ فى السّعیر).»( بحارالأنوار، ج 44، ص 313 ؛ تفسیر کنزالدقائق، ج 5، ص 569)
پرسش : آیه «انذار» چگونه بر وجود امام زمانعلیهالسلام دلالت دارد؟
پاسخ : خداوند متعال خطاب به پیامبرش کرده، مىفرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛ «همانا تو بیم دهندهاى وبراى هر قومى هدایتگرى است.»( سوره رعد، آیه 7)
از آیه فوق به طور وضوح استفاده مىشود که براى هر قومى در هر عصر وزمان هدایت کنندهاى است به حقّ وحقیقت. واین مقتضاى ربوبیت خداوند است. ونیز استفاده مىشود که زمین هیچ گاه از هادى به حقّ خالى نمىگردد، خواه نبى باشد یا غیر نبى، زیرا اطلاق آیه حصر مصداق هادى در انبیا را نفى مىکند، همان گونه که زمخشرى در ذیل آیه شریفه فوق به آن اشاره کرده است، در غیر این صورت لازم مىآید در عصرهایى که از نبى خالى است حجّت وهادى بشر وجود نداشته باشد.
طبرى در تفسیر خود در ذیل آیه فوق از ابن عباس به سند صحیح نقل کرده: «لمّا نزلت «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» وضع9 یده على صدره، فقال: أنا المنذر ولکل قوم هاد، وأومأ بیده إلى منکب علىّ، فقال: أنت الهادى یا علىّ، بک یهتدى المهتدون بعدى»؛ «هنگامى که آیه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» نازل شد، پیامبر (ص) دست خود را بر سینه گذاشت وفرمود: من منذرم وبراى هر قومى هادى است. آن گاه اشاره به شانه على (ع) نمود وفرمود: تنها به واسطه تو است که هدایت شوندگان، بعد از من هدایت مىگردند.»( جامع البیان، ج 13، ص 142)
حاکم نیشابورى به سند صحیح از امام على (ع) در ذیل آیه فوق نقل کرده که فرمود: «رسول اللَّه المنذر و أنا الهادى»؛ «رسول خدا منذر ومن هادىام.»( مستدرک حاکم، ج 3، ص 129)
کلینى به سند صحیح از امام باقر (ع) در تفسیر آیه فوق نقل کرده که فرمود: «رسول اللَّه (ص) المنذر ولکلّ زمان هادٍ یهدیهم إلى ما جآء به نبىّ اللَّه...»؛ «رسول خدا (ص) منذر وبراى هر زمانى امام وهادىاى است که مردم را به آنچه پیامبر خدا (ص) آورده دعوت مىکند...».( کافى، ج 1، ص 191)
ونیز از امام باقر (ع) نقل کرده که در ذیل آیه فوق فرمود: «رسول اللَّه (ص) المنذر وعلىّ الهادى، أما واللَّه ما ذهبت منّا وما زالت فینا إلى الساعة»؛ «رسول خدا (ص) منذر وعلى هادى است. آگاه باش! به خدا سوگند که آیه از ما بیرون نخواهد رفت ودائماً در بین ما است تا روز قیامت.»( همان، ص 192)
پرسش : آیات «شهادت» چگونه بر وجود امام زمانعلیهالسلام دلالت دارد؟
پاسخ : درآیات بسیارى اشاره شده که خداوند در میان هر امّتى کسى را به عنوان «شاهد» قرار داده تا در روز قیامت بر آنها احتجاج کند. اینک به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
الف) «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنا بِکَ عَلى هؤُلآءِ شَهِیداً»؛ «چگونه است حال «در روز محشر» آن گاه که از هر طایفهاى گواهى آوریم وتو را «اى پیامبر» بر آنان گواه خواهیم.»( سوره نساء، آیه 41)
ب) «وَیَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً ثُمَّ لایُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَلا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ»؛ «وآن روز را که ما از هر امّتى شاهدى برانگیزیم، آن گاه به کافران اجازه سخن داده نشود وتوبه آنان نیز پذیرفته نگردد.»( سوره نحل، آیه 84)
ج) «وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِى کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنا بِکَ شَهِیداً عَلى هؤُلآءِ»؛ «روزى که ما در هر امّتى از میان خودشان گواهى بر آنان برانگیزیم وتو را «اى محمّد» بر این امت گواه آوریم.»( نحل، آیه 89)
از اینآیات به خوبى استفاده مىشود که در هر زمان وبراى هر امّتى خداوند افرادى معصوم از خطا واشتباه قرار داده است تا در روز قیامت به اعمال آنان گواهى دهند. کسى که قرار است شاهد بر اعمال امّت باشد نباید در شهادتش اشتباه کند، ونیز باید احاطه علمى بر همه اعمال امت داشته باشد. اینان کسانىاند که در امر هدایت بشر حجت خدا در روى زمینند.
فخر رازى در ذیل آیه «وَنَزَعْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً»؛ «و[در آن روز] از هر امتى( سوره قصص، آیه 75)
گواهى برمىگزینیم.» مىگوید: «آنان شاهدانى هستند که در هر زمان بر مردم شهادت مىدهند که از جمله آنها انبیا هستند».( تفسیر فخررازى، ج 25، ص 13ù12)
ونیز در ذیل آیه «یَوْمَ نَبْعَثُ فِى کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً»؛«روزى را که از هر امّتى گواهى بر آنان برمىانگیزیم.» مىگوید: «هر جمعى که در دنیا به وجود مىآید لازم است که کسى به عنوان شاهد در میان آنها وجود داشته باشد».( سوره نحل، آیه 84)
شاهد در زمان رسول خدا (ص) خود حضرت بود به دلیل آیه: «وَکَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدآءَ عَلَى النّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً»( سوره بقره، آیه 143)، ونیز لازم است که در هر زمان بعد از رسول، شاهدى، «همان گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانهاى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید، و پیامبر هم بر شما گواه است»
در میان امت باشد.
از اینجا به خوبى روشن مىشود که هر عصرى خالى از شاهد بر امت نیست، وآن شهید باید از خطا مصون باشد، وگرنه احتیاج به شاهد دیگرى است ودر نتیجه به بىنهایت منتهى خواهد شد که این باطل است».( همان، ج 20، ص 98)
پرسش : شاهد بر خلق در هر زمان داراى چه صفاتى باید باشد؟
پاسخ : ازآیات قرآن استفاده مىشود که شاهد بر امت «حجت معصوم» باید داراى صفاتى چند باشد:
1 - از جنس بشر باشد: «شَهِیداً مِنْ أَنْفُسِهِمْ».
2 - در هر زمان یکى باشد، زیرا از صیغه مفرد استفاده شده است: «شَهِیداً».
3 - داراى احاطه علمى باشد.
4 - داراى علم به کتاب باشد: خداوند متعال مىفرماید: «وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِى وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکِتابِ»؛ «وکافران بر تو اعتراض کنند که تو رسول خدا نیستى بگو تنها گواه بین من وشما خدا و کسانى که نزدشان علم کتاب است خواهد بود.»( سوره رعد، آیه 43)
ابوسعید خدرى مىگوید: از رسول خدا (ص) درباره این آیه سؤال کردم که مقصود به آن کیست؟ فرمود: آن برادرم على بن ابىطالب است.( المیزان، ج 11، ص 388)
پرسش : آیه «نذیر» چگونه دلالت بر وجود امام زمانعلیهالسلام دارد؟
پاسخ : خداوند متعال مىفرماید: «وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلّا خَلا فِیها نَذِیرٌ»؛ «وهر امّتى در گذشته انذار کنندهاى داشته است.»( سوره فاطر، آیه 24)
از آیه فوق به خوبى استفاده مىشود که در هر زمانى باید در میان مردم حجت خدا وهادى على الاطلاق موجود باشد.
امام باقر (ع) فرمود: «اى گروه شیعه! خداوند تبارک وتعالى مىفرماید: «وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلّا خَلا فِیها نَذِیرٌ». عرض شد: اى اباجعفر! مگر نذیر بر این امت، محمّد نیست؟ حضرت فرمود: «... صدقت فهل کان نذیر وهو حىّ من البعثة فى أقطار الأرض...»؛ «آرى راست مىگویى،آیا محمّد در زمان حیاتش انذار کننده از زمان بعثت براى همه مناطق نبود؟...».( کافى، ج 1، ص 249)
در تفسیر على بن ابراهیم در ذیل آیه فوق مىخوانیم: «...لکلّ زمان إمام...»؛ «...وبراى هر زمانى امامى است.»( تفسیر على بن ابراهیم قمى، ج 2، ص 209)
پرسش : آیه «هدایت» چگونه بر وجود امام زمانعلیهالسلام دلالت دارد؟پاسخ : خداوند متعال مىفرماید: «وَمِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ»؛ «واز جمله کسانى که آفریدیم فرقهاى به حقّ هدایت مىیابند وبه حق بر مىگردند.»( سوره اعراف، آیه 181)
فخر رازى در ذیل آیه فوق در تفسیرش از جبائى نقل کرده که: «این آیه دلالت دارد بر اینکه هیچ زمانى خالى از کسى که قیام وعمل به حق کرده ومردم را به آن هدایت کند نیست».( تفسیر فخر رازى، ج 15، ص 72)
میرزا محمّد مشهدى در تفسیر «کنز الدقائق» مىگوید: «آیه دلالت دارد بر اینکه در هر قرنى یک نفر معصوم وجود دارد؛ زیرا مفاد آن این است که هادین وعادلین بعضى از خلقند نه تمام آنها، وهر کسى که معصوم نیست هادى وعادل کلّى نیست».( تفسیر کنز الدقائق، ج 3، ص 657)
عبداللَّه بن سنان مىگوید از امام صادق (ع) درباره آیه «وَمِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ...» سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «هم الأئمة»؛ «مقصود از آیه ائمّه است.»( کافى، ج 1، ص 414)
پرسش : آیه «صادقین» چگونه بر وجود امام زمانعلیهالسلام دلالت دارد؟
پاسخ : خداوند متعال مىفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ»؛ «اى مؤمنین! تقوا پیشه کرده وهمراه با صادقین باشید.»( سوره توبه، آیه 119)
مقصود از «صادقین» در آیه برخى از مؤمنین است نه جمیع آنان، حال این بعض چه خصوصیاتى باید داشته باشد.
از خود آیه استفاده مىشود که مقصود به صادقین کسانى هستند که صادق علىالاطلاق هستند، ولذا علىالاطلاق امر به اطاعت آنها شده است، تا افراد مطیع با اقتدا وهدایت از آنها به حقّ وحقیقت وسعادت نایل آیند. نتیجه اینکه: «صادقین» در آیه همان حاملان وحى وخلفاى رسول وامینان شرع وحامیان دین وائمه هدایت وچراغهاى هدایتند، کسانى که خداوند رجس وپلیدى را از آنان دور کرده واز هر عیب ونقصى پاکشان کرده است. واینان کسانى غیر از اهل بیت عصمت وطهارت پیامبر: نیستند، که اوّل آنها امیرالمؤمنین على بن ابىطالب (ع) وآخر آنها مهدى (ع) است.
فخر رازى از آیه فوق استفاده عصمت کرده ومىگوید: «از این آیه استفاده مىشود که در هر زمان باید صادقین معصوم موجود باشند...».( تفسیر فخررازى، ج 16، ص 220)
کلینى به سند خود از برید بن معاویه عجلى نقل کرده که از امام باقر (ع) درباره آیه «اِتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصّادِقِینَ» سؤال کردم؟ حضرت فرمود: « آیانا عنى»؛ «ما را قصد کرده است.»( کافى، ج 1، ص 208)
ونیز به سند خود از امام رضا (ع) در ذیل آیه فوق نقل کرده که فرمود: «الصادقون هم الأئمّة»؛ «صادقین همان ائمهاند...».( همان)
حاکم حسکانى حنفى به سند خود از عبداللَّه بن عمر در تفسیر آیه فوق نقل کرده که مقصود از آن، محمّد واهل بیت اوست.( شواهد التنزیل، ج 1، ص 345)
سبط بن جوزى از قول علما در تفسیر آیه فوق نقل کرده که مقصود از آیه این است که با على واهل بیتش باشید.( تذکرة الخواص، ص 16)
پرسش : آیه «اولى الامر» چگونه بر وجود امام زمانعلیهالسلام دلالت دارد؟
پاسخ : خداوند متعال مىفرماید: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأَمْرِ مِنْکُمْ»؛ «خدا ورسول وصاحبان امرى را که از میان خود شماست اطاعت کنید.»( سوره نساء، آیه 59)
از آیه فوق به خوبى استفاده مىشود که در هر عصر وزمانى باید امام معصومى در قید حیات باشد تا او را اطاعت نماییم، اطاعتى که همانند اطاعت خداوند است.
مقصود از «اولى الامر» در آیه فوق، همان صاحبان شأن وامر ونهى است، کسانى که امور مردم در اختیار آنان است وآنان غیر از معصومین کسانى دیگر نیستند، زیرا آیه دلالت بر وجوب اطاعت به طور مطلق وبدون هیچ قید وشرطى دارد، واین مستلزم عصمت آنان است، وگرنه منجرّ به تناقض مىشود، به جهت آنکه اطاعت خدا ورسول بدون هیچ قید وشرطى واجب است، حال اگر اولى الامر معصوم نباشند ودر برخى از موارد اشتباه یا سهو ونسیان داشته باشند ودر عین حال اطاعت آنها به طور مطلق واجب باشد، مستلزم تناقض در وجوب اطاعت است. نتیجه اینکه مقصود از «اولىالامر» در آیه، معصومین است که در هر زمان باید فردى از آنها باشد تا اطاعت گردد، ودر این زمان کسى جز امام زمان (ع) نیست.
از جمله روایات متواترى که انطباق آیه فوق را بر اهل بیت: تأیید مىکند، حدیث معروف «ثقلین» است؛ زیرا پیامبر (ص) در آن حدیث امر به اطاعت از کتاب وعترت واهل بیت معصوم خود کرده که همان «اولواالامر» در آیه فوق هستند، ودر آن نیز امر به اطاعت مطلق کرده است.
ونیز آیه شریفه «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»( سوره رعد، آیه 7)، واحادیث «دوازده خلیفه» نیز بر این برداشت از آیه فوق دلالت دارد. به همین جهت است که برخى از علماى اهل سنّت نیز قائل به نزول آیه فوق در شأن اهل بیت: شدهاند از قبیل:
1 - ابن حیان اندلسى.( البحر المحیط، ج 3، ص 278)
2 - نیشابورى.( حاشیه جامع البیان طبرى، ج 5، ص 208)
3 - محمد صالح کشفى ترمذى.( المناقب المرتضوى، ص 56)
4 - قندوزى حنفى.( ینابیع المودة، ص 134)
5 - حموینى شافعى.( فرائد السمطین، ج 1، ص 314)
6 - حاکم حسکانى.( شواهد التنزیل، ج 3، ص 1200)
حاکم حسکانى به سندش از مجاهد در تفسیر آیه فوق نقل کرده که این آیه در شأن امیرالمؤمنین (ع) نازل شد هنگامى که پیامبر (ص) او را جانشین خود در مدینه قرار داد.