نویسنده موضوع: امامی که غایب است و مردم به آن دسترسی ندارند فایده اش چیه؟  (دفعات بازدید: 341 بار)

آفلاین valayat

  • مدیریت کل
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 9
  • -تشکر شده: 12
  • ارسال: 917
  • امتیاز: 21
امامی که غایب است و مردم به آن دسترسی ندارند تا مشکلات خودشان را با او در میان بگذارند چگونه میتواند حجت خدا بر مردم باشد؟! و اصلا فایده وجود چنین امامی در عصر غیبت چیست؟
در ابتدا لازم است به چند نکته اشاره کنیم:
۱ـ مفهوم غایب بودن امام بداین معنا نیست که وجود ناپیدا و رؤیایی دارد! بلکه آن حضرت مانند سایر انسانها از یک زندگی طبیعی، عینی و خارجی برخوردار است، به طوری که آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را میشنود و بر اجتماعات آنها وارد میشود و سلام می کند. او مردم را میبیند، ولی این مردمند که نمی توانند جمال مبارک آن حضرت را ببینند. به عبارتی دیگر هر چند امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ظهور ندارند ولی حضور دارند. به یک معنا این مردمند که از امام خویش غایبند. چنانکه مولای متقیان امام علی (ع) در این باره می فرماید:
«هنگامی که امام غایب از نسل من، از دیده‌ها پنهان شود و مردم با غیبت او از حدود شروع بیرون روند، و توده مردم خیال کنند که حجت خدا از بین رفته و امامت باطل شده است! سوگند به خدای علی (ع) د رچنین روزی حجت خدا در میان آنهاست، در کوچه و بازار آنها گام بر می دارد، و در خانه‌های آنها وارد می شود، و در شرق و غرب جهان به سیاحت می‌پردازد و گفتار مردم را میشنود، و بر اجتماعات آنها وارد میشود، و سلام می کند، او مردم را می بیند، ولی مردم تا روز معین و وقت معین او را نمی‌بینند، تا جبرئیل میان آسمان و زمین بانگ برآورده و ظهور را اعلام کند. [«حتی اذا غاب المتغیّب من ولدی عن عیون الناس، و باح النّاس بفقده و اجمعوا علی انّ حتّی الحجّه ذاهبه و الامامه باطله... فوربّ علیٍّ انّ حجتها علیها قائمه، ماشیه فی طرقاتها، داخله فی دورها و قصورها، جوّاله فی شرق الأرض و غربها، تسمع الکلام و تسلّم علی الجماعه تری ولا تری الی الوقت والوعد و نداء المنادی من السّماء" یوم الخلاص، ط۴، ص۱۳۹٫]
آیا می توان سندی گویاتر از امیر المؤمنین (ع) پیدا کرد؟ ما با در دست داشتن این گونه اسناد محکم که همه آن را قبول دارند می‌گوییم: امام (ع) در میان مردم و با مردم است و بر امورات آنها نظارت دارد.

۱ـ مفهوم غایب بودن امام بداین معنا نیست که وجود ناپیدا و رؤیایی دارد! بلکه آن حضرت مانند سایر انسانها از یک زندگی طبیعی، عینی و خارجی برخوردار است، به طوری که آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را میشنود و بر اجتماعات آنها وارد میشود و سلام می کند. او مردم را میبیند، ولی این مردمند که نمی توانند جمال مبارک آن حضرت را ببینند. به عبارتی دیگر هر چند امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ظهور ندارند ولی حضور دارند. به یک معنا این مردمند که از امام خویش غایبند. چنانکه مولای متقیان امام علی (ع) در این باره می فرماید:
«هنگامی که امام غایب از نسل من، از دیده‌ها پنهان شود و مردم با غیبت او از حدود شروع بیرون روند، و توده مردم خیال کنند که حجت خدا از بین رفته و امامت باطل شده است! سوگند به خدای علی (ع) د رچنین روزی حجت خدا در میان آنهاست، در کوچه و بازار آنها گام بر می دارد، و در خانه‌های آنها وارد می شود، و در شرق و غرب جهان به سیاحت می‌پردازد و گفتار مردم را میشنود، و بر اجتماعات آنها وارد میشود، و سلام می کند، او مردم را می بیند، ولی مردم تا روز معین و وقت معین او را نمی‌بینند، تا جبرئیل میان آسمان و زمین بانگ برآورده و ظهور را اعلام کند. [«حتی اذا غاب المتغیّب من ولدی عن عیون الناس، و باح النّاس بفقده و اجمعوا علی انّ حتّی الحجّه ذاهبه و الامامه باطله... فوربّ علیٍّ انّ حجتها علیها قائمه، ماشیه فی طرقاتها، داخله فی دورها و قصورها، جوّاله فی شرق الأرض و غربها، تسمع الکلام و تسلّم علی الجماعه تری ولا تری الی الوقت والوعد و نداء المنادی من السّماء" یوم الخلاص، ط۴، ص۱۳۹٫]
آیا می توان سندی گویاتر از امیر المؤمنین (ع) پیدا کرد؟ ما با در دست داشتن این گونه اسناد محکم که همه آن را قبول دارند می‌گوییم: امام (ع) در میان مردم و با مردم است و بر امورات آنها نظارت دارد.
۲ـ از آنجا که بشر دارای علم محدودی است لذا نمیتواند به اسرار خداوند پی ببرد و عجولانه در مورد قضایای الهی قضاوت نماید. چنانکه میفرماید: «… وما اوتیتم من العلم الاّ قلیلا» [. اسراء/۸۵٫] از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.
این آیه نشان می دهد که مجهولات بشر به مراتب بیشتر از معلومات او میباشد. بنابراین اگر علم هزارها بلکه میلیونها سال دیگر هم جلو برود هنوز معلومات او در برابر مجهولاتش بسیار مختصر و ناچیز است و تنها خداوند است که به همه چیز علم دارد و علم او ذاتی بوده و بی نهایت است. لذا کسی نمی تواند نسبت به وجود امری (مانند: غیبت امام زمان (عج) به علت عدم کشف سرّ این امر به آن اعتراض کند و آن را بی فایده و بی مصلحت بداند.
۳ـ غیبت امام زمان (عج) یک امر اتفاقی و بیسابقه نیست بلکه غیبت حجتهای الهی در مقطعی از زمان در سنت الهی یک امر معمولی بوده است چنانکه گروهی از اولیای الهی (مانند حضرت خضر، موسی، یونس، غُزیر، ابراهیم، صالح، ذوالقرنین و…) از دیدگان پنهان بودهاند ولی هرگز از حوادث و اوضاع زمان غفلت نداشتند به جهت ولایت و اختیاراتی که از جانب خدا به آنها داده شده بود پیوسته در اموال و نفوس تصرف میکرد و اوضاع را طبق مصالحی رهبری مینمودند. اگرچه تصرفات آنها نیز از دیدگان مردم عادی پنهان بود. [. جریان غیبت اولیای الهی در گذشته مکرر واقع شده است که در قران نیز به ان اشاره شده است.]
۴ـ و در ضمن، این سؤال تازگی نداشته و تنها در عصر ما مطرح نشده است، بلکه از روایات اسلامی برمی آید که حتی پیش از تولد حضرت مهدی (عج) نیز این سؤال مطرح بوده و هنگامی که پیامبر اسلام و ائمه پیشین (ع) از مهدی و غیبت طولانی آن حضرت سخن به میان می آوردند، با چنین سؤالی روبرو می شدند و به آن پاسخ می گفتند. به عنوان نمونه:
الف) پیامبر اسلام در پاسخ این پرسش که آیا شیعه در زمان غیبت، از وجود قائم فائدهای می برد؟ فرمود: بلی، سوگند به پروردگاری که مرا به پیامبری برانگیخت، در زمان غیبتش از او نفع می برند و از نور ولایتش بهره می گیرند، همانگونه که از خورشید به هنگام قرار گرفتن در پشت ابرها استفاده می کنند.[ عن جابر الأنصاری أنّه سأل النبی (ص) هل ینتفع الشیعه بالقائم (عج) فی غیبته؟ فقال (ص): إی والّذی بعثنی بالنبوّه إنهم لیفتنعون له و یستفیدون بنور ولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و إنّ جلّلها بالسّحاب ـ مجلسی، بحارالانوار، (تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ هـ ق) ج۵۲، ص۹۲٫]
ب) امام صادق (ع) فرمود: از روزی که خداوند حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین هیچگاه خالی از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و آشکار و یا غایب و پنهان، و اگر حجت خدا نباشد، خدا ستایش نمی شود.
روای پرسید: مردم چگونه از امام غایب و پنهان استفاده میکنند؟ حضرت فرمود: آن چنان که از خورشید پشت ابر استفاده می‌کنند. [. مجلسی، همان، ص۹۲، ح۶٫]
ج) خود حضرت مهدی (عج) نیز روی این معنا تکیه کرده است. در توقیعی که آن حضرت در پاسخ به سؤالات «اسحاق بن یعقوب» صادر فرمود و توسط محمد بن عثمان تحویل اسحاق گردید، چنین نوشت: اما چگونگی استفاده مردم از من همچون استفاده آنهاست از خورشید، هنگامی که در پشت ابرها پنهان می‌شود. [. طوسی، الغیبه، ص۱۷۷ ـ مجلسی، همان کتاب، ص۹۲ ـ إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه (تبریز، مکتبه بنی هاشمی، ۱۳۸۱ هـ ق) ج۳، ص۳۲۲٫]
با توجه به مقدمه فوق اینک برخی از فواید وجود امام (ع) در عصر غیبت را به اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم:
۱ـ امام قلب عالم امکان و واسطه فیض الهی
طبق احادیث فراوانی که در موضوع امامت وارد شده، و بر اساس دلائلی که دانشمندان ارائه کردهاند، در بینش اسلامی امام، جان جهان است و جهان به وجود او وابستگی دارد. امام قلب عالم وجود، هسته مرکزی جهان هستی و «واسطه فیض» بین عالم و آفریدگار عالم است و از این جهت حضور و غیبت او تفاوتی ندارد. و اگر او ـ ولو به صورت ناشناس ـ در جهان نباشد، جهان هستی در هم فرو می‍ریزد. چنانکه امام صادق (ع) فرمود: اگر زمین بدون وجود امام بماند، ساکنان خود را در کام خود فرو می‌برد. [لو بقیت الأرض بغیر إمام ساعه لساخت صدوق، کمال الدین (قم، مؤسسه النشر الإسلامی (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۵ هـ ق) ج۲۰۱ـ۲۱۰، باب ۲۱٫]
امام چهارم فرمود: در پرتو وجود ماست که خداوند آسمان را از فروپاشی ـ جز به اذن او ـ نگه میدارد. در پرتو وجود ماست که خداوند زمین را از لرزش و سلب آرامش ساکنانش، نگه میدارد، به واسطه ماست که خداوند باران نازل می کند و رحمت خود را میگستراند و برکات و نعمت‌های زمین را بیرون می آورد. و اگر آن کس از ما که در زمین است نبود، زمین اهل خود را فرو می‌برد. [لو بقیت الأرض بغیر إمام ساعه لساخت صدوق، کمال الدین (قم، مؤسسه النشر الإسلامی (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۵ هـ ق) ج۲۰۱ـ۲۱۰، باب ۲۱٫]
۲ـ پاسداری از آیین خدا
امیر مؤمنان (ع) در یکی از سخنان خود در مورد لزوم وجود رهبران الهی در هر عصر و زمان می‌گوید:
«خدایا چنین است، هرگز روی زمین از قیام کنندهای با حجت و دلیل، خالی نمی ماند، خواه ظاهر و آشکار باشد و خواه بیمناک و پنهان، تا دلائل و اسناد روشن الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید…» ["اللهم بلی لا تخلوا الأرض من قائم لله بحجه إما ظاهراً مشهوراً مغموراً لئلاّ تبطل حجج الله و بیّناته" شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید (قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۰ م)، ج۱۸، ص۱۴۷٫]
با گذشت زمان و آمیزش سلیقه‌ها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی تعالیم آسمانی، اصالت پارهای از قوانین الهی از دست میرود و دین دستخوش تغییرات زیانبخش می گردد.
برای آنکه اصالت آیین الهی حفظ گردد و جلوی تحریفات و تغییرها و خرافات گرفته شود، باید این رشته به وسیله یک پیشوای معصوم ادامه یابد خواه آشکار و مشهود و خواه پنهان و ناشناس. در هر مؤسسه مهم، «صندوق آسیب ناپذیری» وجود دارد که اسناد مهم آن مؤسسه را در آن نگهداری می‌کنند تا از دستبرد دزدان یا خطر آتش سوزی و امثال این‌ها محفوظ بماند.
سینه امام و روح بلندش نیز صندوق آسیبناپذیر حفظ اسناد آیین الهی است تا همه اصالت‌های نخستین و ویژگی‌های آسمانی این تعالیم را در خود نگهداری کند. [. آیه الله ناصر مکارم شیرازی، مهدی انقلابی دیگر (چاپ دوم، قم، مطبوعایت هدف) ص۲۵۸ـ۲۵۹]
«ابن حجر عسقلانی» پس از نقل احادیثی حاکی از نزول حضرت عیسی (ع) به زمین هنگامی ظهور حضرت مهدی (عج) و اقتدای او به آن حضرت می نویسد:
اینکه عیسی (ع) در آخر الزمان و نزدیک قیامت، به مردی از این امت اقتدا میکند و پشت سر او نماز میخواند، دلیل بر نظریه صحیح در میان دانشمندان اسلامی است که: زمین هرگز از وجود حجت که با دلائل و براهین آشکار، برای خدا قیام می کند، خالی نمی ماند. [و فی صلاه عیسی خلف رجل من هذه الأمه مع کونه فی آخر الزمان و قرب قیامه الساعه، دلاله للصحیح من الاقوال أن الأرض لا تخلو عن قائم لله بحجته. احمد بن علی بن حجر العسقلانی فتح الباری، شرح صحیح البخاری (بیروت، دارالمعرفه) ج۶، ص۴۹۴٫]
۳ـ امید بخشی
در میدانهای نبرد، تمام کوشش سربازان زبده و فداکار معطوف این امر است که پرچم سپاه، در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد، و متقابلاً سربازان دشمن دائماً می کوشند پرچم آنها را سرنگون سازند، چرا که برقرار بودن پرچم، مایه دلگرمی سربازان و تلاش و کوشش مستمر آنها است.
همچنین وجود فرمانده لشکر در مقرّ فرماندهی ـ هرچند ظاهراً خاموش و ساکت باشد ـ خونگرمی و پر حرارتی در عروق سربازان به گردش در میآورد و آنها را به تلاش بیشتر وا میدارد که فرمانده ما زنده است و پرچممان در اهتزاز!
اما هرگاه خبر قتل فرمانده در میان سپاه پخش شود، یک لشکر عظیم با کارآیی فوق العاده، یک مرتبه روحیه خود را میبازد و متلاشی میگردد.
رئیس یک جمعیت یا یک لشکر، مادام که زنده است. هر چند مثلاً در سفر یا فرضاً در بستر بیماری باشد، مایه حیات و حرکت و نظم و آرامش آنهاست، ولی شنیدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار یأس و نومیدی را بر سر همه می‌پاشد.
جمعیت شیعه طبق عقیده ای که به وجود امام زنده دارد، هر چند او را در میان خود نمیبیند، اما خود را تنها نمی داند، و اثر روانی این عقیده در روشن نگهداشتن چراغ امید در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای آن قیام بزرگ جهانی، کاملاً قابل درک است. [آیه الله مکارم شیرازی، ص۲۵۵ـ۲۵۶]
پرفسور «هانری کربن» استاد فلسفه در دانشگاه سوربن (فرانسه) و مستشرق نامدار فرانسوی می گوید:
به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است و به طور مستمر و پیوسته، ولایت را زنده و پا برجا می‌دارد.
مذهب یهود، نبوت را که رابطه‌ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی، در حضرت کلیم ختم کرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح و حضرت محمد (ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع می‌کند. همچنین مسیحیان در حضرت مسیح متوقف شده‌اند. اهل سنت از مسلمانان نیز در حضرت محمد توقف کرده و با ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطه ای میان خالق و مخلوق، موجود نمی‌دانند. تنها مذهب تشیع است که «نبوت» را با حضرت محمد (ص) ختم شده می‌داند، ولی «ولایت» را که همان رابطه هدایت و تکمیل میباشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می‌داند[سـالـنـامه ۲ مکتب تشیع، مصاحبات استاد علامه طباطبایی با پروفسور هانری کربن دربارهی شیعه (۱۳۳۹ هـ ش) ص۲۰٫ به نقل از سیره پیشوایان، تألیف مهدی پیشوائی.

http://www.baharoom.com/

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی
در جایی دیگر چنین نقل کرده اند

فواید امام غایب چیست؟


امام واسطه ی فیض الهی است و او است که رابط میان علام مادی و ربوبی است، اگر امام در روی کره ی خاکی نبود نوع انسان منقرض می گشت و اگر او نباشد خداوند به حد کامل شناخته نمی شود و در نتیجه عبادت نمی شود و رابطه ی بین عالم مادی و دستگاه آفرینش قطع می شود .

قلب مقدس امام است که به منزله ی ترانسفورماتوری است که جریان برق کارخانه را به میلیون ها لامپ می رساند ، امام قلب عالم وجود و رهبر و مربی نوع انسان ها است .

در همین راستا روایتی از امام سجاد (ع) است که حضرت می فرمایند : از روز ی که خداوند متعال آدم را خلق کرد تا کنون هیچگاه زمین از حجت خدا خالی نبوده است ولی آن حجت گاهی ظاهر و مشهود بوده است و گاهی پنهان و غایب . و زمین تا قیامت از حجت خدا خالی نخواهد ماند .

از حضرتش سوال شد : چگونه مردم از امام غایب نفع می برند ؟ فرمود : همان گونه که از خورشید پس ابر منتفع می گردند .(1) در احادیث متعددی که پیرامون فلسفه و فایده ی امام در دوران غیبت به ما رسیده است فواید گوناگونی را برای ما عنوان فرموده اند که ما در اینجا به برخی ار آن ها می پردازیم .

1. امام غایب واسطه ی فیض و امان اهل زمین است .


از پیامبر اکرم (ص) سوال شد وجود مهدی (عج) در عصر غیبت چه فایده ای دارد ؟ حضرت فرمودند : به خداوندی که مرا به پیامبری مبعوث فرموده است ، مردم از وجئد آن امام غایب منفعت می برند و از نور ولایتش در طول غیبتش بهره می گیرند ، چنانچه ار آفتاب پشت ابر استفاده می کنند .(2) و خود وجود نازنین حضرت ولی عصر (عج) فرموده اند همانگونه که مردم از خورشید پشت ابر بهره مند می شوند از من در زمان غیبتم بهره مند می شوند و همانا من سبب آرامش و امنیت مرده روی کره ی زمین هستم چنانچه ستارگان امان اهل آسمان باشند .(3)

2. اثر امید بخشی به انسانها



ایمان و اعتقاد به امام غایب سبب امیدواری مسلمانان به آینده پر مهر و درخشان خویش در عصر ظهور محبوب و امامشان می گردد. جامعه ی شیعی طبق اعتقاد خویش به وجود امام شاهد و زنده همواره انتظار بازگشت آن یار سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست را می کشد . شیعه هر چند آن محبوب را در میان خود نمی بیند اما خود را نتها و جدای از او هم نمی داند . و ما این گونه اعتقاد داریم که امام غایب (عج) همواه مراقب حال و وضع شیعیان خویش می باشد و همین مساله باعث می شود که ما پیروانش به امید لطف و عنایت حضرتش برای رسیدن به یک وضع مطلوب تلاش کنیم و در انتظار آن منتظر بسر بریم ، چنانچه خود حضرتفرمودهاند : ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم ،پس تقوای الهی پیشه کنید و ما را یاری کنید تا از فتنه ای که بهشما روی روی می آورد شما را نجات دهیم.(4)

3. حافظ دین خدا



حضرت علی (ع) در این رابطه می فرمایند به برکت آن امام گروهی از مردم برای دفاع از دین و در هم کوبیدن فتنه ها آماده می شوند چنانچه شمشیر و تیر به دست آهنگر تیز می گردد.چشم آن ها به واسطه ی قرآن روشن است ، تفسیر و معانی قرآن در گوششان گفته می شود و شب ئ روز از جام حکمت و علوم الهی سیراب می شوند. (5)

منابع و مدارک ارجاع داده شده:

ینابیع الموده / ج2/ ص 217
قندوزی حنفی / ینابیع الموده/ ج3 / ص170
صدوق / کمال الدین / ص 485
احتجاج طبرسی / ج2 / ص497
صبحی صالح / نهج البلاغه / خطبه ی 150/ ص208
خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟

آفلاین غبار دل

  • معاونت
  • *
  • تشکر
  • -تشکرشما: 0
  • -تشکر شده: 7
  • ارسال: 418
  • امتیاز: 15
    • شهید تجلایی

فوايد امام غائب هر کسي که قلم در دست گرفته تا فوايد وجود امام غايب را بررسي کند :


 در باره فا يده امام ونقش آن در جهان هستي مطا لب وکتب زيادي نوشته شده و ومقالات مفصلي از بزرگان در اين عرصه موجود است که تارنگار ما در مقا بل آنها خسي در برابر دريا است ولي براي اين که ما نيز از صواب تحقيق در اين عرصه محروم نبا شيم  نگاهي دو با ره به اين مطلب انداخته نتيجه پژوهش خويش را خدمت خواننده گان محترم عرضه ميداريم.  اميد که مورد دقت وتوجه بزرگواران قرا رگيرد. هر کسي که قلم در دست گرفته تا فوايد وجود امام غايب را بررسي کند ، به صورت عمومي وکلي جايگاه ونقش امام را درهستي بررسي کرده است . به عبارت ديگر از جنبه عمومي به نقش وجايگاه امام در هستي پرداخته و فوايد امام را به صورت عموم و مطلق بررسي کرده است . اما حقير ضمن اشاره به جايگاه امام در هستي بيشتر توجه مان را به فوايد امام غائب که موضوع بحث مان قرار داده ايم معطوف داشته و ازين زاويه خاص به روايات نظر مي افگنيم وبررسي خواهيم كرد که در اين مورد چه رواياتي وجود دارد و ميراث مهدوي ما چگونه  به  اين مطلب نظر داشته است. تا آنجائي که وسع وتوان تحقيقي بنده ياري نموده است رواياتي که در اين زمينه خاص، از ائمه اهل بيت ويا رسول گرامي اسلام به ما رسيده کم و انگشت شمار است( البته با مضمون پر بار و عالي و يک جهان حکمت و معرفت) . ما ضمن نقل اين روايات واغماض از بررسي سندي آنها (چون از کتاب معتبري[1] نقل شده ونياز به بررسي سندي ندارد )به تحليل محتواي روايات پر داخته وآراء دانشمندان مان را در اين مورد باز خواني نموده در اخير نتيجه بدست آمده را به نظاره مي نشينيم .

نقل روايات : رواياتي که فقط مختص به فوايد امام غائب است ودر آن به صراحت از فوايد امام غائب سخن گفته چهار روايت است که به تر تيب در ذيل نقل مي شود :

1-الاو إنَّ مَنْ اَدْرَکَها مِنّا يَسْري فيْها بسراجٍ مٌنيرٍ وَيْحذُوفيها علي مِثال الصّالحين لِيحلّ فيها رِبْقاً وَ يَعْتِقَ فيها رِقّاً وَيَصْدِعَ شعْباً يَشْعبَ صدْعاً في سَتْره عن النّاس لا يَبْصر القائف اَثَرَه ولوتابَعَ نَظَرَه .ثٌمّ لَيَشْحَذَنَّ فيها قوم شَحْذَ الْيَقين النَّصْل .تجلّي بالتَّنْزيل اَبْصارهم ويَرمي في التَّفسيرِ مَسا مِعَهُمْ  ويَغْبِقُونَ کَأْسَ الْحِکْمَهِ بَعْدَ الصُّبُوح ...يعني آگاه با شيد آن کسي که از ماست و اين  حوادث را مشاهده ميکند ،با چراغي روشن راه مي پيمايد و با الگوي همچون الگوي صا لحين در آن حوادث عمل مي کنند تا گرفتاري را نجات و اسيري را آزاد و تجمعاتي را متفرق وتفرقه هائي را مجتمع نمايند ، در حالي که مردم او را نمي بينند وکسي از او اثري نمي يابد هر چند پي گيري نمايند .سپس گروهي براي درهم کوبيدن فتنه ها آماده ميگردند وچونان شمشير ها صيقل مي خورند .ديده ها شان با قران روشنائي گيرد و درگوشها شان تفسير قران طنين افگند وصبگاهان و شامگاهان جامهاي حکمت سر ميکشند .[2] 

2-قال الصدوق [3] عن سليمان بن مهران الاعمش عن الصّا دق جعفر بن محمد عن ابيه محمد بن علي عن ابيه علي بن الحسين عليهم السلام قال :نَحْنُ أَئمَّهِ الْمُسلمين وحُجَجُ الله علي العالمين ...ثُمَّ قال ولَمْ تَخْلُ الْاَرْض مُنْذُ خَلَقَ الله آدم مِنْ حُجَّهِ الله فيها ظا هِرٌ مَشْهُورٌ او غائِبٌ مَسْتٌُورٌ ولا تَخْلوا الي اَنْ تَقُومَ السّاعَه مِنْ حُجّهِ الله فيها ولولا ذالک لم يعبد الله قال سُلَيْمان فقلت للصّادق عليه السلام فَكَيْفَ يَنْتَفِعِ النّاس بِالْحُجّهِ الْغائَبِ الْمَسْتُورِ؟قال کَما يَنتَفِعُونَ بِالشّمسِ اذا سَتَرَها السّحاب .[4]  ... علي زين العابدين عليه السلام فرمود :ماها امامان مسلمين وحجت خدا برتمام اهل عالم هستيم ...بعد فرمود: از روزي که خدا آدم را خلق کرده زمين را از حجتش خالي نگذاشته؛ يا آن حجت ظاهر ومشهود بوده ويا مخفي ومستور وتا قيامت زمين از حجت خالي نميماند واگر چنين نباشد خداي عبادت نخواهد شد .سليمان مي گويد از امام صا دق پر سيدم :چگونه مردم از امام که غائب است منتفع مي شوند وبهره مي برند ؟حضرت جواب داد :همان گونه که (موجودات) از آفتاب پشت ابر منتفع مي شوند وبهره مي گيرند از امام غائب هم بهره مي برند (وجان تشنه شان سيراب مي گردد).

3-قال الصدوق[5] ...عن جابر بن يزيد الجعفي قال سمعت جابر بن عبد الله انصا ري  يقول :لمّا اَنزَلَ الله عَزّ وَجَلّ علي نَبِيِّه مُحَمَّد (ص)«يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا أَطيعوا الله وأَطيعو ا الرَّسول واُولي الأَمرِ مِنکم »قلتُ يا رسولَ الله عرَّفنا الله وَرَسولُه فَمَن اُولُوالأمر الَّذينَ قَرَنَ الله طا عَتَهُم بطاعَتِکَ ؟فقال عليه السَّلام هُم خُلَفائِي يا جابر وأَئِمهُ المُسلمين من بعدي اوَّلُهم علي بن ابيطالب ...قال جابر فقلت يا رسول الله فَهَل يَقَعُ لِشِيعَتِه اَلأنتِفاع به في غَيبَته ؟فقال اِيّ وَالَّذي بَعَثَني بالنُّبُوَّه أنَّهُم يَستَضِيئُونَ بِنُوره ويَنتَفِعون بولايته في غَيبَتِه کَأِنتِفاعِ النَّاس
بِالشَّمس وان تَجَلَّلَها سَحاب .يا جابر هذا من مَکنُون سرِّ الله ومَخزُون عِلمه فاکتُمه الّا عَن اهله .[6] جابر بن عبد الله انصا ري مي گويد وقتي آيه «يا ايهاالذين آمنوا ..» نازل شد من به پيامبر گفتم يا رسو ل الله ما خدا وسول او را مي شناسيم اما  اولو الامر کيست که خداي طا عت او را قرين طا عت شما گردانيد ؟رسو ل الله عليه السلام جواب داد اي جابر اولوالامر، جانشينان من وامامان مسلمين بعد از من اند که اول شان علي بن ابيطالب است ..وآخر شان مهدي که غيبت طولاني دارد .بعد جابر مي گويد اي رسول خدا آيا شيعه در غيبت او از وجود مبارک او نفعي ميبرد ؟ حضرت در جواب مي فرمايد: بلي قسم به کسي که مرا به نبوت برانگيخت مردم وشيعيان در غيبت او  از ولا يت او بهره مند ميگردند همان گونه که از آفتاب هنگامي که ابر او را پوشانده با شد، بهره مي برند .

4-قال الصدوق [7]... عن اسحاق بن يعقوب قال سالت محمد بن عثمان العمري ان يوصل لي کتاباقد سأ لت فيه عن مسا ئل اشکلت علي فوردالتوقيع بخط مولانا صا حب الزمان عليه السلام ...وَأمّا وَجهُ الأنتِفاع بي في غيبتي فَکَالأنتِفاع بِالشَّمس اذاغيَّبَهاعنِ الأبصار السَّحاب وانِّي لَاَمان لاهل الأرض کما انَّ النُّجوم امان لاهل السَّماء...[8]  ... توقيعي به خط مبارک مولا صا حب العصر چنين صادر شده است : ...واما شيوه نفع بردن از من در غيبتم مثل استفاده و نفع بردن از آفتاب است وقتي که ابر او را از ديده ها پنهان دارد .و من به درستي که محافظ اهل ارضم همان گونه که نجوم محافظ اهل آسمانها است ...   

فوايد امام : با بررسي متون روايات مي توان فوايد را به دو دسته تقسيم کرد :

الف:فوايدي که به نفس وجود امام مترتب است .

ب:فوايدي که حاصل رفتار ها وعمل کرد امام  مي با شد .گر چه به سختي مي توان رفتار هاي يک شخصيت را از وجود اوجدا نمود ، اما مي توان برکاتي براي اوتصور کرد که تنها حاصل وجو اوست وفوايدي که اثر انجام وظايف وعمل کرد آن فرد مي باشد . در باره امام نيز چنين است فوايدي حاصل بود امام است وفوايدي حاصل به مرحله عمل در آمدن يا نمود امامت امام است .[9]

اول:آن دسته از سنت هاي الهي که از کانال وجودي امام جاري مي شود ،همان چيزي است که آن را فوايد وجود امام نام مي نهيم .که ازين قرار است :

الف:بقا واسمرار خلقت و اصل برپائي عالم به سبب وجود مبارک امام وجحت الهي است «لو بقيت الارض يوما بغير امام لساخت »[10] .

ب: بقا وقوام دين ، رسول گرامي اسلام فرمود:« لا يزال هذا الدين قا ئما حتي يکون عليکم اثنا عشره خليفه» .[11]   

ج : امام واسطه فيض الهي به بشريت است . ازان آنجائي که بشر وموجودات به صورت عموم توان وقدرت دريافت فيوضات الهي را به صورت مستقيم  ندارد ،لذا به واسطه نيازمند است واين واسطه بايد کساني با شد که از يک طرف با موجودات وبشر ارتباط داشته با شد واز طرف ديگر مقرب درگاه الهي با شد تا بتواند اين واسطه گري را انجام دهد .ازآنجا که امام انسان کامل است وخليفه خدا در زمين است ،اين توان وقدرت را داردکه اين نقش واسطه گري را ايفا نمايد .

د: وجود امام باعث رفع عذاب الهي ازاهل زمين ميشود بعبارت ديگر وجود امام  امان اهل ارض است .از امام با قر سوال شد : أبالناس حاجه الي الامام ؟حضرت در پاسخ فرمودند :أجل  ليرفع العذاب عن اهل الارض . سپس حضرت به آيه قران استشهاد کرد که پيامبر اسلام را مخاطب قرار داده است وحضرت را عامل رفع عذاب از امت معرفي نموده است «وما کان الله ليعذب بهم وانت فيهم ...»

دوم : دسته دوم از فوايد وجود امام حاصل رفتار ها و عمل کرد امام است ، در اعتقاد شيعه امام، چه حاضر در اجتماع با شد ويا در پرده غيب به سر برد  ، غافل از مردم وجداي از امه نيست بلکه علي رغم نا شناخته بودن چهره  به عنوان  حجت ، در ميان مردم حاضر است وبه حکم امامت وظا يف الهي خود را انجام ميدهد . 

1- عظيم ترين فا يد ه امام د راين بعد همان مسا له هدايت گري امام است .اين مسئوليت از لوازم امامت است که در زمان تمام ائمه از اهميت ويژه اي برخورد ار بوده وهر گز متوقف نشده است ولازمه انجام آن نيز شناخت چهره امام وارتباط مستقيم با او نبوده و نمي با شد .همان گونه که هر مادري به حکم محبت ها و مجموعه فدا کاري هاي که براي فرزندانش انجام ميدهد مادر ناميده مي شود ومعناي مادري در همان رفتار ها نهفته است بطوريکه بدون آنه مجموعه سمت مادري  بي معناست ، صفت هادي بودن براي امام نيز به همين گونه است يعني اگر امام سمت هدايت گري نداشته با شد امامت معناي خود را از دست ميدهد.

  2- رفع گرفتاري ها و مشکلات جامعه بشري ، در سيره ائمه گذشته همواره امام را درکنار مردم به عنوان ياور و حامي شان در سختي ها و مشکلات و مصا ئب مي بيبنيم . اداي دين قرضداران ، شفاي بيماران ورفع نيازهاي نيازمندان ...همه را امام به حکم امامت انجام ميداده است وتحقق اين امور هيجگاه مشروط به شناخته شدن حجت الهي نبوده است .فقرائي که شبانه از امام سجاد طعام در يافت مي کردند و امام را نمي شناختند ،بسياري از يتيمان کوفه بعد از شهادت امير المومنين فهميدند، آنکس که شبها چون مادر بر بالين فرزندان  لالا ئي مي خواند وبا چشم گريان  غذا در دهان شان ميگذاشت علي، خليفه مسلمين بود .   

3- دعاي امام براي عموم،طبق روايات متعدد اعمال انسان دائما به حجت الهي عرضه مي شود وامام به حکم مسئوليتش نسبت به اين اعمال نگران است لذا دست به دعا برميدارد وبراي عاقبت به خيري صا حبان اعمال و در خواست عفو و بخشش دعا ميکند و از خدا وند براي جبران غفلت ونقصهاي که دامن گير  اعمال است ،طلب کمال دارد .علي عليه سلام مي فرمايد :هيج مومني نيست که اندوهگين شود مگر اين که ما به جهت او اندوهگين ميشويم ودعائي نکند مگر اين که براي او آمين مي گوئيم وسا کت نماند مگر اين که براي او دعا مي کنيم . بنا بر اين دعاي امام همواره ودر هر حال شا مل افراد مي شود .

4-علت غائي بودن امام براي جهان : امام يعني انسان كامل كه علت غائي فعل خدا وند به شمار مي آيد. برترين هدف در مجموعه جهان براي موجودات آن ،برترين موجود و محصول آن مي باشد که دست آورد و پرورش يافته در دامن جهان بوده و آن کامل ترين انسان مي باشد که آن انسان کامل امام است .اين انسان کامل همان بستري است که تمام اسماءوصفات الهي در آن متجلي گشته و او را انسان خدا نما سا خته است که در آيينه نبوت و امامت ظهور يافته است .

5- حفظ اصول واساس دين : امام براي اين که دين از اساس خود به انحراف کشيده نشود  وظيفه دارد در مواردي اگر چنين مشکلي پيش آمد اقدام نموده دين را از انحراف واضمحلال نجات بخشد .قيام دليرانه وبي مانند امام حسين عليه السلام به همين دليل وبراي حفظ اساس اسلام بود که توسط يزيد به خطر افتارده بود .

موارد پنجگانه اي که برشمرده شد مربوط به فوايد وجود امام به صورت کلي ومطلق بود که هم شا مل امام غائب است و هم شا مل امام حاضر . هم اکنو ن مي پردازيم به مستفاد روايات که در اول مرقوم شد :

  روايت اول: که از امام علي است ودر نهج البلاغه نقل شده است ، ايشان اشا ره به همان کار برد امام در عرصه اجتماع با چهره نا مشخص دارد که عبارت است از : دستگيري وحمايت بي پناهان و از پا افتاده گان وگرد آوري پراگندها(در عرصه رأي وعمل وهدف ) وپراگنده سا ختن  مجتمع هاي بربا طل  ورتق وفتق امور دين تا آنجا که بر عهده اوست و شرايط اقتضا دارد. در اين روايت امام به صورت يک نگهبان گمنام وناشناخته که تمام هوش وحواسش به مرا قبت از مرزهاي دين وانديشه دوستانش متمرکز است معرفي شده است .امام همان شبان مهرباني است که از پشت پرده غيبت به مرا قبت از گله اي(پيروان امامت ) که مورد هجوم گرگهاي بيشه اعتقاد وانديشه قرار مي گيرد ، مي پردازد .

تشبيه حضرت به خورشيد پشت ابر :روايات دوم تا چهارم  همه از يک مضمون برخوردار اند وهمه امام را به خورشيد پشت ابر تشبيه کرده اند . در تشبيه حضرت به خورشيد پشت ابر وجوهي از شباهت را علما برشمرده اند که در زيل ياد آور مي شويم 

1-هنگامي خور شيد پشت ابر است ،همه انتظار دارند که خورشيد از پشت ابر بيرون آمده بر تابش خود برهمه طراوت بخشد  در مورد مهدي هم چنين است همه انتظار ظهور اورا مي کشند واميد دارند که روزي با شعاع وجودش به همه طراوت وشادابي را هديه کنند .

2-هما ن طوري که خورشيد پشت ابر را هيچکس نياسد منکر شود  چون شعاع ونور او (با اين که خود قرصديده نميشد ) دهر وديار را روشن کرده است خورشيد وجود امام نيز با اين که پشت ابر غيبت است ولي تفضلات  وفيوضات آن بر انسان ها ي بصير پوشيده نيست که همواره در حوادث روزگار جلوه گري  داشته وبه يمن وجود او زمين پابرجا مانده است .

3-ابر فقط قرص خورشيد را ازد يده  پنهان مي کند ولي نور دهي خورشيد وفوايد آن را براي جانداران نميتواند مانع شود ،غيبت امام نيز فقط حضور او را در پهنه وعرصه سياست واجتماع  مانع است ،اما فيض رساندپي او را به خلايق ودستگيري او از در ماندگان وبي چاره ها نميتواند مانع شود .چه بسا کساني با توسلات شان از فيبض وجود امام بهره ها ببرند وبرده اند .

4-مهمترين و برجسته ترين شباهت امام به خورشيد پشت ابر اينست که همان طوريکه ابر مانع از ديدن خورشيد يک مانع موقت است وهر گز نميتواند دائمي با شد وبراي هميشه مانع خورشيد با شد ،غيبت امام نيز موقت بوه وظهور او قطعي است .روزي فرا ميرسد که امام از غيبت بدر آمده وخورشيد وجودش طالع خواهد گشت .

5-مي توان گفت يکي از شباهت ها ي ديگر اينکه : همان طوريکه زوال ابر از جلو خورشيد نيازمند وجود وزش باد است تا ابر ها را کنا ر زده خورشيد چهره بنمايد ،ظهور امام وطلعت وجود او نيازمند زمينه سازي وبستر سازي است .يعني اگر باد ها ي حوادث مارا وادار به بستر سازي براي ظهور نکند وما اقدامي در جهت برپائي ظهور از خود نشان ندهيم امام ظهور نخواهد کرد چنانچه تا حال ظهور نکرده است .پس ظهور حضرت نيازمند آمادگي ما براي پذيرش حکومت او و نيازمند بستر سازي ما براي  قيام اوست

بي فا يد ه نيست که د راين مجال به برخي از آراء بزرگان ودانضشمندان نيز اشارتي صورت گيرد تا اگر نکته اي ومطلبي نا مفهوم وکم توضيح مانده با شد بيشتر واضح گردد .   

 آرا ء دانشمندان

 برخي از محققين شبهه اي مطرح کردند به اين صورت که فا يده امام غائب چيست ؟ آيا غيبت مضر به منافع امام نيست ؟امامي که دست مردم از دامن او کوتاه است چه فا يده اي دارد ؟

جواب :  (شهيد محمد صدر) 

1-غرض اصلي از خلقت امام، هدايت ورهبري مردم نيست که اگر اين محقق نشد امام فا قد فا يد ه شود ،بلکه هدف از خلقت اين موجودات اشرف اينست که آنان واسطه فيض اند .غايت حقيقي خلقت آنان اين است که وسا يط در فيض اند وتعليم وهدايت مردم واستکمال نوع بشر ،هدف عارضي است که از قرار گرفتن آن وجودات در بين مردم حاصل مي شود .بر اين اساس فرقي ندارد که امام ظا هر مشهور با شد ويا  خامل مستور .شا يد بتوان گفت يکي از وجوه تشبيه امام به خورشيد پشت ابر همين نکته با شد که بهره گيري مردم از نور خورشيد هدف عرضي است ونقش اصلي خورشيد ثبات ومحور بودن کل منظومه شمسي است که در اين صورت ابر به آن نمي تواند ضرر بزند .خلا صه اين که هدف اصلي امام چيزي فرا تر از هدايت مردم است وآن حفظ نظام هستي به يمن وجود شريف اوست .در اين صورت فا يد ه اصلي امام غائب با امام حاضر فرقي نمي کند واصولا اين پر سش که (فايده امام غائب چيست ؟)حاکي از عدم درک صحيح از معناي حجت است .

2-فوايد امام منحصر ومحصور درديدن او نيست .امام فوايد زيادي را بدون ديدن او مي تواند نصيب  جا معه ديني نمايد ، معرفت اما م ،تصديق به وجود امام واعتراف به خلافت الهي او فوايد کثري را متوجه مومنان مي کند وفا يد ه منحصر به مشا هده او نيست .[12]

 3-يکي از فوايد وجود امام غائب «هدايت باطني »آن امام است که عبارت است از دست گير ي از راه باطن وهدايت انسان از راه درون .اين نوع هدايت ازان جهت که نوعي هدايت تکويني است ،احتياج به حضور امام ندارد ولازم نيست امام را ملاقات کنيم ،بلکه با غيبت امام نيز امکان پذير است .برخي از مساعدت هاي حضرت متوقف به حضور آن بزرگوار نيست بلکه در زمان غيبت هم او بر شيعيانش نظر دارد ودر مواقع ضرور ي واضطرار براي نجات شيعيانش اقدام ميکند واز آنها دستگيري مي کند .شيعيان در تعريف فلسفي- عرفاني امامت ، امامت را منصبي الهي ميدانند که در اکثر از وظايف ومسئوليت ها مثل نبوت است جز در تحمل وحي ،زيرا امامت استمرار نبوت است وتمام وظايف نبوت (سواي وحي )برعهده امام هست واوبايد انجام دهد وصلاحيت هاي اونيز همسان نبي است .همان طورکه نبي صاحب تصرف در نفوس است براي ارتقاءوتکامل بخشي، امام هم اين صلاحيت تصرف را در نفوس  براي رساندن به کمال مطلوب، دارند .[13] 

 

 

 

 



--------------------------------------------------------------------------------

[1] روایات از کتاب پر ارج کمال الدین وتمام النعمه تالیف شیخ صدوق  نقل شد ه  که برحسب معیار رجالی تمام مشا یخ صدوق ثقه هستند .

[2] نهج البلاغه ،صبحی صالح،خطبه 150 .

[3] قال الصدوق :حدثنا محمد بن احمد الشیبانی (ره)قال حدثنا احمدبن یحی بن ذکریاالقطان قال حدثنا بکر بن عبد الله بن حبیب قال حدثنا الفضل بن صقر العبدی قال حدثنا ابو معاویه عن سلیمان بن مهران  الاعمش ،عن الصادق جعفر بن محمد عن ابیه محمد بن علی عن ابیه علی بن الحسین علیهم السلام ....

[4] کمال الدین وتمام النعمه ،محمد بن علی الصدوق،باب 21،ح22،ص 393 .

[5] قال الصدوق حدثنا غیر واحد من اصحا بنا قالو احدثنا محمى بن همام عن جعفر بن محمى بن مالك الفزاریقال حدثنی الحسن بن محمد بن سماعه عن احمد بن الخارث قال حدثنی المفضل بن عمر عن یونس بن ظبیان عن جابر بن یزید الجعفی قا ل سمعت جابر بن عبد الله انصا ری  يقول ززز

[6] کمال الدین وتمام النعمه ،صدوق ،ج1،باب23،ح3،ص475 .

[7] قال الصدوق حدثنا محمد بن محمد بن عصام الکلینی قال حدثنا محمد بن یعقوب الکلینی عن اسحاق بن یعقوب قال سالت محمد بن عثمان العمری (رض)ان يوصل لي كتابا قى سالت فيه عن مسا ةل اشكلت علي فورد التوقيع بخط مولا نا صا حب الزمان عليه السلام...

[8] کمال الدین تمام النعمه ،صدوق،ج2،ح4،ص237 .

[9] مجله انتظار ،ش11و12 ،مقاله نعمت در پرده غیبت ،ص208 .

[10] اصول کافی ،کلینی ،ج1،حدیث 10 ،ص 179 .

[11] میزان الحکمه ، ری شهری ، ج1 الامامه = ص132 .

[12] مجله انتظار،ش 7، امام مهدی از منظر صدر المتآ لهین ، حسين علي سعدی،صص225و226 .

[13] علی اصغر رضوانی ،موعود شناسی ،ص 403 .

خدايا .پروردگارا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟
تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا
گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند
و خواري ام را طلب مي كنند؟